ابراهیم یونسی

ابراهیم یونسی

ابراهیم یونسی، مترجم و نویسنده، سال 1305 در شهر بانه‌ی کردستان به دنیا آمد. پدرش خان‌زاده بود –از طایفه‌ی یونس‌خان- و مادرش رعیت. نفوذ و قدرت خاندان پدریِ‌ِ ابراهیم در بانه آنقدر بود که پس از تغییر نهادهای اداری و دولتی در ایران، پدرش شهردار این شهر شد.
  • به کوشش عاطفه صابونی

ابراهیم یونسی، مترجم و نویسنده، سال 1305در شهر بانه‌ی کردستان به دنیا آمد. پدرش خان‌زاده  بود –از طایفه‌ی یونس‌خان- و مادرش رعیت. نفوذ و قدرت خاندان پدریِ‌ِ ابراهیم در بانه آنقدر بود که پس از تغییر نهادهای اداری و دولتی در ایران، پدرش شهردار این شهر شد.

یونسی دو ساله بود که مادرش از دنیا رفت و مادربزرگِ مادری‌اش پرورش او را برعهده گرفت و از آنجا که از مردم عادی و رعیت بودند، زندگی‌شان با چاشنی قناعت و فقر همراه بود. ابراهیم دوران ابتدایی مدرسه را در دبستان بانه گذراند و برای ادامه تحصیل در دبیرستان به سقز رفت و آمد می‌کرد تا اینکه در سال 1322 دبیرستان را به پایان رساند. در این سال‌ها حکومت پهلوی در راستای سیاست ایل‌زدایی و تمرکز قدرت در حکومت مرکزی، در بخش‌نامه‌ای از عشایر دعوت کرد اگر فرزند واجد شرایط برای تحصیل در مدرسه نظام دارند، معرفی کنند. ابراهیم جوان از این فرصت استفاده کرد و دو سال بعد دیپلم نظامی‌اش را گرفت. سپس وارد دانشکده افسری شد و در سال 1327 با درجه ستوان دومی فارغ‌التحصیل شد. ابراهیم یونسی پس از فارغ‌التحصیلی ازدواج کرد و در لشکر چهار رضائیه‌ی ارومیه مشغول خدمت شد تا اینکه چند سال بعد، روزی گُردانی مشغول تمرین شلیک به یک قوطی کبریت بود و یونسی در کنار محوطه ایستاده بود، که ناگهان گلوله‌ی فرمانده به پای چپ او اصابت می‌کند و آسیب به‌قدری شدید بوده که پای چپ او از کار می‌افتد و اجباراً او به اداره‌ی ذخایر ارتش منتقل می‌شود.

در آن سال‌ها روشنفکران، تحصیل‌کردگان و جوانان بسیاری تحت تاثیر ایدئولوژی‌های نوین و مبارزه‌جو به حزب توده و گرایشات چپیِ آن متمایل شدند و مخفیانه فعالیت داشتند؛ یونسیِ نظامی نیز یکی از این جوانان بود. اما با وقوع کودتای 28 مرداد 1332، او به همراه افسرانِ بسیارِ دیگری دستگیر و راهی زندان می‌شود. در دادگاه نظامی، گروه دوازده نفره‌ی دوستانه‌ی آنها جمعاً به اعدام محکوم می‌شوند. هر یازده نفر دوست و هم‌فکر او در مقابل چشمانش اعدام می‌شوند، اما در لحظات پایانی پیش از اعدام، حکم عفو او از سوی محمدرضا شاه، به دلیل از دست دادن پای یونسی در حین خدمت، او را از مرگ نجات می‌دهد و با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم می‌شود. به این ترتیب دوران حبسِ او در زندان آغاز می‌گردد. یونسی که بعد از تمام این اتفاقات، تنها و سرخورده شده بود، دور سیاست و فعالیت‌های سیاسی را خط می‌کشد و در زندان با یادگیری زبان انگلیسی خود را مشغول می‌کند. همچنین از طریق مکاتبه، در مدرسه هنر داستان‌نویسی انگلیسی شرکت می‌جوید و با پشتکاری تحسین‌برانگیز مدرک داستان‌نویسی را اخذ می‌کند و اولین تجربه‌ی مترجمی را با برگرداندن رمان «آروزهای بزرگ» نوشته‌ی دیکنز به فارسی به دنیای چاپ و نشر می‌سپارد. او در طول دوران حبس، چهار کتاب را ترجمه می‌کند که دوتای آن‌ها چاپ می‌شود. به‌علاوه یادداشت‌برداری، نگارش و تدوین اولیه‌ی کتابِ معتبر و بدیعِ «هنر داستان‌نویسی» را در این دوران شروع می‌کند؛ تا اینکه در سال 1341 برای دومین بار عفوِ شاهانه شامل حال او می‌شود و او پس از تحمل هشت سال حبس آزاد می‌گردد. در همین سال کتاب «هنر داستان‌نویسی» چاپ و منتشر می‌شود. کتابی که جهشی عظیم را در داستان‌نویسی ایران به ارمغان ‌آورد. این کتاب از اولین کتاب‌ها درباره‌ی داستان‌نویسی است که با انتشارش، نویسندگان و نظریه‌پردازان ایرانی را به لزوم چاپ کتاب‌هایی در زمینه‌ی داستان‌نویسی آگاهاند و در سال‌های بعد کتاب‌های ارزشمند دیگری چون «قصه‌نویسی» براهنی، «ادبیات داستانی» و «عناصر داستان» میرصادقی وارد بازار ادبیات شدند.

یونسی سی و هفت ساله، پس از آزادی، مدتی به بیکاری گذراند، تا سرانجام به عنوان رئیس دارالترجمه در مرکز آمار استخدام می‌شود. و از این سال به بعد نوشتن داستان و رمان را نیز در کنار ترجمه شروع می‌کند. یونسی با سخت‌کوشی و تلاشی دوچندان ترجمه‌های درخشانی را از نویسندگان کلاسیک جهان چون چارلز دیکنز، داستایوفسکی، لئو تولستوی به ادبیات فارسی تقدیم و برای اولین بار نویسندگانی چون توماس هاردی را در ایران معرفی می‌کند. در عین حال با ترجمه‌ی کتاب‌ «جنبه‌های رمان» فورستر به تقویت حوزه‌ی نظری داستان نیز همت گماشت.

با وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت، ابراهیم یونسی که اصالتی کُرد داشت، در ارتش و نظام نیز خدمت کرده بود و نیز مورد اعتماد بازرگان بود به فرمانداریِ کردستان انتخاب می‌شود. چهار ماه فرمانداری در سال‌هایی که کردستان دچار آشوب‌های استقلال‌خواهی و تجزیه‌طلبی است، بار دیگر یونسی را از سیاست بیمناک می‌کند؛ سیاست را کنار می‌گذارد و به دنیای ادبیات و ترجمه بازمی‌گردد. چند سال بعد نیز به طور رسمی بازنشسته می‌شود. و این‌بار داستان‌نویسی را جدی‌تر پی می‌گیرد و رمان «گورستان غریبان» را چاپ می‌کند و بعد از آن رمان‌های دیگرش از راه می‌رسند. داستان‌های یونسی اغلب در کردستان و میان مردم کُرد می‌گذرد. تصویر تراژیکی که او از زندگی مردم کردستان ترسیم می‌کند، در تقابل آشکار با تصاویر یک‌سویه‌ی داستان‌های جنگ از این مردم قرار می‌گیرد. زیرا اغلب داستان‌های جنگ، بی‌توجه به پیشینه تاریخی و اجتماعی و زندگی مردم منطقه، به‌گونه‌ای پرداخت می‌شوند که اثری تبلیغی و تک‌صدا از آب درمی‌آیند. در حالی‌که ابراهیم یونسی با توجهی که به چنین سوابقی دارد، تک‌افتادگی مردم روستاها و شهرهای کوچک مرزی را بازتاب می‌دهد. با این‌حال باید توجه داشت که از نظر زبان و نثر، صناعت داستان‌نویسی و جستجوی مضمون‌های تازه، کارهای تالیفی او چیزی به داستان ایران اضافه نکرده است؛ برخلاف ترجمه‌هایش که همواره پله‌هایی رفیع برای شناخت ادبیات جهان و تعامل با آن بوده است. اما عشق او به کردستان و فرهنگ کُردی تنها در داستان‌هایش نمود نمی‌یابد، بلکه او در طی سالیان عمر خود کتب متعددی را در زمینه‌ی شناخت فرهنگ، تاریخ و جامعه مردم کُرد، ترجمه و تالیف کرده است.

زبان یونسی در ترجمه، روان و یکدست و ساده است. به مقتضای لحن نویسنده و زبان شخصیت‌ها از عبارات، اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های فارسیِ درخور استفاده می‌کند. در واقع توجه و دقت او در انتقال لحنِ شخصیت‌ها از امتیازاتِ ترجمه‌های یونسی است. در عین‌حال به لزوم وفاداری به اندیشه‌های نویسنده و محتوای اثر نیز واقف است. او در مصاحبه‌ای بیان کرده که نزدیکی اندیشه‌های نویسنده به اندیشه و افکار خودش و نیز تازه و مفید بودنِ آن اندیشه‌ها معیاری است که منجر به انتخاب و گزینش او برای برگرداندنِ اثری به زبان فارسی می‌شود.

ابراهیم یونسی در طول عمر پربار و پررنج خود حدود هشتاد کتاب در حوزه‌های ترجمه و تالیف منتشر کرد و تاثیر عظیمی بر ترجمه ادبیات جهان، داستان فارسی، کتاب و کتاب‌‌خوانی گذاشته است. سرانجام، او در هشتاد و سه سالگی به آلزایمر مبتلا شد و دو سال بعد در بهمن ماه 1390 چشم از جهان برگرفت.

  • آثار

دلداده‌ها

رویا به‌ رویا

مادرم دو بار گریست

کج کلاه و کولی

گورستان غریبان

زمستان بی‌بهار

شکفتن در باغ

دادا شیرین

اندوه شب بی پایان

دعا برای آرمن

هنر داستان نویسی

  • ترجمه‎ها

ادبیات آفریقا -او. آر. دی ثورن

تاریخ ادبیات یونان – رز هربرت جنینگز

تکیه‌گاه – درایز تودور

قیام شیخ سعید پیران – اولسن رابرت

کردها و کردستان – درک کینان

هنرنمایشنامه نویسی- برنارد گربانیه

طوفان – ویلیام شکسپیر

جنبه‌های رمان- ادوارد مورگان فورستر

اگر بیل استریت زبان داشت- جیمز بالدوین

کردها ترکها عربها –  سیسل جی ادموندز

یک جفت چشم آبی – تامس هاردی

به‌ دور از مردم شوریده – ‌ تامس هاردی

جود گمنام – تامس هاردی

موسیقی و سکوت – رز تره‌ مین

بازگشت بومی – تامس هاردی

گشتی در کردستان ترکیه ‌ – شرین لیزر

مردی که‌ خورشید را در دست داشت – جک ریموند جونز

مسله‌ کرد و روابط ایران و ترکیه‌ – السن رابرت

با این رسوایی چه‌ بخشایشی – رندل جاناتان

علامتچی – چارلز دیکنز

خانه قانون‌‌زده- چارلز دیکنز

داستان دو شهر – چارلز دیکنز

آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز

چارلز دیکنز – هاردی باربارا

دفتر یادداشت روزانه‌ یک نویسنده‌ – داستایفسکی فودورمیخایلویچ

کردها – مصطفی نازدار

اسپارتاکوس – فاست هوارد

جامعه‌ شناسی مردم کرد(آغا، شیخ و دولت)-  برویین سن، مارتین وان

جنبش ملی کرد – کریس کوچرا

زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی – استرن لارنس

دست تکیده‌ – تامس هاردی

تاریخ اجتماعی هنر – هاوز آرنولد

سیری در ادبیات غرب – پریستلی ، جان بوینتن

تاریخ ادبیات روسیه‌ – میرسکی سی دی

میراث شوم – گیسینگ جورج

لینمارا،عشق و آرزو – گاسکین کاترین

آشیان عقاب – هون کنستانس

تامس هاردی – لویس سی دی