احمد زیدآبادی

احمد زیدآبادی

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، کارشناس مسائل خاورمیانه و فعال سیاسی، در نهم شهریورماه 1344 در روستای زردوئیه‌ از توابع سیرجان به دنیا آمد.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، کارشناس مسائل خاورمیانه و فعال سیاسی، در نهم شهریورماه 1344 در روستای زردوئیه‌ از توابع سیرجان به دنیا آمد. خانواده‌شان، همچون اکثر دیگر خانوارهای روستا، فقیر و تنگ‌دست بودند که با خوشه‌چینی، قالی‌بافی و خرده‌کاری روزگار را سر می‌کردند. احمد دوران ابتدایی را در مدرسه‌ی روستا گذراند. از آنجا که استعداد و علاقه‌ی او به مدرسه بیش از دیگر بچه‌ها بود تصمیم به ادامه‌ی تحصیل گرفت و چون روستا برای مقاطع بالاتر کلاس نداشت به سیرجان رفت. همزمان نیز به کارگری در جاده‌سازی، دندان‌پزشکی، کارهای ساختمانی و دیگر مشاغل موقتی پرداخت. با وقوع انقلاب اسلامی و آغاز جنگ ایران و عراق، فضای کشور بیش از پیش درگیر مسائل سیاسی شد. احمد با خواندن کتاب‌، شنیدن سخنرانی و عملکردِ افراد در آن دوران، به اندیشه و عقیده‌ی شخصیت‌هایی چون دکتر مصدق، آیت‌الله طالقانی و دکتر شریعتی علاقمند شده بود. در این میان زیدآبادیِ نوجوان که دوره‌ی دبیرستان را می‌گذراند، به تدریج به رشته‌ی علوم سیاسی متمایل شد. سال 1362 در کنکور شرکت کرد و با پشتکاری که داشت در همان رشته‌ی موردعلاقه‌اش، علوم سیاسی، در دانشگاه تهران قبول شد.

رفتن زیدآبادیِ جوان از روستایی محروم به کلان‌شهرِ تهران، مشکلات و نیز فرصت‌هایی برایش پیش آورد. او به‌عنوان دانشجویی پیگیر و اهلِ فکر در دانشکده معروف شده بود. دانشجویی که قدرِ آنچه را که به‌دست آورده بود می‌دانست و با سخت‌کوشی در مطالعه و اندیشه‌ورزی، درباره‌ی مسائل روز بحث می‌کرد، سعی داشت شخصیت‌ها و مقام‌های سیاسی کشور را بشناسد و در کنار اینها کار کند و مخارج تحصیل و زندگی در تهران را تامین کند. زیدآبادی تحصیلات دانشگاهی‌اش را با وجود تمام سختی‌ها و وقفه‌ها تا درجه‌ی دکترا ادامه داد و سرانجام از رساله‌ی دکترایش با عنوان «دین و دولت در اسرائیل» دفاع کرد. دیدگاه زیدآبادی در این باره، دیدگاهی نو و با منطقی سیاست‌مدارانه بود که به مسئله‌ی اسرائیل به عنوان مسئله‌‌ای خاورمیانه‌ای می‌نگریست. زیدآبادی پس از پایان تحصیلات در دانشگاه نیز، این مسئله را به عنوان کارشناس مسائل سیاسی و روزنامه‌نگار دنبال می‌کرد. در سال 1381 یادداشت‌ها و تحلیل‌های او در کتابی با عنوان «دین و دولت در اسرائیل» توسط نشر روزگار چاپ شد.

زیدآبادی که در طول دوران تحصیل از محضر اساتیدی چون حسین بشیریه، عباس میلانی، رئیس‌طوسی و ... بهره برده بود، روابط نزدیکتری با استاد رئیس‌طوسی پیدا کرد و با او مراودات کاری و شخصی نیز داشت. بعدها نیز با واسطه‌گریِ این استاد بود که از دخترِ محمد محمدی گرگانی، مهدیه محمدی، خواستگاری کرد. حاصل ازدواج‌شان سه پسر به نام‌های پرهام، پارسا و پویا است.

فعالیت احمد زیدآبادی به عنوان روزنامه‌نگار به سال 1368 بازمی‌گردد، در روزنامه‌ی قدیمی و معتبرِ آن زمان، روزنامه اطلاعات. مقالات او با نگاهِ تازه و اصلاح‌طلبانه‌ای که به امور داشت، به تدریج مخاطبان خود را پیدا کرد. با تاسیس روزنامه‌ی همشهری به دستورِ غلامحسین کرباسچی، سیاستمدار اصلاح‌طلب و شهردارِ وقتِ تهران، در سال 1368، زیدآبادی از روزنامه‌ی اطلاعات استعفا داد و به عنوان تحلیلگر سیاسی به هیئت تحریریه‌ی روزنامه‌ی همشهری پیوست. البته همزمان مقالات و یادداشت‌هایی برای روزنامه و نشریات دیگری چون «ایران فردا» می‌نوشت.

در سال 1378 محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد و با روی کار آمدنِ او، فضای سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای آزادتر و بازتر شد. در این دوران زیدآبادی یکی از پرکارترین روزنامه‌نگارانِ اصلاح‌طلب بود که مقالات انتقادی و تحلیلی‌اش در چندین مجله چاپ می‌شد. همچنین عضویت در هیئت مدیره‌ی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران که تازه تاسیس گشته بود، را داشت. با این‌حال به حکمِ قاضی سعید مرتضوی، در مرداد ماه 1379 برای اولین‌بار بازداشت شد و حبس در زندان را تجربه کرد. چند ماه بعد برای دو هفته آزاد شد، اما دوباره بازداشت و راهی زندان شد. داستانِ آزادی و حبس او تا سال 1383 به درازا کشیده شد و در طی این سال‌ها حدود سیزده ماه را در زندان گذراند و برای پنج سال نیز از هرگونه فعالیت اجتماعی و عمومی از جمله مطبوعات، منع شد.

احمد زیدآبادی که جز نوشتن به کار دیگری مشغول نبود و تنها راه کسب درآمدش روزنامه‌نگاری بود، در طی سال‌های بعدی، با شروع دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، کم و بیش برای جراید اصلاح‌طلب و اروپایی‌ای چون «شهروند امروز»، «روز»، می‌نوشت.

خرداد 1388 بود که زیدآبادی بار دیگر بازداشت شد و این‌بار دوران سخت‌تری را در زندان تجربه کرد. او به شش سال حبس، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، محکوم شد. با این‌حال زیدآبادی به خاطر فعالیت‌های رسانه‌ای و آزادی‌خواهانه‌اش چه در ایران و چه در جهان موردتوجه بود و فعالیت‌های او تحسین می‌شد. حدود یک سال بعد، انجمن جهانی روزنامه‌ها و ناشران خبر، جایزه‌ی «قلم زرین آزادیِ» سال 2010 را به او اهدا و از او تقدیر کرد؛ اگرچه او در زندان به سر می‌برد. پس از آن در سوم می سال 2011 نیز سازمان یونسکو جایزه‌ی جهانی آزادی مطبوعات، موسوم به «گیامورو کانو»، را به زیدآبادیِ همچنان محبوس، تقدیم کرد.

روز پنجشنبه سی و یکم اردیبشهت 1394، احمد زیدآبادی پس از اتمام دوران حبس خود از زندان آزاد شد. در حالیکه تبعیدِ پنج‌ساله‌ی او به گناباد تازه آغاز شده بود، حکمِ عفو او به مناسبت عید فطر ابلاغ شد و او به سوی خانه و خانواده بازگشت.

احمد زیدآبادی پس از آزادی تصمیم به نوشتن زندگی‌نامه‌اش گرفت. در واقع فکرِ نوشتن زندگی‌نامه به دوران حبس او در زندان بازمی‌گردد. او همچون سایر زندانیان تصمیم می‌گیرد تا خاطرات این دوره‌ی زندگی‌اش را بنویسد اما بعد با خود فکر می‌کند نوشتن از دوران زندان بدون نوشتن از پیش‌زمینه‌های آن و وقایعی که پیشتر رخ داده، بهره‌ی چندانی ندارد؛ پس عزم می‌کند تا زندگی و خاطراتش را از همان کودکی بنویسد. در طول حبس نیز خاطرات و خودزندگی‌نامه‌نوشتِ کسانی چون ابراهیم یونسی، مهندس سحابی، آیت‌الله منتظری، اوباما، ماندلا و ... را می‌خواند. به افکار خود سر وسامانی می‌دهد و پس از آزادی دست به کار می‌شود. از آنجا که مورد عفو نیز واقع می‌شود، امیدوارتر به چاپِ خاطراتش، همت می‌کند. سرانجام در سال 1396 نخستین جلد خودزندگی‌نامه‌نوشت زیدآبادی تحت عنوان «از سرد و گرم روزگار» توسط نشر نی منتشر می‌شود.

«از سرد و گرم روزگار» خاطرات احمد زیدآبادی از دوران کودکی تا بدوِ ورود به دانشگاه است. او در این کتاب نثری ساده، روان و جزئی‌نگرانه دارد و سعی کرده تا از تحلیل‌هایی که معمولا در مقالاتِ تحلیلی و ژورنالی‌اش داشته، اجتناب کند. روایتِ زیدآبادی در این کتاب آمیخته با نگاهی مردم‌شناختی و اقلیم‌شناسی درباره‌ی مردمِ روستاها و شهرهای کرمان در دهه‌های چهل و پنجاه است. روایتی که نه‌تنها تصویری واضح از جغرافیا، باورها، فرهنگ و کسب و کارِ مردمِ روستا و شهرهای کوچک می‌دهد بلکه از دورانِ سختِ تاریخیِ آن زمان سخن می‌گوید. روایتی که گاه به تراژدی نزدیک می‌شود و گاه با طنز و مطایبه خوانش را شیرین می‌کند. کتاب «سرد و گرم روزگار» چه به خاطر نویسنده‌اش که لقبِ «شرفِ اهل قلم» را از آن خود کرده و چه به خاطر روایت زنده و صادقانه‌اش از زندگیِ شخصی و اجتماعی مورد استقبال گسترده‌ی مخاطبان عام و خاص قرار گرفت؛ به طوری که در طی دو سال به چاپ سیزدهم رسید.

استقبال گسترده از جلدِ اولِ خاطرات، توان و انگیزه‌ی زیدآبادی را به نوشتن جلدهای بعدی بیشتر کرد. «بهار زندگی در زمستان تهران» عنوان جلد دوم از این مجموعه است که در سال 1397 چاپ و منتشر شد. زیدآبادیِ جوان در این کتاب از زادگاهش و کرمان دور شده و دوران دانشجویی‌اش در تهران را می‌گذراند. در «بهار زندگی در زمستان تهران» نویسنده کمتر به فضای شهری و فرهنگیِ شهر و دانشگاهِ تهران پرداخته و در عوض به روابط شخصیت‌ها و اندیشه‌ها و فعالیت‌های اشخاصی که با آنها برخورد می‌کند، توجه کرده و از این نظر دیدگاه قابل تاملی از جو سیاسی و اندیشگانیِ آن دوران در دانشگاه تهران ارائه داده است.

احمد زیدآبادی که تازه به پنجاه و چهار سالگی‌ پا گذاشته، تصمیم دارد تا جلدهای دیگرِ زندگی‌نامه‌اش، که احتمالا به هفت جلد برسد، را به مرور بنویسد و به چاپ برساند. او هم‌اکنون در تهران در کنار خانواده زندگی می‌کند.

  • آثار

دین و دولت در اسرائیل. تهران: نشر روزگار، 1381

از سرد و گرم روزگار. تهران: نشر نی، 1396

بهار زندگی در زمستان تهران : نشر نی، 1397

الزامات سیاست در عصر ملت-دولت نشر نی 1397

 

به کوشش عاطفه صابونی