عبدالله جوادی آملی

عبدالله جوادی آملی

عبدالله جوادی آملی، حکیم و فرزانه، متاله و خداشناس، فقیه، متفکر، مفسر قرآن و آموزگار و مجتهد حوزه علمیه قم و از مراجع تقلید شیعه ایرانی هستند. ایشان در پیشینه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی و نیز خبرگان رهبری، اجتماع مدرسین حوزه علمیه قم و همچنین شورای عالی قضایی را دارا بودند؛ جوادی آملی همچنین در شمار 3 تن از مشهورترین امامان جمعه ایران هستند که در سال 88 از سمت خود در هیئت یک خطیب و امام جمعه استعفا کردند. آثار ایشان همواره از ساختاری منطقی، با رعایت پایگاه عظیم ثقلین و نیز بینش حکومتی به فقه، ضمن تطبیق قواعد و احکام فقه بر مبتلات دنیا و اجتماع معاصر از طریق حکیمانه و سلوک علمی در تببین حکمت متعالیه برخوردار بودند.

به قلم: محمدرضا مسعودی علوی

عبدالله جوادی آملی، حکیم و فرزانه، متاله و خداشناس، فقیه، متفکر، مفسر قرآن و آموزگار و مجتهد حوزه علمیه قم و از مراجع تقلید شیعه ایرانی در سال 1312 در شهر فیلسوفان و عارفان، آمل از توابع مازندران در بستر خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش ابوالحسن از دانشمندان مذهبی دوران خود بود که در زمان حکمرانی رضاشاه سکان هدایت مردم دیار خود را در دست داشت. وی با وجود فشارهایی که از باب حکومت شاه بر قشر روحانیت و به خصوص روحانیون پایبند احکام و شرعیات مستولی بود، دست از تکلیف نکشیده و همواره به تشویق فرزند خویش و جوانان مستعد به تعلیم علوم مذهبی پرداخت. عبدالله پس از اتمام دوره ابتدایی به سال 1325 و آغاز فعالیت دوباره حوزه‌های علمیه پس از حکومت رضا شاه، به تحصیل در حوزه اشتغال یافت. پدر عبدلله بر این باور بود که تعلیم جدای از تزکیه ناقص و بی سرانجام است در نتیجه در همان سال‌ها به تبرک تلمذ نزد آیه‌الله فرسیو که پس از آیه‌الله غروری از زاهدترین روحانیان آن عصر بود نائل گشت.

در دانش‌های ابتدایی مشتمل بر نحو، صرف، بیان، معانی و اصول تا حدود معالم با تمتع از حضور پدر بزرگوارشان و نیز از حضور مرحوم اشراقی، اعتمادی و رجایی آشنا شد. شرح لمعه را در محضر میرزا رضا روحی و طبرسی فرا گرفت. وی معتقد بود نصیباتی که از باب سکونت یک‌ساله در مدرسه مسجد امام حسن عسگری بدان دست یافت هیچگاه در هیچ مدرسه‌ای نصیبش نگردید و این توفیق را مرهون آن دانست که غالب طلابی که در آن مدرسه ساکن بودند جملگی به شب زنده‌داری می‌پرداختند. ایشان همواره در اشاعه کتاب و سنت کوشش فراوانی داشتند و تلاش و همّ خود را بر آن متمرکز کرده بودند تا طلاب در کنار فرا گرفتن علوم ادبی، منطق، کلام و فقه و اصول از دریای بی‌کران کتاب و سنت نیز جرعه‌ای بنوشند و بی‌واسطه در خدمت این دو منبع سرشار باشند.

در سال 1330 به تهران هجرت نمودند و پیرو فرمایش حاج شیخ محمد تقی آملی که مدرسه مروی را توصیه نمودند در آن جا ساکن شدند.

در میان اساتیدی که در محضرشان تلمذ می‌کردند علامه طباطبایی و امام خمینی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند. ایشان در جایی فرمودند: «در بین همه اساتید، انس علمی من به مرحوم علامه طباطبایی بیش از سایرین بود. مرحوم علامه، نظیر صدر المتالهین می‌کوشید تا منطق را کاملاً تعلیم کرده در خدمت فلسفه مورد بهره برداری قرار دهد، فلسفه را تکمیل کرده و به عرفان نزدیک کند. آنگاه برهان و عرفان را به خدمت قرآن ببرد تا انسان با داشتن زمینه‌های لازم بتواند از این دریای بی‌کران استفاده کند».

هنگامی که از تهران به قم عازم شدند حوزه‌ی بحث اصول امام خمینی مجمع فضلا بود و ایشان که از جمله عارفان قدر و قدرتمند بودند مباحث اصولی را به نقل از آیه الله آملی «آنچنان فولادین تحلیل می‌کرد که نمی‌گذاشت از حد جزمی که در محدوده علوم اعتباری مؤثر است پایین‌تر بیاید. اصول را چون معقول، محکم می‌گفت: سخن هر انسانی ترجمان عقل اوست، محکم گفتن نشانه حکمت گوینده است. سیره استاد، امام خمینی (قدس سره) این بود که شاگرد، آزاد بار آمده و مستقل باشد چرا که خود آزادمنش بود و مستقل. از اقبال و ادبار طلاب نه لذت می‌برد و نه رنج. طلابی که شیفته درک محضرشان بودند، گذشته از مقام علمی شیفته فولاد منشی و استقلال و آزادخواهی و روح بلند حکیمانه وی بودند.»

بعد از فوت آیه‌الله بروجردی، این متفکر بزرگ به تدریس و تهذیب پرداختند. با آغاز قیام علیه حکومت ستم‌شاهی علمای آن دوران در جلساتی حضور می‌یافتند که طی آن اعلامیه‌های مشترکی نیز تبادل می‌شد اما ایشان در این موراد مشارکت چندانی نداشته و رازی در سینه به همراه داشتند. با این حال فشارهایی که بر قشر روحانیت آن دوران متحمل می‌گردید شامل حال وجود مبارک ایشان نیز بود؛ به کرات ممنوع المنبر شده و بارها به ساواک احضار شدند؛ همچنین روزهای زیادی را با عنوان سربازی تحت تعقیب به سر می‌بردند.

ایشان در شرح حال خود در باب تالیفاتشان این‌طور نگاشتند: «با بضاعت مزجاتی که خدای سبحان به من ارزانی داشت، توفیق ما در تالیف فقه و اصول بیش از توفیقی بود که در تدریس آن‌ها داشتم اما توفیق در تدریس فلسفه و عرفان بیش از تالیف این دو بود. تقریرات درس اصول امام تقریباً یک دوره نوشته شد، پنج سال درس خارج مرحوم آیه‌الله میرزا هاشم آملی (قدس سره)، دوازده سال فقیه آیة الله محقق داماد، مقداری هم درس مرحوم بروجردی و فقه امام (قدس الله اسرارهم) تحریر شد.»

همانطور که بر خواننده تیزبین پوشیده نخواهد ماند زندگی این شخصیت علمی و دینی به هیچ‌رو از تحصیل وی جدا نبوده و به عبارتی دقیق‌تر می‌توان این‌طور استنباط نمود که ایشان از زندگی، تحصیل را تحصیل نمودند!
 

  • شاگردان

جوادی آملی در طول حیات خود شاگردان زیادی را در سایه توجهات خود در دامان معرفت خویش پرورانده که بسیاری از آنان در حال حاضر شخصیت‌های برجسته سیاسی، دینی و اجتماعی هستند که از آن جمله می‌توان به افراد زیر اشاره داشت: علی محمد بروجردی، محمد تبریزی، مهدی شب زنده‌دار، علیرضا اعرافی، مصطفی بروجردی، محمدجواد فاضل لنکرانی، سید کمال الدین عمادی، محمدعلی نجفی کرمانشاهی، حیدر حب‌الله، محمدطه همدان، محسن غرویان، فیاضی، فنایی اشکوری، مصطفی ملکیان، سید کمال حیدری و...
 

  • بررسی آثار

آثار ایشان همواره از ساختاری منطقی، با رعایت پایگاه عظیم ثقلین و نیز بینش حکومتی به فقه، ضمن تطبیق قواعد و احکام فقه بر مبتلات دنیا و اجتماع معاصر از طریق حکیمانه و سلوک علمی در تببین حکمت متعالیه برخوردار بودند.

ایشان 3 دوره اثر اسفار صدرالمتألّهین شیرازی با عنوان الحکمة المتعالیه فی الاسفار الربعه را در حوزه قم تعلیم می‌فرمودند و ضمن آن صدها طلبه دانش‌های عقلی از محضر پر برکت آیه‌الله جوادی مستفیض شدند. سومین دوره آموزش اسفار، تعلیمی خاص و در زمینه کل نگاشته‌های ملاصدرا بود و نیز بیشتر از آن به کتب با اهمیتی که با محور هستی‌شناسی مرقون شده مورد عنایت حضرتشان بوده و اندیشه‌های موثر در ارتباط با هستی‌شناسی تشریح، تبیین و مورد انتقاد واقع شده است.

ماحصل سومین دوره آموزش اسفار با تدریس علامه جوادی آملی، اثر ارزشمند «رحیق مختوم شرح حکمت متعالیه است» که با سعی پژوهشگران و شاگردان مکتب فلسفی ایشان در 35 جلد مهیای توزیع و انتشار شده؛ در حال حاضر ده جلد آن منتشر شده است.

به طور قطع می‌توان رحیق المختوم را ژرف‌ترین و منسجم‌ترین کتاب فلسفی در ارتباط با اسفار به شمار آورد. از عظیم‌ترین شاخصه‌های رحیق مختوم در اختیار نهادن پیوستگی برهان، عرفان و قرآن است.

عنوان این کتاب گرانسنگ، اقتباسی است از آیهٴ 25 سورهٴ مبارکه «مطفّفین»: ﴿یُسْقون من رحیقٍ مختومٍ﴾. رحیق مختوم نوشیدنی ناب و خالص ابرار بهشتی است که با قطراتی از چشمه‌سار تسنیم (ویژه مقربان الهی) ممزوج شده: ﴿و مزاجه من تسنیم ٭ عیناً یشرب بها المقرّبون﴾ و بر اثر این مزاج، ارزشی افزون‌تر یافته است. بر این نوشیدنی مُهر مشکین صیانت از آلودگی و باطل نهاده شده و از این‌رو از گزند هرگونه آلودگی منزه است.

بنابراین تسنیم چشمه بکری است که شراب پاکیزه خاص نزدیکان الهی از آن می‌جوشد و رحیق مختوم چشمه‌ساری که شراب بهشتیان از آن تراوش می‌کند و قدر رحیق مختوم با آمیزه‌ای از چشمه تسنیم بیشتر می‌گردد و از آن رو که ارزش تمامی علوم من جمله حکمت، دستاورد ارتباط با قرآن است، آیت ‌الله جوادی با الهام از این شناخت قرآنی، کتاب فلسفی خویش شرح حکمت متعالیه را رحیق مختوم و اثر بی‌بدیل قرآنی خود را تسنیم نام نهادند.
 

  • آثار و تالیفات

آثار تالیفی ایشان در 11 باب با عناوین حدیث، عرفانی، معارف، حقوق اجتماعی، فقه، کلام قدیم، کلام جدید، فلسفه، عترت و عرفان، تفسیر موضوعی قرآن و تفسیر ترتیبی قرآن قابل طرح و بررسی است:
 

تفسیر ترتیبی قرآن

    تفسیر تسنیم (تاکنون ۳۸ جلد منتشر شده)
 

تفسیر موضوعی قرآن

    قرآن در قرآن

    توحید در قرآن

    وحی و نبوت در قرآن

    معاد در قرآن (۲ جلد)

    سیره پیامبران در قرآن (۲ جلد)

    سیره رسول اکرم در قرآن (۲ جلد)

    مبادی اخلاق در قرآن

    مراحل اخلاق در قرآن

    فطرت در قرآن

    معرفت‌شناسی در قرآن

    صورت وسیرت انسان در قرآن

    حیات حقیقی انسان در قرآن

    هدایت در قرآن

    جامعه در قرآن

    ادب توحیدی انبیاء در قرآن

    تفسیر انسان به انسان
 

عترت و عرفان

    ادب فنای مقربان (شرح زیارت جامعه کبیره) (۷ جلد): در حدیث و عرفان

    عصاره خلقت

    حماسه و عرفان: در عرفان ولایی

    الحماسه و العرفان

    گنجور عشق

    مراثی اهل بیت

    عید ولایت

    حکمت علوی

    ولایت علوی

    تجلی ولایت در آیه تطهیر

    قرآن در کلام امام علی «علیه السلام»

    وحدت جوامع در نهج البلاغه

    علی «علیه السلام» مظهر اسمای حسنای الهی: در عرفان ولایی

    دنیاشناسی و دنیاگرایی در نهج البلاغه

    شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی

    ظهور ولایت در صحنه غدیر

    حیات عارفانه‌امام علی «علیه السلام»: در عرفان ولایی

    حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه

    شمیم ولایت

    ولایت در قرآن

    نسیم اندیشه

    امام مهدی موجود موعود: در عرفان ولایی
 

فلسفه

    رحیق مختوم (شرح حکمت متعالیه) (۱۰ جلد)

    فلسفه صدرا

    فلسفه حقوق بشر

    تبیین براهین اثبات خدا

    علی بن موسی الرضا «علیه السلام» و الفلسفة الالهیة

    فلسفه زیارت

    حق و تکلیف در اسلام

    منزلت عقل در هندسه معرفت دینی

    شمس الوحی تبریزی (سیره علمی علامه طباطبایی)
 

کلام جدید

    انتظار بشر از دین

    نسبت دین و دنیا (بررسی و نقد نظریه سکولاریسم)

    دین شناسی

    شریعت در آیینه معرفت
 

کلام قدیم

    ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)
 

فقه

    توضیح المسائل به همراه استفتائات

    کتاب الخمس

    استفتائات

    کتاب الحج (۴ جلد)

    الوحی و النبوه
 

حقوق اجتماعی

    سروش هدایت (۵ جلد)

    سرچشمه اندیشه (۶ جلد)

    بنیان مرصوص امام خمینی

    نسیم اندیشه (۲ جلد)

    اسلام و محیط زیست

    منبع الفکر
 

معارف

    صهبای حج

    جرعه‌ای از صهبای حج

    رازهای نماز

    قرآن حکیم از منظر امام رضا

    حکمت عبادات

    قرآن حکیم از منظر امام رضا «علیه السلام»

    زن در آیینه جمال و جلال

    نزاهت قرآن از تحریف

    حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه
 

عرفانی

    توحید ربوبی

    توحید عبادی

    زن در اسلام
 

حدیث

    مفاتیح‌الحیات: در حدیث و اخلاق رفتاری