مهدی غبرایی

مهدی غبرایی

مهدی غبرایی، مترجم ایرانی، دوم مرداد ماه 1324 در لنگرودِ سبز و بارانی به دنیا آمد. پدرش، محمد غبرایی، سواد و علاقه به شعر فارسی را از پدر به ارث برده بود.

مهدی غبرایی، مترجم ایرانی، دوم مرداد ماه 1324 در لنگرودِ سبز و بارانی به دنیا آمد. پدرش، محمد غبرایی، سواد و علاقه به شعر فارسی را از پدر به ارث برده بود. پسران و دخترانش روزها با شنیدن قصه‌، متل، مثل، شعر و ترانه‌های محلی از زبان شیرین ننه‌جانِ قصه‌گو سرگرم می‌شدند و شب‌ها با صدای گرم پدر در خواندن قرآن و اشعار حافظ، سعدی و عبید زاکانی به خواب می‌رفتند. خریدن و خواندن مجلات روزِ ایران چون؛ «تهران مصور»، «اطلاعات هفتگی» و «ترقی» از دیگر علاقه‌های همیشگی پدر بود که به فرزندانش به ارث رسید؛ برادر بزرگ‌تر، احمد، مجله «آسیای جوان» را به مجله‌های خانوادگی اضافه کرد و خواهران «اطلاعات بانوان» را و مهدی به فراخورِ کودکی‌اش «اطلاعات کودکان» و «کیهان بچه‌ها» را می‌خواند. در چنین فضایی بود که کودکیِ مهدی غبرایی در میان داستان‌های هزار و یک شب، شعرهای عبید زاکانی، حکایات سعدی و داستان‌های پرماجرای پاورقیِ مجلات، سپری شد و روز به روز علاقه و شیفتگی‌اش به ادبیات بیشتر می‌شد. رفت و آمد در کتابخانه‌‌های لنگرود، سرگرمی دوران نوجوانی مهدی و بردارانش بود که البته عطش مهدی را سیر نمی‌کرد، پس مهدی غبراییِ نوجوان تصمیم گرفت کتابخانه‌ی شخصی خودش را داشته باشد. در آن زمان سازمان کتاب‌های جیبی انتشارات فرانکلین (که بعدها به انتشارات امیرکبیر واگذار شد) با شعار «کتاب به قیمت بلیط سینما» هفته‌ای یک کتاب چاپ می‌کرد و غبرایی با خرید کتاب‌های جیبی با نویسندگانی چون فاکنر و همینگوی آشنا شد. خرید کیلوییِ کتاب از انتشارات گوتنبرگ و آشنایی با نشریه‌ی «کتاب هفته» نیز کتابخانه‌ی شخصی‌ او را غنی‌تر کرد. به قول خودش، در حقیقت خواندن «کتاب هفته» او را کتاب‌خوان و شیفته‌ی ادبیات کرد.

انتخاب رشته‌ی ادبی در مقطع متوسطه، علاقه به علوم انسانی را بیش از پیش کرد. نوشتن داستانک‌ و پروراندنِ رویای نویسندگی و فیلم‌سازی در ذهن، شوق و انگیزه‌ی او در نوجوانی بود. اما در انتخاب رشته‌ی ورودیِ دانشگاه تهران، رشته‌ی علوم سیاسی را انتخاب کرد؛ با گمان این‌که بعدها به استخدام وزرات امور خارجه در می‌آید و از این طریق به خارج از ایران مهاجرت می‌کند. سرنوشت چنین پیش ‌نرفت. مهدی غبرایی به همراه برادر کوچک‌ترش، هادی، به محافل ادبی و هنری دهه‌ی چهل رفت و آمد می‌کردند و از آن‌جا با افراد بسیار و اندیشه‌های مارکسیستی که در آن زمان رایج بود، آشنا شدند. به تدریج پای دو برادر به محافل سیاسی و مارکسیستی باز شد و چیزی نگذشت که توسط رژیم شاهنشاهی دستگیر شدند و به حبس افتادند و هفت سال (تا سال 1357) در محاق رفتند.

پس از انقلاب، مهدی غبرایی در دفتر حقوقی وزارت فرهنگ و آموزش عالی مشغول به کار شد اما دو سال بعد، یعنی در سال 1360، از کار برکنار شد. غبراییِ سی و شش ساله، تحت‌تاثیر برادرش فرهاد که زبان و ادبیات انگلیسی خوانده بود و از چند سال قبل شروع به ترجمه کرده بود، با پیش‌زمینه‌ی قوی‌ای که در زبان انگلیسی داشت، و نیز شناختی که از زبان و ادبیات فارسی در طی سال‌ها مطالعه‌ی آثار ایرانی و فارسی به دست آورده بود، به ترجمه کتب ادبی جهان روی آورد. اولین کار او، ترجمه‌ی مجموعه داستانی روسی بود که بعدها از آن دل خوشی نداشت. اما دومین کار ترجمه‌ای او، اثری از رومن گاری بود که در آن زمان به صورت پاورقی در «کتاب هفته» چاپ می‌شد و بعدها به صورت کامل چاپ و منتشر شد. با چاپ این ترجمه بود که مهدی غبرایی حضور خود را به عنوان مترجمی دانا و ماهر نشان داد و رویای خیال‌انگیزِ نویسندگی و فیلم‌سازی را کنار گذاشت و با آگاهی، عشقش به مترجمی را انتخاب کرد.

مهدی غبرایی، تا کنون بیش از پنجاه اثر از نویسندگان معروف جهان چون؛ ویرجینیا وولف، ویلیام فاکنر، هاروکی موراکامی، ایشی‌گورو، رومن گاری، خالد حسینی و نویسندگان گمنامی چون؛ ویلیام اوکانر، لویس لیری، استیو بوگارت، شیوا نیپل، ترجمه کرده است. آثار او معمولاً با استقبال مخاطبان و منتقدان همراه بوده.

اولویت غبرایی در انتخاب کتاب برای ترجمه، حسِ دوستی و نزدیکی به کتاب و جهان داستان و نویسنده و نیز توانایی ترجمه‌ی کتاب موردنظر، است. مترجم یا با اثر همذات‌پندری می‌کند و دیدگاهی نزدیک به نویسنده دارد و یا خلاقیت و هنر نویسنده  او را شیفته‌ی اثر می‌کند و به سوی بازگرداندن او به زبانِ مقصد می‌کشاند. به گمان او، گاهی مترجم به کتابی علاقه پیدا می‌کند اما آنچنان که باید با جهان داستان مأنوس نمی‌شود که توانایی ترجمه‌اش را داشته باشد، در این حالت بهتر است عطای ترجمه را به لقایش ببخشد. و غبرایی با ترجمه‌هایی که انجام داده، نشان داده است از چنین هوشی در تشخیص این مسئله، برخوردار است. به نظر او اگر در گذشته، مترجم ایرانی عمده توجهش به روایتِ داستان و درآوردن حس ماجراجویانه‌ی داستان‌ها بوده است؛ مترجم حالایی و هم‌نسلِ او توجهش بیش‌تر به لحن و سبک نویسنده است. و برآمدن از عُهده‌ی لحن، زبان و سبک نویسنده در گرو این است که مترجم علاوه بر تسلط بر زبان مبدأ و مقصد، نگاه و جهانِ اثر را درست تشخیص دهد و متناسب با آن به زبانی دیگر برگرداند.

ترجمه‌های غبرایی نه صرفاً در محدوده‌ی آثار فاخر ادبی مانده و نه فقط آثار مردم‌پسند و پرفروشِ جهان را شامل شده است. ترجمه‌های او شامل آثار مهم ادبی چون کتاب «موج‌ها»ی ویرجینیا وولف و یا «دفترهای مالده لائوریس بریگه» نوشته‌ی ریلکه است که به ندرت مخاطب عادی به سراغ آن می‌رود. آثار ساراماگو، هاروکی موراکامی، رومن گاری و بسیار رمان‌های دیگر از جمله آثاری است که هم منتقدان، خوانندگان حرفه‌ای و هم خوانندگان عادی به سراغ آن‌ها رفته‌اند و از هر دو سو با استقبال بی‌نظیری در دهه‌های مختلف روبه‌رو بوده‌اند. و ترجمه‌ی آثار نویسندگانی چون خالد حسینی، کالین مک کلاف را نیز بیشتر برای کتاب‌خوانان عادی انجام داده است.

مهدی غبرایی که فعالیت خود را در زمینه‌ی ترجمه مدیون محمد قاضی، مترجم برجسته، و احمد شاملو، شاعر و مترجم، می‌داند؛ با ترجمه‌هایی که به دست مخاطبان رسانده، کارهای بزرگی در عرصه‌ی ادبیات و ترجمه‌ی ایران انجام داده است. ترجمه‌ی هفت رمان و دو مجموعه داستان از هاروکی موراکامی یکی از این کارهاست.

اواین بار، شرف‌الدین بزرگمهر با ترجمه‌ی کتاب «کجا ممکن است پیدایش کنم» موراکامی را به جامعه‌ی ادبی ایران معرفی کرد. غبرایی با خواندن این کتاب و نیز کتابِ زبان اصلیِ «سرزمین عجایب بی‌رحم و ته دنیا» که برادرش سوغاتی آورده بود، به دنیای داستانی موراکامی علاقه پیدا کرد. اما با خواندن «کافکا در کرانه» در سال 2005، احساس کرد ترجمه‌ی آن، ذهن و روحش را صدا می‌زند، پس به ترجمه‌ی آن مشغول شد و در سال 1386 توسط نشر نیلوفر منتشر شد. پس از آن بود که ترجمه‌ی دیگر آثارِ موراکامی، یکی از علایق شخصی و کاریِ مهدی غبرایی شد.

از دیگر خدمت‌هایی که غبرایی به جامعه‌ی ادبی ایران داشته، معرفی ادبیات داستانی شرق؛ ژاپن، افغانستان، چین، بوده است. ترجمه آثار هاروکی موراکامی یکی از این‌هاست. اما در طی سالیان گذشته و با شدت گرفتن استقبال جهانی از ادبیات داستانی شرق، غبرایی یکی از مترجمان خوش‌ذوق و متعهد به ادبیات بوده است که آثار نویسندگان ژاپنی‌تباری چون؛ کوبه آبه، کازوئو ایشی گورور، نویسندگان هندی‌تباری مثل؛ وی.اس. نایپل، شیوا نایپل، آنیتا دسای، ر.ک. ناریان، نویسندگان عرب‌تباری مانند؛ طیب صلح، هشام مطر، و نویسندگان افغان‌تباری چون خالد حسینی و عتیق رحیمی را به فارسی بازگردانده است و خوانندگان ایران را با بخش مهمی از ادبیات جهان آشنا ساخته است.

با این حال، مهدی غبرایی، پس از حدود چهل سال فعالیت در عرصه ترجمه، به عنوان مترجمی چیره‌دست، دقیق و ماهر، در چاپ و انتشار آثارش بارها و بارها با ممنوعیت و توقیف مواجه شده است و از این موضوع همواره شکایت دارد با این وجود او همواره ذکر کرده که عشق و علاقه‌اش به ترجمه و شریک کردن دیگران در خوشیِ خواندنِ نوشته‌های نویسندگان بزرگ جهان، او را به ادامه‌ی این راه می‌کشاند.

آثار

الیور تویست- چارلز دیکنز- مرکز

انتخابات الویرا- وی.اس.نایپل- هاشمی

این ناقوس مرگ کیست- ارنست همینگوی- افق

آفتاب‌پرست‌ها- ژوزه ادواردو آگوآلوسا- چشمه

آوای وحش- جک لندن- ناژ

بادبادک باز- خالد حسینی- همراه، نیلوفر

بلم سنگی- ژوزه ساراماگو- هاشمی

بلندی‌های بادگیر- امیلی برونته- مرکز

بن در جهان- دوریس لسینگ- ثالث

پرستوهای کابل- یاسینا خضرا- آمتیس، نقش و نگار

پرنده خارزار- کالین مک کلاف- نیلوفر

پس از تاریکی- هااروکی موراکامی- کتابسرای نیک

پسر قاتل من- ده نویسنده- نقش و نگار

پیتر پن- جیمز بری- مرکز

تانگوی تک نفره- دانیل پسنر- مرکز

تراژدی ایرلندی (دو فیلمنامه از مجموعه عدالت کور2)- پیتر فلانری- ماکان

ترانه‌های شبانه- کازوئو ایشی‌گورو- اژدهای طلایی

تربیت اروپایی- رومن گاری- نیلوفر

تعقیب گوسفند وحشی- هاروکی موراکامی- نیکو

جنایت و مکافات ( دو فیلمنامه از مجموعه عدالت کور)- پیتر فلانری- ماکان

چارلستن- الکساندرا ریپلی- چکاوک

چاقوی شکاری- هاروکی موراکامی- نیکو

چوب نروژی- هاروکی موراکامی- نیکا

خانه‌ای برای آقای بیسواس- وی.اس.نایپل- فروزان، نیلوفر

خیابان میگل- وی.اس.نایپل- شادگان، نیماژ

خیره به خورشید- اروین یالوم- نیکو

داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی- اژدهای طلایی

در جستجوی پدرم- استیون بوگارت- شالوده

در کشور مردان- هشام مطر- نیکو

درسو اوزالا- ولادیمیر آرسنی‌یف- نیلوفر

دفترهای مالده لائوریس بریگه- راینر ماریا ریلکه- دشتستان، نیلوفر

دل سگ- میخائیل بولگاکف- اقبال، کتابسرای تندیس

دو صندوقچه طلا- چارلز دیکنز- مرکز

رانده و مانده- آنیتا دسای- آهنگ دیگر

راهنما- ر.ک.نارایان- ناهید

ریتمها- لنگستون هیوز- تصنیف

زن در ریگ روان- کوبه آبه- نیلوفر

زیستن- یو هوآ- ثالث

ساعتها- مایکل کانینگهام- کاروان، نیماژ

سرزمین عجایب بی‌رحم و ته دنیا- هاروکی موراکامی- نیکو

سفر در اتاق نسخه برداری- پل استر- ثالث

سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای سرگشتگی- هاروکی موراکامی- نیکا

سیاهاب- جویس کارول اوتس- افق

شوهر دلخواه (چهار جلدی)- ویکرام ست- چکاوک

شهردار کاستربریج- تامس هاردی- مرکز

عشق و دیگر هیچ- الکساندر کلانتای- اژدهای طلایی

عشق و مرگ در کشوری گرمسیر- شیوا نایپل- نیکا

فرزند پنجم- دوریس لسینگ- ثالث

فصل مهاجرت به شمال- طیب صالح- پوینده

کارشناس- ر.ک.نارایان- بابل، کتابسرای نیک

کافکا در کرانه- هاروکی موراکامی- نیلوفر

کتابخانه عجیب- هاروکی موراکامی- نیکا

کودکی نیکیتا- الکسی تولستوی- نیلوفر

کوری- ژوزه ساراماگو- مرکز

گربه سیاه ( ادبیات جهان برای نوجوانان)- ادگار آلن پو-مرکز

گربه‌های آدم‌خوار- هاروکی موراکامی- نیکو

گردش (چهار نمایشنامه رادیویی)- ویلی راسل- سروش

گرما و غبار- روت پرویور جابوالا- افق

گزیده‌ای از داستان ازوپ- ازوپ- نیکا

لعنت به داستایوفسکی- عتیق رحیمی- ثالث

لیدی ال- رومن گاری- ناهید

مارک تواین- لویس لیری- نسل قلم

مزدور- هوارد فاست- الفبا، نیلوفر

مشت مالچی عارف- وی.اس.نایپل- ققنوس

موج‌افرینی (نقد و نظر)- ماریو بارگاس یوسا- مرکز

موج‌ها- ویرجینیا وولف- افق

میدان مسابقه مال من است- پاتریشیا رایتسن- گل آذین

میعاد در سپیده دم- رومن گاری- کتابسرای تندیس

میلیونر زاغه‌نشین- ویسکاس سواروپ- کتابسرای نیک

ندای کوهستان- خالد حسینی- ثالث

واقعیت نویسنده (تحلیل آثار)- ماریو بارگاس یوسا- مرکز

ویلیام فاکنر- ویلیام اوکانر- نسل قلم

همفری بوگارت (زندگینامه)- استیون بوگارت- مرکز

هرگز ترکم مکن- کازوئو ایشی‌گورو- افق

هزار خورشید تابان- خالد حسینی- ثالث

هزارتوی خواب و هراس- عتیق رحیمی- ثالث

همه چیز درباره نویسندگی خلاق- کرول وایتلی، چارلی شولمن- سوره مهر

به کوشش عاطفه صابونی