ارسلان فصیحی

ارسلان فصیحی

ارسلان فصیحی، مترجم و ویراستار، در سال 1340 در تهران به دنیا آمد. اصالت او ریشه در آذربایجان دارد؛ سال 1316 بود که پدرش از سراب به تهران مهاجرت کرد.

ارسلان فصیحی، مترجم و ویراستار، در سال 1340 در تهران به دنیا آمد. اصالت او ریشه در آذربایجان دارد؛ سال 1316 بود که پدرش از سراب به تهران مهاجرت کرد. علاقه‌اش به کتاب و مطالعه، تحت تاثیر محیط خانواده و به‌ویژه پدر، از کودکی شکل گرفت. فصیحی نوجوان بود که شروع به یادگیری زبان‌های دیگر کرد و در هفده سالگی زبان‌های سیریلیک و لاتین را یاد گرفت و به خواندن کتاب‌های ترکی مشغول شد. با حمایت پدر و پشتکاری که نشان داده بود به ترجمه‌ی چند کتاب، از زبان ترکی به فارسی، دست زد. اولین کارهای ارسلان فصیحی در حوزه‌ی ترجمه‌، کتابی با عنوان «کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران –اواخر سده نوزدهم، اوایل سده بیستم» و سفرنامه‌ای به اسم «یادداشت‌های وطن آفتابی» بود که هرگز چاپ و منتشر نشد؛ با این حال تمرین و تجربه‌ی خوبی برای او بودند.

فصیحی در بیست و چهار سالگی راهی ترکیه شد تا در ازمیر در رشته‌ی زبان و ادبیات ترکی تحصیل کند. چهار سال بعد به ایران بازگشت و در هفته‌نامه‌ای که به زبان ترکی منتشر می‌شد، به عنوان دبیر هیئت تحریریه و سرویراستار مشغول به کار شد. همزمان فعالیتش در حوزه‌ی ترجمه را از سر گرفت و این‌بار ده عنوان کتاب را از زبان فارسی به ترکی ترجمه کرد. اواسط دهه‌ی هفتاد کار ویراستاری و تصحیح را برای یک سال در روزنامه ایران برعهده داشت. همکاریِ ارسلان فصیحی با انتشارات ققنوس از پاییز سال 1374 آغاز شد.

ترجمه‌ی رمان «سلول 72» از اورهان کمال در سال 1377 از نخستین کارهای فصیحی در ترجمه‌ی داستان و رمان است. در همان سال ترجمه‌ی رمان «قلعه سفید» جدیدترین رمانِ اورهان پاموک، نویسنده ترکیه‌ای،  نیز از او منتشر شد. «قلعه سفید» چهارمین اثرِ داستانی پاموک بود که نقطه‌ی عطفی در میان آثارش به شمار می‌رفت. با آنکه ترجمه‌ی این اثر در ایران، همچون دیگر کشورهای جهان با استقبال خوبی رو‌به‌رو شد، اما بعد از انتشار چاپ اول، از چاپ‌های بعدی بازماند و تا پانزده سال توقیف شد. تا اینکه در سال 1394 توسط انتشارات ققنوس دوباره منتشر شد. آشنایی فصیحی با اورهان پاموک در ترجمه‌ی «قلعه سفید» زمینه‌ی علاقه‌ی گسترده‌تری را فراهم آورد. در سال‌های بعد این مترجم به سراغ دیگر کتاب‌های نویسنده رفت تا فارسی‌زبانان بیشتر با پاموک –برنده‌ی نوبل سال 2006- آشنا شوند و از فضای ادبیات جهان دور نمانند. سال 1382 کتاب «زندگی نو» را ترجمه کرد و دو سال بعد «برف» را به فارسی برگرداند. سال 1387 با ترجمه‌ی کتاب «من قرمزم» از همین نویسنده، بار دیگر توجه مخاطبان فارسی به آثار پاموک جلب شد. در ادامه‌ی مسیر، فصیحی با ترجمه‌ی «جودت بیک و پسران» و «رمان‌نویس ساده و متفکر» خدمت ارزشمندی در شناخته شدن پاموک و دنیای نویسندگی‌اش به فارسی‌زبانان، کرد.

ارسلان فصیحی در کنار ترجمه‌ی آثار پاموک سعی کرده است تا در ترجمه‌ی ادبیات ترکیه به زبان فارسی چشم‌انداز وسیع‌تری داشته باشد. از اینرو به ترجمه‌ی آثار نویسندگان ترک‌زبانی که پیش از این در دهه‌های چهل تا شصتِ شمسی به فارسی ترجمه شده بودند، همت گماشت؛ نویسندگانی چون عزیز نسین که از نویسندگانِ همواره محبوب در ایران بوده‌ است. فصیحی علاوه بر برگرداندنِ آثار ترجمه‌نشده‌ی این نویسنده به زبان فارسی، سعی کرده تا کتاب‌هایی که قبلاً در ایران ترجمه شده‌اند را با زبانی تازه و نزدیکتر به مخاطبِ امروزی، به فارسی بازگرداند. استقبال از ترجمه‌ی کتاب‌هایی چون «محمود و نگار»، «مگه تو مملکت شما خر نیست؟» نیز نشان از موفقیت و اقبال ترجمه‌های فصیحی دارد.

الیف شافاک، اورهان کمال و احمد امید از دیگر نویسندگان معاصر ترک زبان هستند که فصیحی در معرفی آنان به ایرانیان، نقش غیرقابل انکاری دارد. آشنایی فصیحی با کتاب‌های شافاک با مطالعه‌ی رمان «پدر و حرامزده» آغاز شد. داستانِ «پدر و حرامزاده» در نظرِ فصیحی بسیار پرکشش و حرفه‌ای نوشته شده بود؛ اما مشخص بود که ترجمه‌ی این کتاب در ایران ممکن نیست. با این حال، فصیحی تصمیم گرفت تا دیگر آثار این نویسنده را دنبال کند و هر کدام را که مناسب ترجمه دید، به فارسی برگرداند. کار بعدیِ الیف شافاک رمان «ملت عشق» بود. رمانی که در سراسر جهان به سرعت ترجمه و منتشر می‌شد و در ترکیه در طول سه ماه به چاپ نود و پنجم رسیده بود. موضوع داستان که درباره‌ی مولانا و شمس تبریزی بود و در فضای امروزی می‌گذشت، شوق و انگیزه‌ی فصیحی را به ترجمه‌ی آن دوچندان کرد. دقت و وسواسِ مترجم در ترجمه‌ی اشعار و جملاتِ عارفانه‌ی موجود در کتاب، در کنار کوششِ او برای شناخت مضامین عرفانی و دینی، کارِ فصیحی را سخت‌تر می‌کرد، با این وجود ترجمه را به پایان رساند و برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد سپرد. اما کتاب غیرقابل چاپ اعلام شد و پنج سال در صف بررسی‌های مجدد باقی ماند. تا آنکه در سال 1394 از سدِ سانسور گذشت و منتشر شد. استقبال از «ملت عشق» در ایران چنان گسترده بود که در همان ماه اول به چاپ چهارم رسید و طی چهار سال گذشته از پرفروش‌ترین کتاب‌های ایران بوده و تاکنون به چاپ نود و پنجم رسیده است.

رمان «بعد از عشق» با نام اصلی «شیر سیاه» کارِ بعدی شافاک بود که فصیحی به ترجمه‌ی آن دست زد و در سال 1396 به چاپ رسید.

جدیدترین ترجمه‌ی فصیحی در حوزه‌ی ادبیات ترکیه، رمان «باب اسرار» نوشته‌ی احمد امید است که در سال 1397 منتشر شد. داستان این کتاب سفر دختری به اسم کیمیا، از انگلیس به قونیه است که با داستان زندگیِ مولانا و شیفتگی و به شمس تبریزی آمیخته می‌شود.

فصیحی در انتخاب کتاب، پس از شناخت یک نویسنده و مناسب دیدن آن برای ترجمه به فارسی، تلاش کرده تا دیگر آثارِ آن نویسنده را نیز ترجمه کند و به مخاطبان فارسی‌زبان عرضه کند.

این مترجم در طی دو دهه‌ی گذشته به عنوان ویراستار نیز در انتشارات ققنوس فعالیت داشته است. توجه به زبان، به ویژه نحو و دستور زبان، از دغدغه‌های همیشگی فصیحی در ترجمه بوده است. به عقیده‌ی او مشکل بسیاری از مترجمانِ تازه‌کار به عدم شناخت آنها از دستور زبان فارسی برمی‌گردد. به باورِ ارسلان فصیحی، در ترجمه تسلط به زبان مقصد هفتاد درصدِ کار را دارد و تسلط به زبانِ مبدأ تنها سی‌ درصد قضیه را شامل می‌شود. در حالی‌که مترجمانِ تازه‌کار عمده تلاششان را در یادگیریِ زبانِ دیگر صرف می‌کنند و به شناخت کامل و صحیح دستوربان و نحو زبان فارسی بی‌توجه هستند. فصیحی که در بسیاری از ترجمه‌هایش به زبان و ادبیاتِ کهن فارسی و عرفانی نیز رجوع کرده و از آن بهره گرفته است، تاکید می‌کند که علاوه بر دستورزبان معاصر فارسی گاهی مترجم لازم است تا دستورزبان و قواعد کهنِ زبانی را نیز بیاموزد؛ چرا که در ترجمه‌ی هر کتاب باید متناسب با زبانِ نویسنده، راوی و فضایی که داستان دارد، زبانِ مقصد نیز انتخاب شود. اگر زبانِ متن اصلی کهن است، زبان متنِ ترجمه نیز باید چنین باشد، در عین‌حال به مخاطبِ امروزی نزدیک شود. از این منظر، فصیحی عقیده دارد که مترجمی کاری مشقت‌بار و رنج‌آور است که به سختی می‌توان تمام عمر را صرف آن کرد و کمتر کسی وجود دارد که در کنار مترجمی، شغل دیگری نداشته باشد.

ارسلان فصیحی از اواسط دهه‌ی هفتاد تا به حال، در معرفی ادبیات ترکیه به ایرانیان کوشش زیادی کرده است و هم‌اکنون روی ترجمه‌ی دیگر آثار نویسندگان ترک‌زبان کار می‌ند.

  • آثار
  • تالیف

خودآموز زبان ترکی استامبولی-1386

  • ترجمه

سلول 72- اورهان کمال- 1377

قلعه سفید- اورهان پاموک-1377

زندگی نو- اورهان پاموک- 1382

قصه‌های حسن کچل- نورهان آیدینکال- 1383

برف- اورهان پاموک- 1384

آدم‌های بیرون از صحنه- احمد حمدی تانپینار- 1387

من قرمزم- اورهان پاموک- 1387

دیوانه‌ای بالای بام- عزیز نسین- 1391

محمود و نگار- عزیز نسین- 1391

مگه تو مملکت شما خر نیست؟- عزیز نسین- 1391

گرد ستاره- مصطفی کوتلو- 1392

جودت بیک و پسران- اورهان پاموک- 1392

معرفت تلخ- انیس باتور- 1393

ملت عشق- الیف شافاک- 1394

خون حرف نمی‌زند- ناظم حکمت- 1395

رمان‌نوی ساده و متفکر- اورهان پاموک- 1396

بعد از عشق- الیف شافاک- 1396

دختر مردم- اورهان کمال- 1396

باب اسرار- احمد امید- 1397

 

  • به کوشش عاطفه صابونی