رشد نشریات نظری ادبیات کودک و نوجوان در ایران

رشد نشریات نظری ادبیات کودک و نوجوان در ایران

در این گفتگو مهناز باقری خبرنگار پرسابقه و نویسنده کودک و نوجوان نشریات و رسانه های موجود در این شاخه در ایران را ارزیابی می کند و خاطراتی از دوران خبرنگاری خود نیز تعریف می نماید.

بر هیچ کس پوشیده نیست که وجود نشریات و رسانه های متعدد در حوزه های مختلف کتاب موجب رشد و اعتلای آن حوزه خواهد بود و در معرفی و شناساندن و نقد کتاب های آن شاخه و بهبود آثار نویسندگان و جلوگیری از کتابسازی و رواج کتابهای کم کیفیت نقشی موثر را ایفا می کند. مهناز باقری خبرنگار باسابقه ادبیات کودک و نوجوان و نویسنده کتابهایی همچون شبیه پرنده، نمکی میخواهم خبرنگار شوم، درنا و دماغش و عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان که مقالات متعددی از وی در نشریات تخصصی کودکان چاپ شده است در این گفتگو درباره این نشریات و رسانه ها و کمیت و کیفیت آنها صحبت می کند و در نهایت با خاطره ای جالب از دوران خبرنگاری خود این گفتگو به پایان می رسد:

 

  • تعدادی از نشریات و رسانه های موجود در حوزه کتاب کودک و نوجوان را به علاقمندان اعم از خوانندگان، نویسندگان، شاعران و منتقدان در حوزه ادبیات کودک و نوجوان معرفی کنید.

در حوزه ادبیات کودک و کتاب کودک ما چند رسانه معتبر و قوی داریم که اغلب به صورت ماهنامه و فصلنامه هستند. فصلنامه نقد کتاب کودک ونوجوان با کوشش علی کاشفی خوانساری، پژوهشنامه ادبیات کودک ونوجوان با همت دکتر مهدی حجوانی،  دو فصلنامه نارنج با مدیر مسئولی افسون امینی و مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز که اتفاقا جز نشریات کاملا معتبر و آکادمیک هست که در حوزه مباحث پژوهشی کار کرده و می کند. هر کدام از این نشریات به نوعی تلاش می کنند به ادبیات کودک بهایی در شان آن دهند. بهایی که متناسب با نیاز روز است.

  • رسانه ها و نشریات موجود در حوزه کتاب کتاب کودک و نوجوان را به لحاظ کمی و کیفی چگونه ارزیابی می کنید؟

دیگر هیچ کسی نمی پذیرد که موضوع ادبیات کودک صرفا سرگرمی و تفنن باشد؛ اگرچه که این ویژگی از ویژگی های مهم و به نظر من جدا نشدنی این حیطه بوده و هست. پیوند بین دانشگاه و ادبیات کودک و اختصاص گرایشی در مقطع کارشناسی ارشد در حوزه فعالیتهای دانشگاهی موضوعی است که به نوعی مکمل و در امتداد این نوع نگاه پدید آمده است. امروز بسیاری از دانشجویان ما مایلند به ادبیات کودک نگاهی تخصصی توام با رعایت اصول روانشناسی کودک داشته باشند که این خود موید آینده ای درخشان تر برای فعالان این حوزه است. چه نویسندگان این رده سنی با بهره گیری از نظرات گروه های دانشگاهی بهتر و با دید بازتری دست به قلم می شوند. پایان نامه دوره کارشناسی ارشد خود من به موضوع «نقش جنس مونث در آثار علی اصغر سیدآبادی» اختصاص داشت و آن را در یکی از همین نشریات منعکس کردم. وقتی ما در قامت یک نویسنده می نویسیم شاید آنقدر درگیر ماجراهایی می شویم که نمی توانیم بر روی تاثیر مسایل دیگر متن حتی کلیدواژه ها و تصاویر مان متمرکز شویم؛ ولی وقتی یک منتقد آن را نقد می کند یا یک دانشجوی ورزیده آن را با نگاهی خاص بررسی می کند آن وقت مثل این است که شما تازه دست تان می آید. به هر حال پیوند دانشگاه و انجمن های ادبی مثل انجمن نویسندگان کودک ونوجوان در زمره مسایلی است که با رونق دهی به نشریات این چنینی که اغلب  آنها الکترونیکی هم هستند می تواند اصولی تر شکل گیرد. در همین جا باید از شورای کتاب کودک هم یادی شود که به جد در این حوزه سالهاست علمدار است و همین طور از کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان .

در ارزیابی کل می توانم بگویم در سالهای اخیر ادبیات کودک ونوجوان در حوزه نظری و تئوری رشد خوبی داشته است؛ بویژه در  حوزه دانشگاهی.

  • آیا خود ادبیات کودک و نوجوان ما نیز همراه با این رشد پیشرفت کرده است؟

از نظر کمی و کیفی تولیدات ادبی این گروه سنی به نسبت دهه های 50 و 60 و حتی 70 قابل تامل تر بوده است. در واقع در  اواخر دهه 70 کم کم  تولید ادبیات کودک به منظر ادبی حایز اهمیت شد و رفته رفته بحث لذت  خواندن از متن ادبی برای کودکان و نوجوانان محل اعتنای خیلی از نویسندگان قرار گرفت. یعنی مترادف با رشد نشریات نظری ویژه ادبیات کودک و نوجوانان، نویسندگان و مترجمان  این رده سنی هم بیکار نبوده و با ترجمه و تالیف کارهای تازه در سبک و سیاقهای نو میزان اقبال خود را در میان گروه مخاطبانشان سنجیده اند. در این زمینه اگرچه در یک مقطع زمانی با افت کاری این گروه به سبب نظارتهای بی قاعده مواجه بودیم، اما من به شخصه جریان کلی این روند را که از اواخر دهه 70 شکل گرفت مثبت ارزیابی می کنم.

  • شورای کتاب کودک در این زمینه چقدر فعال و تاثیرگذار بوده است؟

اگرچه شورای کتاب کودک تا آنجا که من می دانم فاقد نشریه تخصصی در حوزه ادبیات کودک هست، ولی دارای کارگروههای تخصصی خوبی هست که هر ساله با رصد تولیدات کودکان در رشته های مختلف جریان ادبی و هنری آنچه را که برای این گروه سنی تولید می شود بررسی و با ارایه گزارشی در روزهای پایانی هر سال عموم را از آن مطلع می کند و یا شورای کتاب کودک در دل خود فرزندی شایسته به نام  موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودک را پرورانده که با تالیف مجموعه تاریخ ادبیات کودک در ایران حق مطلب را به درستی ادا کرده است و یا....

  • یکی از رسانه های موثر در ترویج خواندن روزنامه ها و سایت های خبری هستند. به نظر شما خبرنگاری در حوزه کتاب چقدر برای خبرنگاران جذابیت دارد و یا اینکه دغدغه است و چگونه می توان تعداد بیشتری از روزنامه نگاران و خبرنگاران را به این سمت و سو  علاقمند کرد تا ما شاهد حضور جدی و ملموس کتاب در دنیای رسانه و به تبع آن  ترویج کتابخوانی در بطن جامعه و رشد فرهنگی ایران باشیم؟

در مورد سوالتان پیرامون خبرنگاران حوزه کتاب هم باید عرض کنم خبرنگاری یک عشق  است و نمی توان با قانون و بخشنامه آن را توسعه داد و یا حتی محدود کرد. شاید اصرار کردن در بودن یا نبودن در یک حوزه خبری هم خیلی در جامعه ما جواب ندهد. آنچه مهم هست این است که شما در هر حوزه ای کار می کنید به سرعت بتوانید اطلاعات تان را کامل و جمع بندی کنید و  بزنگاههای خبری حوزه کاری تان را بشناسید. اما اگر بخواهم به سوالتان دقیق تر پاسخ دهم باید بگویم به شخصه فکر می کنم  خواندن آثار تمام نویسندگان برای کسانی که به صورت تخصصی و با سوالات عمیق به این کار مشغولند بیش از کسانی که برای شان فقط تولید خبر حایز اهمیت است ضرورت دارد.

  • خاطره ای از دوران خبرنگاری خودتان برای ما بگویید.

من آدمی هستم که در مورد مسایل شخصی ام با تاخیر زیاد کار می کنم. همین چند سال پیش بود که آبله مرغان گرفتم. خوشبختانه ایام بیماری مصادف شد با دوره ای که  کار پژوهشی پایان نامه ام را در مقطع کارشناسی ارشد در دست داشتم و به زعم خودم بنا داشتم روی آن متمرکز شوم، ولی تب بالا امانم را بریده بود. در همین ایام بود که آقای هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده نام آشنای نوجوانان زنگ زد و گفت یک خبر خوب دارم. چون شما خبرنگار عزیزی هستید و نسبت به کارتان خیلی متعهدید و من شما را دوست دارم....می خواستم این خبر را اول به شما بدهم. خبر را گفت و منم در تب 40درجه ای نوشتم. بعد با تایپست مان که از دوستان خیلی خوب و با دقت هست تماس گرفتم و خبر را خواندم و تاکید کردم خبر ایشان از اخبار مهم است و  به دبیر بگو به سرعت ارسال کند. تاخیر ارسال اخبار من هم در ایسنا خودش قصه ای هست که نقلش مثنوی صد من کاغذ می طلبد که بماند. اما از آنجا که خدا خواست خبر با سرعت رعد آن روز که من اصلا در ایسنا نبودم روی خروجی قرار گرفت و دو ساعت بعد دوباره گوشی موبایلم زنگ زد. آقای کرمانی بودند. با همان لطف همیشگی کلی تعریف از اینکه تو خبرنگار خوب و  با دقتی هستی اما نمی دانم چرا این خبر را این طوری فرستادی. منگ خواب گفتم مگه چی شده؟ گفت دخترم تو خیلی خوبی ها؛ خیلی دوست دارم و به سواد رسانه ای ات ایمان دارم. ولی  نمی دانم چرا توی خبر آوردی کتاب خمره من در ونیز فرانسه منتشر شده! ونیز از شهرهای مهم ایتالیاست. پای گوشی مانده بودم که چه بگویم که ادامه داد در ضمن من گفتم مراسم تجلیلی از من در آنکارا پایتخت ترکیه نه ایتالیا تازه....خلاصه در خبر دو سه سطری این نویسنده فقط کلی غلط جغرافیایی بود حالا از املایش بگذریم. دست آخر هم گفت باقری نکنه عاشق شدی ؟آره؟!