مرتضی کلانتریان

مرتضی کلانتریان

مرتضی کلانتریان، مترجم، حقوقدان و قاضی، در سال 1311 در شهر تنکابن به دنیا آمد. پس از اخذ مدرک دیپلم، برای تحصیل در رشته‌ی حقوق وارد دانشگاه تهران شد. در این سال‌ها اگرچه با دروس و کتب رشته‌ی حقوق مشغول بود اما از طرفی دیگر علاقه به ادبیات و پس از آن فلسفه به تدریج در وجودش بروز پیدا کرد. خواندن داستان‌های نویسندگان آمریکایی و انگلیسی چون ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، دوس پاسوس و ... که توسط انتشارات پنگوئن چاپ می‌شد او را به وادی ادبیات کشاند. و بعدها ترجمه‌ی کسانی چون نجف دریابندری او را به خواندن آثار ترجمه نیز سوق داد. سپس برای تحصیلات عالی به فرانسه سفر کرد و مدرک دکترایش را از دانشگاه پاریس گرفت.
  • به کوشش عاطفه صابونی

مرتضی کلانتریان، مترجم، حقوقدان و قاضی، در سال 1311 در شهر تنکابن به دنیا آمد. پس از اخذ مدرک دیپلم، برای تحصیل در رشته‌ی حقوق وارد دانشگاه تهران شد. در این سال‌ها اگرچه با دروس و کتب رشته‌ی حقوق مشغول بود اما از طرفی دیگر علاقه به ادبیات و پس از آن فلسفه به تدریج در وجودش بروز پیدا کرد. خواندن داستان‌های نویسندگان آمریکایی و انگلیسی چون ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، دوس پاسوس و ... که توسط انتشارات پنگوئن چاپ می‌شد او را به وادی ادبیات کشاند. و بعدها ترجمه‌ی کسانی چون نجف دریابندری او را به خواندن آثار ترجمه نیز سوق داد. سپس برای تحصیلات عالی به فرانسه سفر کرد و مدرک دکترایش را از دانشگاه پاریس گرفت. سفر به فرانسه و تسلط بر زبان فرانسوی درهای ادبیات فرانسه را بر کلانتریان گشود و این‌بار لذت خوانش کتاب به زبان اصلی را تجربه ‌‌کرد و با ادبیات فرانسه و نویسندگانش آشنا شد. او پس از دفاع از رساله دکترایش در رشته‌ی حقوق، به ایران بازگشت. در ایران به عنوان قاضی در دادگستری بهشهر مشغول به کار شد. تحصیل و کار در زمینه‌ی قضاوت سبب تقویت دو خصلت در کلانتریان شد؛ انسانیت و داوری بی‌طرفانه. خودِ او در این مورد چنین می‌گوید: «وقتی با متهمی مواجه می‌شدم چه در مقام بازپرس و چه در مقام قاضی با او به عنوان یک انسان رفتار می‌کردم. یعنی به هیچ وجه او را تحقیر نمی‌کردم. هیچ‌گاه اهانت و بدرفتاری و خشونت با او نداشتم». از آنجا که قاضی شهر بود و شخصیتی به‌ دور از هیاهو داشت، خلوتِ دنجی برای خود ساخته بود و در این خلوت مطالعاتش در زمینه‌ی ادبیات، فلسفه و حقوق را همچنان دنبال می‌کرد.

کلانتریان پس از بازنشستگی به شغل وکالت روی آورد اما خیلی زود پشیمان شد و وکالت را کنار گذاشت و به جای آن فعالیت در ادبیات و ترجمه را انتخاب کرد؛ کاری که تا پایان عمر آن را ادامه داد. حتی در کهنسالی و آخرین روزهای زندگی‌اش نیز علاقه‌ به ترجمه را داشت و از این گِله می‌کرد که شرایط جسمی‌اش اجازه‌ی کارِ پشتِ میز ترجمه را به او نمی‌دهد.

کلانتریان در سال 48 نخستین ترجمه‌اش را با کمک عبدالله توکل چاپ و منتشر کرد؛ کتاب «لطف دیررس» نوشته‌ی آلن پیتون، نویسنده‌ی آفریقای جنوبی که در ایران ناشناخته بود. کلانتریان برای ترجمه‌ی این کتاب مجبور شد انجیل و تورات را دوبار بخواند تا بتواند قسمت‌های اقتباسیِ «لطف دیررس» را ترجمه کند. این حساسیت و دقت در ترجمه و سعی در انتقال تمام و کمالِ اندیشه‌های نویسنده از دغدغه‌های همیشگی کلانتریان به عنوان مترجم بود.

کلانتریان در سال‌های بعد ترجمه‌ی آثار نویسندگان مهمی که در ایران ناشناخته مانده بودند را پی گرفت ، در سال 1356 رمان «دایی من بنژامن» نوشته‌ی کلود تیلیه‌ی فرانسوی را ترجمه کرد و بعد کتاب درخشان و ماندگار «نقطه ضعف» (1357) از آنتونیس سامارکیس، «وجدان زنو» (1363) از ایتالو اسوو، «خاطرات یک بچه‌ی ناقلا» (1375) از لوییجی برتلی و ... . در واقع کلانتریان با معرفی نویسندگان مهم ناشناخته‌ی جهان تاثیر به‌سزایی بر ادبیات ایران گذاشت. شاید شناخته‌ شده‌ترین ترجمه‌ی او در حوزه‌ی ادبیات، کتاب «سیمای زنی در میان جمع» از هانریش بل باشد، ترجمه‌ای که تا سال‌ها انتشار آن ممنوع بود و پس از انتشار استقبال گسترده‌ای از آن شد. و با وجود ترجمه‌های متعدد از این اثر در دهه‌های بعدی، همچنان ترجمه‌ی کلانتریان ترجمه‌ای معتبر و بی‌نظیر مانده است.

کلانتریان در انتخاب کتاب و نویسندگان برای کارِ ترجمه، به شهرت، جایزه‌های ادبی و یا پرفروش بودن اهمیت نمی‌داد، بلکه در گزینشِ آثار به طرز فکر نویسنده و نزدیکیِ اندیشه‌های خودش با نویسنده‌ی اثر توجه داشت، اینکه تا چه حد می‌تواند دنیای نویسنده و اثرش را درک کند. خود در این‌ باره چنین می‌گوید: «انسانی بودن کار برای من مسئله اساسی است. یعنی آنچه در یک کتاب برای من مهم است، ارزش انسان و انسانیت است. صرف نظر از هرگونه مذهب و اندیشه‌ای که دارند، هر کجا که زندگی می‌کنند، مسئله انسانیت برای من اولویت دارد. در نتیجه همین که کتابی جنبه انسانی موضوع را همان گونه که من بپسندم بیان کند، آن کتاب را بدون تردید و تأمل ترجمه می‌کنم، خواه نویسنده‌اش ناشناس باشد خواه از نویسنده‌ای مشهور، تمام ترجمه‌های من در حوزه ادبیات، کتاب‌هایی است که با طرز تفکر نویسندگانش احساس نزدیکی می‌کنم و در همه آنها انسان و ارزش‌های انسانی جایگاه اصلی را دارد». خصوصیتی که احتمالاً در سال‌ها قضاوت در دادگاه‌ها ریشه دارد.

در طی سال‌ها کار در حوزه‌ی ترجمه، بارها پیش آمده بود که آثار مرتضی کلانتریان سال‌ها در صف مجوزِ انتشار باقی بمانند تا جایی که با وجودِ شخصیتِ کم‌سخن و نسبتاً منزویِ او، در مصاحبه‌هایی از وضعیت ناامیدکننده‌ی ترجمه و نشر شکایت کرده بود. با این حال و به رغم نامهربانی‌هایی که دیده بود به ترجمه وفادار ماند و در دهه‌ی نود کتاب‌های درخشانی چون «دیدار به قیامت» نوشته‌ی پیر لومتر و «افسانه پدران ما» از سورژ شالاندن ترجمه و منتشر کرد.

نثر و زبان کلانتریان در ترجمه، دقیق و در عین حال روان و ساده است. نثر او تابعِ سبکِ نویسنده بود و هر جا که زبانِ اثر زبانی بی‌پیرایه و روزمره باشد، زبان ترجمه نیز چنین خواهد بود و اگر زبانِ اثر ادبی و کلاسیک باشد، زبان ترجمه‌ی فارسیِ کلانتریان نیز چنین است. اما ویژگی شاخص ترجمه‌ی مرتضی کلانتریان در این‌جا است که او به دلیل علاقه‌اش به فلسفه و حقوق معمولاً آثاری را انتخاب می‌کرد که ملهم از اندیشه و زبان فلسفی‌اند و با وجود زبان پیچیده‌ی چنین آثاری و سختیِ انتقال آنها به زبان دیگر، کلانتریان با دقتی مثال‌زدنی در انتخاب کلمات و مهارتی تحسین‌برانگیز، ترجمه‌های معتبری را به حوزه‌ی ترجمه‌ی فارسی ارائه کرده است.

کلانتریان در کنار ترجمه‌ی ادبیات، در ترجمه‌ی کتب و متون حقوقی و سیاسی نیز دستی داشت. در این زمینه ترجمه ی کتبی چون «رؤیا و تاریخ؛ آمریکا در دو قرن» نوشته کلود ژولین روزنامه‌نگار فرانسوی (1357)، «حقوق بین‌الملل در جهانی نامتحد» (1370) و «نقش زور در روابط بین‌الملل» (1375) نوشته آنتونیو کاسسه حقوقدان ایتالیایی، «بشریت و حاکمیت‌ها؛ سیری در حقوق بین‌الملل» نوشته مونیک شمیلیه ژانرو (1382)، «ادبیات و حقوق» (1381) و «اندیشه‌های حقوقی» (1382) نوشته فیلیپ مالوری، قابل ذکر است.

مرتضی کلانتریان پس از یک عمر خدمت به دنیای فرهنگ، ادبیات، حقوق و سیاستِ ایران، سرانجام در 12 خرداد ماه 1398 بر اثر سقوط از ارتفاع درگذشت.

  • آثار
  • ​ترجمه

لطف دیررس- آلن پیتون

دایی من بنژامن- کلود تیلیه

وجدان زنو- ایتالو اسوو- انتشارات آگاه

سیمای زنی در میان جمع- هاینریش بل- آگه

نقطه ضعف- آنتونیوس ساماراکیس- آگاه

ظرافت جوجه تیغی- موریل باربری- کندوکاو

دیدار به قیامت- پیر لومتر- آگاه

خاطرات یک بچه ناقلا- لوییجی برتلی- چشمه

افسانه پدران ما- سورژ شالاندن- آگه

قرارداد اجتماعی- ژان ژاک روسو- آگاه

بررسی یک پرونده قتل- میشل فوکو- آگه

مرد رویاها: زندگینامه جان رید- رابرت روزنستون- چشمه

رؤیا و تاریخ آمریکا در دو قرن- کلود ژولین- آگاه

حقوق بین‌الملل در جهانی نامتحد- آنتونیو کاسسه

نقش زور در روابط بین‌الملل- آنتونیو کاسسه

بشریت و حاکمیت‌ها؛ سیری در حقوق بین‌الملل- مونیک شمیلیه ژانرو- آگاه

اندیشه‌های حقوقی- فیلیپ مالوری- آگه

ادبیات و حقوق- فیلیپ مالوری- آگه

رساله‌ای کوچک درباره فضیلت‌های بزرگ- آندره کنت، اسپونویل- آگاه

یک رأی داوری و دو نقد- رنه ژان دوپونی و دیگران

برچسبها