عباس معروفی

عباس معروفی

عباس معروفی نویسنده، نمایش نامه‌نویس، ناشر و روزنامه‌نگار معاصر ایران در 27 اردیبهشت ماه سال 1336 در سنگسر (مهدی‌شهر کنونی) پای در دنیا نهاد.

به قلم: محمدرضا مسعودی علوی

عباس معروفی نویسنده، نمایش نامه‌نویس، ناشر و روزنامه‌نگار معاصر ایران در 27 اردیبهشت ماه سال 1336 در سنگسر (مهدی‌شهر کنونی) پای در دنیا نهاد. تحصیلات معروفی در هنرهای زیبای تهران در رشته هنرهای دراماتیک به اتمام رسید و تقریبا یک دهه از عمر خویش را در سمت معلم ادبیات دبیرستان‌های تهران سپری کرد.

نخستین مجموعه داستان او با نام «رو به روی آفتاب» در سال ۱۳۵۹ چاپ شد. قبل و بعد از آن نیز داستان‌های او در بعضی روزنامه‌ها منتشر می‌شد اما نقطه‌ی آغاز شهرت وی با نگاشتن رمان «سمفونی مردگان» شکل گرفت. وی در سال 1369 مجله ادبی «گردون» را تاسیس نمود و به شکل حرفه‌ای به امور مطبوعاتی متمایل گردید. شیوه‌ی وی در اداره و چاپ مقالات به گونه‌ای بود که مغایر با اهداف حکومت ایران تشخیص داده شد و همین امر موجب شد از سوی حکومت متحمل فشارهای مکرر گردد تا در نهایت موجبات توقیف «گردون» فراهم آمد؛ در پی این اتفاق وی ناچار وطن را ترک گفت و آلمان را برای اقامت خویش مناسب یافت. معروفی مدت‌ها از بورس «خانه هاینریش بل» استفاده کرد. اما با گذشت اندک زمانی دست به مشاغل مختلف از جمله مدیریت هتل زد امروز وی صاحب کتابفروشی بزرگی در خیابان کانت برلین است که با نام خانه هنر و ادبیات هدایت تاسیس نمود. معروفی در همین محل کلاس‌های داستان‌نویسی خویش را نیز برگزار می‌کند.

معروفی که بنیان‌گذار دو جایزه قلم زیر گردون و تیرگان در حوزه ادبیات است، سال‌ها در سمت سردبیری مجله گردون نقش آفرید.

  • بررسی آثار:

«فریدون سه پسر داشت» عنوان نخستین اثر معروفی است که به شکل اینترنتی و رایگان منتشر نمود، پس از شهرت وی نسخه‌های زیرزمینی آن منتشر شد. او در این اثر کشتار مبارزان سیاسی انقلاب سال 1357 را شدیدا به بوته نقد می‌کشاند در این کتاب که راوی زندگی واقعی یکی از مبارزان سیاسی آن زمان است تمامی اسامی و حتی مکان‌ها واقعی و با ذکر جزییات وقایع اما در قالبی داستان‌گونه و گیرا دارای کشش بالا خلق شده.

معروفی در «سمفونی مردگان» به طرح زوایای مشکلات روشنفکران سال‌های میان 1330 تا 1330 می‌پردازد؛ این داستان از نگاه چند شخصیت که هر یک نماینده بخشی از شعور جامعه است تعریف می‌شود؛ آیدا دختر خانواده به نمایندگی از احساسات جامعه و اورهان پسر کوچکتر خانواده در کالبد وارث تفکرات متحجرانه پدر، به نمایندگی از قشر نسل جدیدِ قدیم اندیش از جمله شخصیت‌هایی هستند که در میانه ماجرا سر از داستان بر می‌آورند تا روایت‌گر دردسرهای آیدین یاسوجی پسرک شاعر و قهرمان داستان شوند که در کشاکش افکار پدر آب دیده می‌شود.

سمفونی مردگان به سال 2001 جایزه بنیاد غیر دولتی کگدوپ و بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ را به خود تخصیص داد. هفته نامه دی ولت سوئیس در وصف این اثر که به زبان‌های انگلیسی و نیز آلمانی ترجمه گردیده چنین نوشته: «قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است». بعضی آن را دارای مشابهت‌های بی‌نظیر با خشم و هیاهوی فاکنر می‌دانند. در این بین میلاد کاردان آن را کتابی پر از اندیشه‌های لاهی تهی می‌داند.

«آونگ خاطره‌های ما» عنوان اثری است که ابتدا با عنوان و خداوند گاو را آفرید آماده انتشار شد اما معروفی ناچار به تغییر عنوان آن شد و پس از تغییر نام هماره طی سالیانی که در ایران بود توفیقی در انتشار آن این کتاب 208 صفحه‌ای که شامل سه نمایشنامه به نام‌های آونگ خاطره‌های ما، دلی بای و آهو، و ورگ است قرار بود به سال 1374 توسط حسین عاطفی کارگردان حاذق در عرصه تئاتر اجرایی گردد که باز بنا به دلایلی پس از 4 ماه تمرین توفیقی حاصل نشد. عباس معروفی در پیشگفتار نمایشنامه ورگ، می‌نویسد:

«موضوع نمایشنامه تنها یک جنایت و مکافات نیست، بلکه بحث بر سر جابجایی قدرت در عشایر است؛ جابجایی و نه تفییذ. در عشایر سنگسر تفییذ قدرت بر اساس سنن و اصول خاصی استوار است. یک مرد هنگامی که پسرش به توانایی و تجربه و پشتکار کافی رسید، در طول سالیان تکه تکه قدرت را واگذار می‌کند تا جایی که در نهایت با احساس آرامش فقط نظاره‌گر ادامه کارها و زندگی خویش در وجود پسر می‌شود. این یک آیین است».

معروفی با بیان تصویری ادامه می‌دهد:

«یک مرد همیشه نقش پیشاهنگ گله را دارد که باید گله‌ها را از گردنه‌ها و صخره‌ها یا بهتر بگویم، باید از آب و آتش بگذراند. این بز (پاجنگ) سال‌ها عهده دار چنین نقشی است. اما با رسیدن روزهای پیری، بزهای جوانتر را نزدیک خود می‌بیند که در کنارش راه می‌آموزند و از آنان همیشه یکی هوشیارتر است. روزها و سال‌ها می‌گذرند تا این‌که پاجنگ احساس خستگی و ناتوانی می‌کند، دیگر نمی‌تواند گله را هدایت کند، با موهای خاکستری، شاخ بلند و چشمانی فرسوده بر بلندترین قله کوهی که گله در نزدیکی آن به چرا مشغول است می‌ایستد، به اطراف می‌نگرد و شاید به این فکر می‌کند که در گذشته، در تمامی این کوره راه‌ها، تخته سنگ‌ها و صخره‌ها گله را به پیش می‌برده، از رودها می‌گذرانده و در تاریک روشن هر صبح حرکت آغاز می‌کرده است. آنگاه چشم فرو می‌بندد و در صخره‌ها فرو می‌غلتد».

 

  • افتخارات

- جایزه «بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ» در سال۲۰۰۱

- برنده جایزه بنیاد ادبی آرتولد تسوایگ در سال 2002

 

  • معرفی آثار:

رمان

    سمفونی مردگان (۱۳۶۸)

    سال بلوا (۱۳۷۱)

    پیکر فرهاد

    فریدون سه پسر داشت (۱۳۸۲)

    ذوب شده (۱۳۸۸)

    تماماً مخصوص (۱۳۸۹)
 

مجموعه داستان

    پیش روی آفتاب (۱۳۵۹)

    آخرین نسل برتر (۱۳۶۵)

    عطر یاس (۱۳۷۱)

    دریاروندگان جزیره آبی‌تر (۱۳۸۲)

    آن شصت هزار، آن شصت نفر
 

نمایشنامه

    تا کجا با منی (۶۲-۱۳۶۱)

    ورگ (۱۳۶۵)

    دلی بای و آهو (۱۳۶۶)

    آونگ خاطره‌های ما (سه نمایشنامه) (۱۳۸۲)
 

مجله

    مجله ادبی گردون

***

دست‌هات دلم را برد

گفته بودم؟

حالا دست‌های تو

تمام ثروت من است.

***

می خواهی با انگشتانم روی تنت نقاشی کنم،

بعد توی آینه نشانت دهم که در بهشت ایستاده‌ای با سیبی گاز زده؟

می‌شود اگر دستم خط خورد از اول شروع کنم؟

اصلاً می‌شود از بهشت برویم تا ببینی چیزی کم نیست؟...

می‌خواهی با چشمهام تو را نفس بکشم

که دلت بریزد و لبهات بلرزد؟...

می‌خواهی کف دستت را بو کنم،

ببینم بوی کدام گیاه کمیاب در سرم می ‌یچد امروز؟...

می‌خواهی بنشینی توی بغلم که برات کتاب بخوانم؟

می‌شود آرام بنشینی و گوش کنی؟

می‌شود آنقدر نفسهات نریزد روی گردنم؟

آه ...

می‌شود دیگر کتاب نخوانیم؟...

می‌شود آنقدر بوسم کنی که یادم برود دلم چی می خواست؟

(عباس معروفی)