مغزی که خود را تغییر می دهد

مغزی که خود را تغییر می دهد

آیا فکر می کنید توانمندی های ذهنی ما ثابت و معین است؟ در این کتاب روایت هایی از آسیب دیدگان ذهنی را بخوانید که مغز خود را به طور قابل توجهی رشد داده اند.

به قلم: محبوبه قدیریان

کتاب «باشگاه مغز» را به عنوان کتابی برای تمرین به منظور تقویت و اصلاح توانمندی های مغزی برای افراد در سنین متفاوت معرفی کردیم. دیدیم که مغز دارای توانایی های مختلفی مثل حافظه، مهارت های کلامی، استدلال و منطق و تصمیم گیری، توجه و تمرکز، تشخیص احساسات و ... است که در صورتی که هریک از این ها تقویت نشود یا دچار آسیب گردد آن جنبه از مغز تضعیف شده و موجب کاهش کیفیت زندگی ما می شود و به اندازه خود ما را از داشتن یک زندگی هوشمندانه و رو به رشد و تعالی محروم می سازد. کتاب دیگری که درصدد این است که نشان دهد که مغز ما انعطاف پذیر است و می توان آن را رشد داد و اصلاح نمود کتابی است با نام «مغزی که خود را تغییر می دهد»  اثر نورمن دویج، پزشک، روانکاو  و مغزپژوه  که بر اساس تجربیات واقعی دانشمندان، پزشکان و بیمارانی است که بدون جراحی یا مصرف دارو از قدرت مغز برای تغییر آن استفاده کرده اند.این کتاب شامل روایاتی جالب از زندگی کسانی است که دارای مشکلات مغزی مختلفی بوده اند، از مشکلات لاعلاج تا کارایی کم برخی قسمت های مغز یا تاثیرات پیری، که باعث شده است در خواندن یا نوشتن یا استدلال فضایی و .. مشکل داشته باشند، اما با اتکا به این نکته که مغز انعطاف پذیر است و می توان با انجام تمرین هایی آن را پرورش داد کم توانی های حاصل از آسیب های سلسله اعصاب را بهبود بخشیده و  زندگی بهتری برای خود و جامعه ساخته اند. به گفته نویسنده تا پیش از این تصور می شد که بخشی از مغز که آسیب دیده دیگر نمی تواند تغییر کند و مغز نمی تواند خود را بازسازی کند و فکر می کردند کسانی که با محدودیت های ذهنی به دنیا آمده اند یا آسیب مغزی دیده اند دیگر در تمام عمر محکوم به آن هستند.

نویسنده از کسانی سخن می گوید که  سکته مغزی کرده بودند و پزشکان به آنها گفته بودند که بیماری آنها لاعلاج است اما با درمان های انعطاف پذیری عصبی بهبود یافته اند یا اختلالات یادگیری شان کاهش یافته و بهره هوشی آنها افزایش یافته  است. به عنوان مثال در فصل دوم با عنوان ساختن مغزی بهتر ماجرای زنی را روایت می کند که عقب مانده نامید می شد و کشف کرد که چگونه خود را درمان کند و پس از آن با تاسیس مدرسه ای تصمیم گرفت که به بهبود وضعیت افرادی مانند خودش کمک کند و در این زمینه موفقیت هایی به دست آورد. این زن ناتوانایی های بسیاری در یادگیری داشت؛ در تلفظ کلمات مشکل داشت، ناحیه گفتاری مغزش درست کار نمی کرد، توانایی استدلال فضایی نداشت و .. تا اینکه با تلاش هایی که برای بهبود خود کرد و دسترسی یافتن به نتایح علمی دانشمندان دیگر به این درک رسید که می تواند در ساختار مغز خود تغییر ایجاد کند و دیگر نباید خود را به عنوان کم توان ذهنی ابدی بداند. او با تمرین های زیاد توانست پیشرفت های ذهنی قابل توجهی پیدا کند. او مدرسه ای تاسیس کرد و در این مدرسه نیز دانش آموزان زیادی رشد ذهنی قابل توجهی یافتند. افرادی که در خواندن ساعت مشکل داشتند، در نوشتن، خواندن، برنامه ریزی و تصمیم گیری  و هدف گذاری و پایبندی به آن، توانمند شدند. او نشان داد کودکانی که ناتوانی یادگیری دارند می توانند مشکلات خود را به صورت ریشه ای حل کنند.

او در فصل سوم کتاب خود از فردی به نام مایکل مزنیچ یاد می کند که برجسته ترین محقق دنیا در زمینه انعطاف پذیری مغزی خوانده می شود و تخصص او در افزایش توانایی افراد برای فکر کردن و درک کردن با طراحی مجدد مغز است. وی معتقد است که تمرین مغز می تواند به اندازه دارو برای بیماری هایی به شدت اسکیزوفرنی موثر باشد و پیشرفت های چشمگیری در عملکردهای شناختی چگونگی یادگرفتن، درک کردن، فکر کردن و به خاطر آوردن- حتی در افراد مسن وجود دارد. او نیز معتقد است که می توان ساختار مغز را تغییر داد و ظرفیت آن برای یادگیری را افزایش داد.

کتاب حاضر را می توانید از فروشگاه ساربوک، شعبه تلگرافخانه و یا به صورت غیرحضوری از اینجا تهیه بفرمایید.