رضا براهنی

رضا براهنی

دکتر رضا براهنی شاعر، نویسنده و منتقد ادبی ایرانی است. او تاریخ، فرهنگ و ادبیات ایران را بسیار خوب می شناسد و نقدهای او را می توان از ارزشمندترین نقدها در حوزه ی زبان فارسی دانست. رضا براهنی 21 آذر 1314 در تبریز چشم به جهان گشود. کودکی و سالهای نخست مدرسه اش با بحبوحه ی اشغال ایران توسط متفقین، مصادف بود . در همین سالها و در مدرسه با زبان فارسی آشنا شد و دوزبانی را تجربه کرد. او خود از همین دوزبانگی به عنوان یکی از خاستگاههای دو شقگی ذهنی و فرهنگی خود یاد کرده است. براهنی مدرک لیسانس خود را در سال 1336 در رشته ی زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تبریز دریافت کرد و برای ادامه تحصیل راهی ترکیه شد. او پس از گرفتن مدرک دکتری زبان و ادبیات انگلیسی به ایران بازگشت و پس از گذراندن خدمت سربازی فعالیتهای ادبی خود را آغاز کرد. ابتدا با نشریاتی چون کتاب هفته، جگن، آناهیتا، آرش و ... همکاری داشت و از سال 1342 مقاله نویسی در مجله ی فردوسی را آغاز کرد.
  • به قلم مریم عسگری

دکتر رضا براهنی شاعر، نویسنده و منتقد ادبی ایرانی است. او تاریخ، فرهنگ و ادبیات ایران را بسیار خوب میشناسد و نقدهای او را میتوان از ارزشمندترین نقدها در حوزهی زبان فارسی دانست.

رضا براهنی 21 آذر 1314 در تبریز چشم به جهان گشود. کودکی و سالهای نخست مدرسهاش  با بحبوحهی اشغال ایران توسط متفقین مصادف بود. در همین سالها و در مدرسه با زبان فارسی آشنا شد و دوزبانی را تجربه کرد. او خود از همین دوزبانگی به عنوان یکی از خاستگاههای دو شقگی ذهنی و فرهنگی خود یاد کرده است.

براهنی مدرک لیسانس خود را در سال 1336 در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تبریز دریافت کرد و برای ادامه تحصیل راهی ترکیه شد. او پس از گرفتن مدرک دکتری زبان و ادبیات انگلیسی به ایران بازگشت و پس از گذراندن خدمت سربازی فعالیتهای ادبی خود را آغاز کرد. ابتدا با نشریاتی چون کتاب هفته، جگن، آناهیتا، آرش و ... همکاری داشت و از سال 1342 مقالهنویسی در مجلهی فردوسی را آغاز کرد.

رضا براهنی در سال 1343 به استخدام دانشگاه تهران درآمد و به تدریس ادبیات انگلیسی و ادبیات تطبیقی در این دانشگاه پرداخت. در سالهای نخست دههی چهل سردبیری مجله جهان نو را به عهده داشت، و در همان سالها ابتدا به طور غیررسمی به همراهی غلامحسین ساعدی، جلال آلاحمد و سیمین دانشور کانون نویسندگان ایران را تشکیل دادند. جلسات نخست در منزل آلاحمد برگزار میشد و آنها به همراهی تنی چند از شاعران و نویسندگان مبارز آن دوران جهت اعتراض به سانسور، به ملاقات امیرعباس هویدا رفتند. این گروه فعالیت خود را ادامه داد تا در سال 1347 کانون نویسندگان ایران به طور رسمی و علنی فعالیت خود را به عنوان نخستین تشکل صنفی اهل قلم آغاز کرد.

دکتر براهنی در سال 1350 به عنوان استاد مدعو در دانشگاه آمریکایی قاهره مشغول به تدریس شد و یک سال بعد برای تدریس ادبیات انگلیسی و ادبیات تطبیقی در دانشگاه تگزاس و دانشگاه یوتا به آمریکا سفر کرد. در این دوره در نشریات مختلف آمریکایی از جمله نیویورک تایمز مقاله نوشت و سخنرانیهایی نیز به حمایت از مخالفان شاه انجام داد که زمینهساز بازداشت او پس از بازگشت به ایران شد. براهنی یک سال از عمر خود را در زندان سپری کرد و پس از آزادی در سال 1353 دوباره به آمریکا سفر کرد. او تا سال 1357 را در آمریکا سپری کرد و در این مدت ریاست کمیتهی آزادی برای هنر و اندیشه در ایران را به عهده داشت؛ به عضویت انجمن قلم جهانی در بخش آمریکا درآمد؛ به همکاری با سازمان عفو بینالملل و سایر سازمانهای ضداختناق پرداخت و به عنوان استاد دانشگاه در دانشگاههای آمریکا مشغول به تدریس ادبیات خلاقانه شد. او در سال 1356 برای نگارش مقالهی اتاقهای تمشیت جایزهی بهترین روزنامهنگار حقوق انسانی را دریافت کرد.

براهنی دوباره در سال 1357 به ایران بازگشت و به تدریس در دانشگاه تهران مشغول شد، اما در سال 1361 از تدریس در دانشگاه منع شد. در دههی هفتاد چندین دوره کارگاه نقد، شعر و قصهنویسی برگزار کرد و سرانجام به کانادا مهاجرت کرد. او در کانادا نیز همچنان به تدریس در دانشگاه تورنتو مشغول شد و به برگزاری کارگاه نقد پرداخت. مدتی نیز ریاست انجمن قلم کانادا را به عهده داشت.

براهنی اکنون در کانادا به سر میبرد و با وجود آن که با بیماری آلزایمر دست به گریبان است هنوز به فعالیت ادبی خود ادامه میدهد. رضا براهنی زمانی که برای تحصیل به ترکیه رفته بود با دختری یونانی ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند دختر شد. اما این ازدواج چند سالی بیشتر به طول نینجامید. او در سال 1350 در دانشگاه تهران با ساناز صحتی ازدواج کرد و هماکنون به همراه او و پسرش در کانادا زندگی میکند. براهنی سه فرزند به نامهای الکا، اکتا و ارسلان دارد. اکتا براهنی پس از تحصیل در رشتهی سینما در کانادا به ایران بازگشت و به فیلمسازی مشغول است.

  • آثار

براهنی فعالیت خود را در زمینهی ادبیات با سرودن شعر آغاز کرد. او نخستین مجموعه شعر خود را با عنوان «آهوان باغ» در سال 1341 روانهی بازار چاپ و نشر کرد. اشعار او در فرم بسیار قوی است و شاید به سبب تلاش برای حفظ فرم، دشوار و دارای ابهام جلوه میکند. او خود مجموعه شعر «خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم» را مهمترین مجموعه شعرهای خود میداند و آنها را به صورت حرکت از شعر تکوزنی به سوی اوزان مرکب و ترکیبی و شعر چند صدایی توصیف میکند.

بخش مهمی از آثار دکتر براهنی در نقد و داستان است. هرچند بسیاری از رمانهای او هنوز فرصت انتشار در ایران را نیافتهاند اما برخی از این آثار نمونههایی کمیاب در ادبیات معاصر ایران به شمار میرود. رمان «آزاده خانم و نویسندهاش» را میتوان یکی از دقیقترین نمونههای رمان پست مدرن در ایران دانست. «روزگار دوزخی آقای ایاز» که جلد نخست آن در سال 1351 منتشر و به سرعت توسط ساواک معدوم شد، روایتی از تاریخ و فرهنگ مردم ایرانزمین است. این اثر به فرانسه نیز ترجمه شده است و تئاتری بر اساس آن توسط یک کارگردان فرانسوی روی صحنه رفته است.

بسیاری از آثار براهنی به زبانهای انگلیسی، فرانسه و سوئدی ترجمه شده است و کتابی چون «ظل الله» را خود به انگلیسی چاپ کرده است. براهنی در سال 1384 برنده جایزه ادبی یلدا برای یک عمر فعالیت فرهنگی در زمینه نقد ادبی شد و در سال 1395 تندیس چهره‌های شاخص شعر آوانگارد را به خود اختصاص داد.

از رضا براهنی آثاری به صورت داستان، شعر، ترجمه، نقد ادبی و متن سخنرانی به جا مانده است که به تفکیک در زیر آمدهاند:

  • مجموعه اشعار

آهوان باغ، ۱۳۴۱

جنگل و شهر، ۱۳۴۳

شبی از نیمروز، ۱۳۴۴

یک زندگی منثور، 1344

مصیبتی زیر آفتاب، ۱۳۴۹

گل بر گسترده ماه، ۱۳۴۹

ظل الله، ۱۳۵۸

نقاب‌ها و بندها (انگلیسی)، ۱۳۵۶

غم‌های بزرگ، ۱۳۶۳

بیا کنار پنجره، ۱۳۶7

یار خوش چیزی است، 1369

خطاب به پروانه‌ها، 1374

اسماعیل، ۱۳۶۶

  • داستان و رمان

آواز کشتگان، 1367

رازهای سرزمین من، 1387

قابله سرزمین من، 1357

کینه ازلی، 1357

آزاده خانم و نویسنده‌اش، انتشارات کاروان، 1376

الیاس در نیویورک، 1379

روزگار دوزخی آقای ایاز، 1351

چاه به چاه، 1362

بعد از عروسی چه گذشت، 1361

  • نقد ادبی، مقالات و سخنرانیها

طلا در مس، 1347

قصه‌نویسی، 1348

تهران، مصر و حالات من در طول سفر (سیر و سیاحت)، 1351

تاریخ مذکر، 1351

در انقلاب ایران چه گذشت و چه خواهد شد؟، 1358

کیمیا و خاک، 1364

رویای بیدار، 1373

خطاب به پروانه ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم، 1374

بحران رهبری نقد ادبی، 1375

گزارش به نسل بی سن فردا

  • ترجمه

کلئوپاترا، کالروماریا فرانزرو، 1342

تراژدی ریچارد سوم، ویلیام شکسپیر، 1343

عرب و اسراییل، ماکسیم رودنسون، 1348

قانون، دیوید کات، 1351

برنامه انتقالی برای انقلاب سوسیالیستی، لئون تروتسکی، 1356

پلی بر رودخانه درینا، اندریچ ایوو