رضا امیرخانی

رضا امیرخانی

رضا امیر خانی به سال 1352 در خانواده‌ای مرفه چشم به جهان گشود. او از معدود نویسندگانی است که در طول دوران قلم فرسایی‌اش، بیش از چند مرتبه آثار شاخصی را که درخور توجه و تحسین باشد ارائه کرده است.

به قلم: محمدرضا مسعودی علوی

رضا امیر خانی 27 اردیبهشت ماه سال 1352 در خانواده‌ای مرفه چشم به جهان گشود؛ پدرش محمد علی، از کارخانه‌داران به نام بود، دوران کودکی خود را در محله بیست و پنج شهریور تهران پشت سر نهاد.

امیرخانی از اتمام دوران متوسطه در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و یک سال بعد با اخذ مدرک خلبانی، عنوان جوان ترین خلبان کشور را به خود اختصاص داد. همزمان به دلیل علاقه درونی به ادبیات و داستان‌نویسی به نگارش داستان بلند ارمیا پرداخت. با وجود ضعف‌ها و ایرادات تکنیکی مختص به اولین تجربه یک نویسنده جوان، وی موفق شد جایزه رمان برگزیده جشنواره آثار ۲۰ سال دفاع مقدس را در سال 1374 به خود تخصیص دهد.

رضا امیرخانی به علت دقت نظر در نوشتن، در پی تصمیمش بر نگارش «من او» دو سال از عمر خود را به مطالعه در ارتباط با طهران قدیم اختصاص داد.

وی از سال 1381 به مدت 3 سال سردبیری سایت لوح و ارگان نویسندگان ادبیات پایداری را عهده دار بود تا آن‌که استعفا داد و به مدت دو سال پس از آن در سمت رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران ایفای نقش نمود. «سرلوحه‌ها» عنوان اثری است که در آن نگاشته‌های پراکنده امیرخانی در سایت لوح گردآوری شده است. تا کنون بیش از 26 هزار جلد از کتاب‌های وی به فروش رسیده است که این در نوع خود امیرخانی را در زمره پرفروش‌ترین‌ها قرار می‌دهد. وی از سال 1379 به مدت چند سال در امریکا اقامت داشت.

زمانی که در سال 1387 امیرخانی تصمیم بر انتشار رمان «بیوتن» داشت، اداره ارشاد اشکالات اساسی به آن وارد کرد. جالب آن‌که ظرف کم‌تر از یک هفته با دستور مستقیم صفار هرندی وزیر ارشاد وقت، مجوز آن بدون هیچ اصلاحی صادر شد. در پی این ماجراها و بنا به معتقدات نهادینه شده در قلب وی، دیدگاه ممیزی او رخ نشان داده و همواره بر این امر تاکید داشته است همان‌گونه که وزارت بهداشت تک تک محصولات غذایی را بررسی نمی‌کند و اصل را بر صحت آن می‌گذارد؛ وزارت ارشاد هم نمی‌بایست تک تک کتاب‌ها را از فیلتر معاینه عبور دهد و این مقوله نیز اصل بر سلامت دارد.

امیرخانی زمانی که 32 سال سن داشت ازدواج کرد و در حال حاضر صاحب فرزندی به نام علی است.

 

  • بررسی آثار

در دنیای سراسر شگفتی نویسندگی کمتر پیش می‌آید که نویسنده‌ای در طول دوران قلم فرسایی‌اش، بیش از چند مرتبه آثار شاخصی را که درخور توجه و تحسین باشد ارائه کند. اما در این میان همواره کسانی هستند که نامشان به عنوان برند نویسندگی مطرح شده و همین که نام ایشان در مقام مولف عنوان ‌شود بدون در نظر گرفتن محتوای نگاشته، ناخودآگاه مخاطب بر اساس پیشینه وی به آن اثر نمره ممتاز می دهد. امیرخانی را می‌توان در عرصه داستان‌نویسی یک برند دانست.

«ارمیا» جوانی است از خانواده‌ای پولدار، که دوران 8 ساله دفاع مقدس را در جبهه سپری کرده است. شخصیتی که خالق آن تنها 22 سال سن داشت. خالقی که نه درس خلقت «ارمیا» که مهندسی مکانیک خوانده بود. خالقی که تنها به بهانه تقابل نوع تحصیلات و عشق درونی‌اش نمی‌توان او را ناشی قلمداد کرد؛ حال آن‌که یکی از معروف‌ترین‌های این عرصه نام گرفته است.

«ارمیا» روایت زندگی هزاران انسانی است که سال‌های جنگ را در جبهه‌ها نفس کشیدند و پس از جنگ با دنیای اطرافشان غریبی می‌کنند. دنیایی که پر شده بود از آدم‌هایی که به ظاهر جنگ ندیده و نچشیده بودند!

«ناصر ارمنی» دومین زاده‌ی این جوان نویسنده است که دیگر در جرگه سرشناسان کهنه‌کار قامت برافراشته است. این مجموعه داستان‌های کوتاه که با تم اجتماعی، سیاسی و اغلب با غلبه جنبه‌های مذهبی نگاشته شده، حاوی طنزی تلخ است که گویی آفریده شد تا گوشه‌هایی دیگر از توانایی و استعدادهای این نویسنده جوان را به رخ بکشاند.

این دو اثر با وجود موفقیت‌ها و شگفتی‌آفرینی‌هایی که در عرصه نویسندگی با خود داشتند برای امیرخانی به منزله سکوی پرتابی بودند به وادی امواج تحسینی که با نگارش «من او» به سمتش گسیل شد.

عاشقانه‌های زیبای علی و مهتاب در «من او» و شخصیت فتاح که به‌ آنی چنان محبوب شد که گویی محبوب زاده شده بود، صفحه‌ای نو در یاد ادب دوستان خلق کرد. صفحه‌ای که با شهادت فتاح به برگ زرین کارهای این خلبان جوان پیوست.

«از به»، «داستان سیستان» و «نشت نشا» عنوان 3 اثر پر سر و صدای دیگر امیر خانی است که به ترتیب پس از من او هستی یافتند. در سال 87 «ارمیا» که دیگر سال‌ها از خلقتش گذشته بود بار دیگر از جانب خالق احضار شد تا در پیکره‌ی «بیوتن» با سینه‌ای که از یاد روزهای جبهه شیدا بود روانه آمریکا شود و این بار امیرخانی با نفس‌های پدرانه‌اش مزه عاشقی را جرعه جرعه به کام «ارمیا» می‌چشاند... .

امیرخانی زمانی‌که در سمت رئیس هیئت مدیره انجمن قلم بود؛ علاوه بر تالیف داستان‌های کوتاه و بلند و نیز رمان‌ها، به نگارش سفرنامه و مقالات اجتماعی و سیاسی نیز پرداخت.

وی همواره به نگارش مقالات انتقادی در تقابل با مسئولان نظام از هر طیف و جناحی پرداخته و گاه نیز در کالبد منتقد دولت سازندگی قد برافراشته است. او معتقد است همواره از نویسندگان پایبند به ارزش‌های انقلاب بوده است.

بهترین شاهد بر تبحر امیرخانی در سفرنامه‌نویسی تالیف «داستان سیستان» است که در آن به ثبت وقایع پیرامون سفر مقام معظم رهبری به سیستان‌ و بلوچستان پرداخته است.

برخی مواقع پیش آمده است که نگاشته‌های وی به زبان‌های روسی و اندونزیایی نیز بازگردانی شده‌اند.

 

  • افتخارات

   -کتاب «ارمیا»، منتخب جشنواره آثار ۲۰ سال دفاع مقدس، تحسین شده نخستین دوره جشنواره مهر و دومین جشنواره دفاع مقدس

    -کتاب «من او»، تحسین شده دومین جشنواره مهر و یکی از سه اثر منتخب منتقدان مطبوعات و سه اثر منتخب سال ۱۳۷۹

    -کتاب «قیدار»، منتخب بخشِ داستانِ بیست‌ویکمین دوره جایزه کتابِ فصل

 

  • معرفی برخی آثار

-ارمیا (رمان، سال ۱۳۷۴)، انتشارات سوره مهر

-ناصر ارمنی (مجموعه داستان، سال ۱۳۷۸)، انتشارات کتاب نیستان

-من او (رمان، سال ۱۳۷۸)، نشر افق

-از به (داستان بلند، سال ۱۳۸۰)، انتشارات کتاب نیستان

-داستان سیستان (سفرنامه، سال ۱۳۸۲)، انتشارات قدیانی

-نشت نشا (مقاله بلند، سال ۱۳۸۴)، انتشارات قدیانی

-بیوتن (رمان، سال ۱۳۸۷)، انتشارات علم

-سرلوحه‌ها (مجموعه یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴ - سال ۸۸)

-نفحات نفت (سال ۱۳۸۹)، نشرافق

-جانستان کابلستان (سال ۱۳۹۰)، نشرافق

-قیدار (سال ۱۳۹۱)، نشرافق