سید مجتبی آقا بزرگ علوی

سید مجتبی آقا بزرگ علوی

سید مجتبی آقا بزرگ علوی، که او را با نام بزرگ علوی می‌شناسند، در بهمن ماه 1282 در محله‌ی چاله میدان تهران چشم به جهان گشود. بزرگ علوی در خانواده‌ای بازرگان و مشروطه‌خواه بزرگ شد، پدر او سید ابوالحسن از روشنفکران مشروطیت و از اعضای حزب دموکرات ایران، و پدربزرگش حاج سید محمد صراف، نماینده‌ی نخستین دوره‌ی مجلس شورای ملی بود. در سنین نوجوانی همراه پدر و برادر بزرگش برای تحصیل روانه‌ی آلمان شد. او دوران دبیرستان را در آلمان گذراند و پس از آن به تحصیل علوم تربیتی و روان‌شناسی پرداخت. در سال 1306 پدرش در پی یک شکست بزرگ تجاری خودکشی کرد. علوی یک سال پس از این حادثه‌ی تلخ از دانشگاه مونیخ فارغ‌التحصیل شد و با وجود بورس تحصیلی که به او تعلق می‌گرفت، نتوانست تاب بیاورد و به ایران بازگشت. علوی فعالیت ادبی خود را زمانی که در آلمان بود آغاز می‌کند و در ایران نیز همچنان کار ترجمه و نوشتن را پی می‌گیرد. در سال‌های آغازین بازگشتش به ایران از طریق دوست قدیمی‌اش غلامعلی فریور با صادق هدایت آشنا می‌شود و این آشنایی به رفاقتی ماندگار بدل می‌شود. نخستین مجموعه داستان علوی با عنوان «چمدان»، شامل شش داستان کوتاه که تا آن زمان نوشته بود، در سال 1313 منتشر شد؛ تأثیر صادق هدایت و روانشناسی فروید را در این داستان‌ها می‌توان مشاهده کرد. او در سال 1331 شاهکار خود یعنی رمان «چشم‌هایش» را منتشر می‌کند. بزرگ علوی در 21 بهمن ماه 1375 و در 93 سالگی در بیمارستانی در برلین چشم از جهان فرو می‌بندد و در همان شهر به خاک سپرده می‌شود.
  • به قلم: مریم عسگری

سید مجتبی آقا بزرگ علوی، که او را با نام بزرگ علوی میشناسند، در بهمن ماه 1282 در محلهی چاله میدان تهران چشم به جهان گشود. بزرگ علوی در خانوادهای بازرگان و مشروطهخواه بزرگ شد، پدر او سید ابوالحسن از روشنفکران مشروطیت و از اعضای حزب دموکرات ایران، و پدربزرگش حاج سید محمد صراف، نمایندهی نخستین دورهی مجلس شورای ملی بود. مادربزرگ او نیز نوهی آیتالله طباطبایی، از ارکان اصلی مشروطیت در ایران بود. در سنین نوجوانی همراه پدر و برادر بزرگش برای تحصیل روانهی آلمان شد. او دوران دبیرستان را در آلمان گذراند و پس از آن به تحصیل علوم تربیتی و روانشناسی پرداخت. در همین دوران بود که با بسیاری از بزرگان ادبیات آلمان و اروپا چون جرج برنارد شاو، برتولت برشت، فردریک شیلر و ... آشنا شد. در سال 1306 پدرش در پی یک شکست بزرگ تجاری خودکشی کرد. علوی یک سال پس از این حادثهی تلخ از دانشگاه مونیخ فارغالتحصیل شد و با وجود بورس تحصیلی که به او تعلق میگرفت، نتوانست تاب بیاورد و به ایران بازگشت.

در ایران ابتدا در شیراز به معلمی مشغول میشود اما چندان در آن شهر ماندگار نمیشود. پس از چندی به تهران میرود و در آنجا به کار تدریس و نویسندگی ادامه میدهد. علوی فعالیت ادبی خود را زمانی که در آلمان بود آغاز میکند و در ایران نیز همچنان کار ترجمه و نوشتن را پی میگیرد.

در سالهای آغازین بازگشتش به ایران از طریق دوست قدیمیاش غلامعلی فریور با صادق هدایت آشنا میشود و این آشنایی به رفاقتی ماندگار بدل میشود. در سال 1310 علوی به همراه هدایت، مجتبی مینوی و مسعود فرزاد گروه ربعه را تشکیل میدهند. این گروه به هدف نوگرایی و مقابله با تعصب و سنتگرایی در ادب و فرهنگ شکل گرفت و این چهار تن که بعدها بسیاری دیگر نیز به آنها پیوستند، آغازگر سبکی نو در ادبیات ایران بودند. این چهار نفر را میتوان بنیانگذار نوگرایی و سبک واقعگرایانه (رئالیسم) در ادبیات و زبان فارسی دانست.

در این سالها علوی در مجلهی دنیا با همکاری تقی ارانی و با نام مستعار «فریدون ناخدا» قلم میزد. مصاحبت و دوستی با تقی ارانی و دیدگاهها و طرز تفکر خودش او را به سوی دنیای سیاست کشید، طوری که بازتاب نگاهش به سیاست و جامعه را میتوان در آثارش به خوبی دید، به ویژه در نوشتههای قدیمیتر او.

نخستین مجموعه داستان علوی با عنوان «چمدان»، شامل شش داستان کوتاه که تا آن زمان نوشته بود، در سال 1313 منتشر شد؛ تأثیر صادق هدایت و روانشناسی فروید را در این داستانها میتوان مشاهده کرد.

علوی به سبب سبک انتقادی در نوشتههایش نسبت به وضعیت حاکم بر جامعه و موضعگیری او نسبت به استبداد داخلی و بیگانه در سال 1316 همراه با 52 نفر دیگر دستگیر میشود و به زندان زندان میافتد. او در زندان نیز دست از نوشتن برنمیدارد، هرچند در آن زمان نوشتن و خواندن در زندان جرم به شمار میآمد. در سال 1320، با برکناری رضا شاه، علوی نیز از زندان آزاد میشود و دو کتاب که حاصل سالهای اسارتش است را به چاپ میرساند. یکی با عنوان «ورقپارههای زندان» که آنها را بر روی کاغذ قند، کاغذ سیگار یا پاکت میوه در زندان نوشته است، و در قالب پنج داستان، زندگی و سرگذشت همبندهایش را روایت میکند. یکی 53 نفر، که حکایت خودش و 52 نفر دیگر است که با هم دستگیر شدهاند. هرچند به گفتهی خودش بسیاری از این 52 تن، بعدها به رجال مملکت پیوستند و یا سرمایهدار شدند و این موضوع بعدها موجب تأثر او شده بود.

علوی در سال 1331 شاهکار خود یعنی رمان «چشمهایش» را منتشر میکند. این رمان که علیرغم رمانتیک بودن در بستری از مسائل سیاسی و مبارزاتی نوشته شده است، نخستین رمان ایرانی به شمار میرود که شخصیت محوری آن یک زن است. بسیاری شخصیت برجستهی داستان، استاد ماکان را که نقاش و مبارزی سیاسی است، بیشباهت به کمالالملک نمیدانند. این رمان که میتوان آن را نخستین رمان واقعگرا با ساختاری پلیسی و درونمایهای اجتماعی و رمانتیک دانست شناختهشدهترین اثر بزرگ علوی است. رمان «چشمهایش» تاکنون بارها در ایران تجدید چاپ شده و علیرغم آن به زبانهای آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و عربی نیز ترجمه شده است.

علوی فرودین ماه سال 1332 و در 49 سالگی از ایران به آلمان مهاجرت میکند. او در سال 1335 با فاطمه علوی ازدواج میکند و صاحب یک فرزند به نام مانی میشود. در آلمان وی علاوه بر نوشتن به تدریس زبان و فرهنگ ایران در دانشگاه هومبولت مشغول میشود. علوی رمان سالاریها و چند مجموعه داستان کوتاه دیگر خود را در آلمان نوشته است. پس از پیروزی انقلاب در سال 1358 برای مدتی به ایران میآید اما پس از مدت کوتاهی دوباره به آلمان بازمیگردد.

بزرگ علوی در 21 بهمن ماه 1375 و در 93 سالگی در بیمارستانی در برلین چشم از جهان فرو میبندد و در همان شهر به خاک سپرده میشود.

علوی علاوه بر داستانهایش، ترجمههایی به فارسی و نیز ترجمههایی از آثار هدایت و آثار کلاسیک فارسی به آلمانی در کارنامهی خود دارد. او کتابهایی نیز به زبان آلمانی نوشته است که از آن جمله میتوان «تاریخ و توسعهی ادبیات معاصر فارسی» را نام برد؛ و در تألیف فرهنگ لغات فارسی-آلمانی با پروفسور یونکر همکاری کرده است.

تأثیر بزرگ علوی را بر ادبیات و داستاننویسی ایران در کنار شخصیتهایی چون صادق هدایت و محمدعلی جمالزاده نمیتوان نادیده انگاشت. داستانهای او از دل مردم این سرزمین برمیآمد و روایتگر درد و رنج مردمی است که برای پیشرفت و استقلال این مرز و بوم و دستیابی به آزادی در تلاش بودهاند. در داستانهایی چون «گلیهمرد»، «نامهها» و «چشمهایش» روح و درونمایهی عدالتخواهی که از ویژگیهای بارز بسیاری از داستانهای اوست آشکار است. داستانهای علوی پس از گذشت نیم قرن هنوز خواندنی و جذاب است.

 

  • آثار:

مجموعه آثار به جا مانده از بزرگ علوی را به جز مقالاتی که برای نشریات مختلف نوشته است، میتوان به سه دستهی داستانها، ترجمهها و تألیف تقسیم کرد:

 

  • داستانها:

چمدان (مجموعه داستان کوتاه)، 1313

ورقپارههای زندان (مجموعه داستان کوتاه)، 1320

53 نفر، 1321

نامهها (مجموعه داستان کوتاه)، 1330

چشمهایش (رمان)، 1331 در قطع پالتویی

چشمهایش (رمان)، 1331 در قطع رقعی

سالاریها (رمان)، 1354

میرزا (مجموعه داستان کوتاه)، 1357

موریانه (رمان)، 1368

گیلهمرد (مجموعه داستان کوتاه)، 1376

روایت (رمان)، 1377

گذشت زمانه (نوعی خودزندگینامه)

دیو! دیو! (سه داستان کوتاه)

 

  • ترجمهها:

حماسه ملی ایران، تئودور نولدکه، 1312

دوشیزه اورلئان، فردریش شیلر، 1329

باغ آلبالو، آنتوان چخوف

کسب و کار میسیز وارن، جرج برنارد شاو

دوازده ماه، ساموئل مارشاک

گلهای آبی، وانداوالیسلوسکایا

دو فریفته، لئوپادوویسکی

 

  • تألیف و آثار غیر داستانی:

فرهنگ لغات فارسی-آلمانی، با همکاری پروفسور یونگر، 1344

تاریخ و توسعهی ادبیات معاصر فارسی (به زبان آلمانی)، 1342

ازبکها