بررسی و تحلیل دو اثر مهم ادبیات مشروطه: «کتاب احمد» و «مسالک المحسنین» از طالبوف

بررسی و تحلیل دو اثر مهم ادبیات مشروطه: «کتاب احمد» و «مسالک المحسنین» از طالبوف

بهانه این یادداشت، تجدید چاپ دو کتاب از بهترین آثار طالبوف از نویسندگان و روشنفکران دوره بلافصل مشروطه است: کتاب احمد و مسالک المحسنین.

به قلم: عاطفه صاحبقدم
 

 

بهانه این یادداشت، تجدید چاپ دو کتاب از بهترین آثار طالبوف از نویسندگان و روشنفکران دوره بلافصل مشروطه است: کتاب احمد و مسالک المحسنین، که حدود پنج دهه قبل توسط «شرکت سهامی کتابهای جیبی» به چاپ رسیده بود. اکنون انتشارات علمی فرهنگی اقدام به چاپ مجدد آنها در سال 1394 نموده است.

ناصرالدین شاه، طالبوف را برای نگارش «کتاب احمد» کافر بی دین خواند، چرا که بنظرش در آن کل ایران را مسخره کرده بود. کتاب «مسالک المحسنین» به امر کامران میرزا از پسران بانفوذ ناصرالدین شاه، کتب ضاله شناخته شد. این آثار، خشم مستبدان و مرتجعان و ملاهای قشری را برانگیخت، چنانچه طالبوف را تکفیر و خواندن آثارش را ممنوع کردند. اما برخلاف این تلاشها، قلم طالبوف بر جانها نشست و راهش را در آگاه سازی مردم در زمانه جنبش مشروطیت باز کرد. چنانچه بعدها کتاب احمد به عنوان کتاب درسی در مدارس جدید تبریز درس داده شد و طالبوف نیز از نخستین نماینده های مردم به مجلس شورای ملی راه یافت.

عبدالرحیم بن ابوطالب طالبوف در خانواده متوسط پیشه ور و نجار در تبریز 1250ق به دنیا آمد. از 16 سالگی برای تحصیل به تفلیس رفت. این مهاجرت در زمانه ای بود که خیل مهاجران ایرانی برای کار یا امنیت سیاسی برای روشنفکران یا امنیت اقتصادی برای تجار به منطقه قفقاز صورت می گرفت. وی در دوره پرتحرکی فرهنگی و سیاسی این منطقه بار آمد. با زبانهای روسی، فرانسوی، ترکی آذربایجانی و عربی آشنا بود. به فارسی ساده و سلیس می نوشت. تمام آثارش را در دوره میانسالی به بعد نوشته است. در زمان سلطنت مظفرالدین شاه به تهران آمد. در دوره اول مجلس شورای ملی از جانب طبقه تجار به نمایندگی انتخاب شد. اما بعد صدور اعتبارنامه، در محفل یکی از علما انتقاداتی به وی شد و کتاب «مسالک المحسنین» به امر کامران میرزا که حاکم طهران هم بود، کتب ضاله شناخته شد. البته طالبوف هم از خود دفاعی نکرد و از نمایندگی مجلس انصراف داد. از این انصراف طالبوف روایات دیگری غیر از این روایت آدمیت هم از جانب کسانی چون حسن تقی زاده و.. وجود دارد. (آدمیت، 1363: 11)

منابع فکری طالبوف در علوم طبیعی اکثراً از تألیفات روسی و در دانش سیاسی و اجتماعی از ترجمه روسی از متفکران فرانسوی و انگلیسی قرن 18 و19 است. از جمله این متفکران می توان اشاره کرد به: بنتام متفکر اجتماعی و اصلاحگر قانونگزاری انگلیس، باکل مورخ فلسفی انگلیسی، ولتر، روسو، رنان در بحث ادیان، آگوست کنت در بحث فلسفه پوزیتویستی و دین انسان دوستی است.

آثار مهم طالبوف عبارتند از 1.ترجمه پندنامه مارکوس قیصر روم. مارکوس برده ای است که قیصر و حکیم رواقی شد. طالبوف این کتاب را به مظفرالدین ولیعهد تقدیم می کند تا شاید از فرمانروای اخلاق مدار و برابری خواه پند گیرد؛ 2. «کتاب احمد» یا «سفینه طالبی» (سه جلد) را حدود 4-1273ش در اسلامبول ابتدا در دو جلد و سپس جلد سوم آن با نام «مسائل الحیات» در 1286ش در تفلیس چاپ کرده است. طالبوف در نگارش این کتاب از «امیل» ژان ژاک روسو الهام گرفته است؛ 3. «مسالک المحسنین» که در قاهره حدود یکسال بعد مشروطه چاپ کرد؛ 4. «ایضاحات در خصوص آزادی» را در تهران به سال 1286ش به زیور طبع آراسته کرده است. وی در نگارش این کتاب از رساله «در آزادی» جان استوارت میل تأثیر پذیرفت. وی در این رساله به نقد نقاط ضعف و قوت قانون اساسی اول و کارنامه نخستین دوره مجلس شورای ملی پرداخت. ؛ 5. «سیاست طالبی» را هم در تهران حدود 1290ش به چاپ رسید. این رساله شامل دو مقاله است. مقاله اول سخن از سیاست های استعماری روس و انگلیس و کلک های آنان است و مقاله دوم انتقادهایی بر اوضاع عمومی ایران.

طالبوف از روشنفکران دوره بلافصل مشروطیت که در سالخوردگی جنبش مشروطه خواهی ایران را درک کرد. از مروجان افکار اجتماعی و سیاسی جدید و علوم طبیعی است. در عقاید سیاسی بر لیبرالیسم سیاسی، دموکراسی اجتماعی، حکومت قانون، حقوق آزادی، حاکمیت ملی و لزوم تربیت توده نادان تأکید دارد. در حد خود ایدئولوژی اعتراض را پرورش داد. وی منتقد استبداد و حتی منتقد اجتماعی است و اینکار را با زبان طنز به پیش می کشد. از مسائل انضمامی چون فقر دانش، کمبود مدرسه، وضعیت بهداشت عمومی سخن می راند. او در عین اینکه به اخذ اصول تمدن جدید از غرب اعتقاد دارد، بر تقلید مضحک از غرب هم سخت می تازد. منتقد سلطه مغرب زمین است و امیدوار بر «رستاخیز آسیا» در برانداختن استعمار غرب. سرمشق وی در اخذ تمدن غرب همچون بسیاری از متفکران آن دوره، الگوی ژاپن است که با حفظ هویت ملی خویش خویش به تمدن جدید روی آوردند. (همان،چهار) در دانش اقتصادی هر چند گفتار مستقلی ندارد اما پراکنده می توان استخراج کرد که وی مدافع سوسیالیسم اقتصادی و خواهان مساوات و عدالت اجتماعی است. در مورد دین، بر جوهر ادیان و مطابقت آن با عقل تأکید دارد و همراه نقدهای وارده بر کلیساست.

از بنیانگذاران ادبیات و نثر جدید فارسی و از برجسته ترین نویسندگان اواخر دوره ناصری است، چنانچه خود را «مهندس انشاء جدید» می نامد. با وجود حمایت او از اصلاح خط، مخالف سره نویسی و تصفیه زبان از لغات عربی بود. زیرا زبان را بخش طبیعی هر قومی می دانست و در کشوری که اکثر مردمش بی سواد بودند تصفیه زبان را کاری بیهوده قلمداد می کرد. در ساده نویسی آثار طالبوف از بهترین نمونه ها و سرمشق هاست و تلاش صمیمانه ای است برای دستیابی به ادبیات توده ای. آثار طالبوف در دگرگونی های انقلابی جامعه ایران و در تحول سیر اندیشه قانون خواهی، تأثیر فراوان داشته و همچنین این امتیاز را داشته که برای نخستین بار به نشر کتب علمی به زبان ساده و عوام فهم دست یازد. (آجودانی،1381: 78-77) پیرو اصالت عقل و فلسفه تجربی است و به ترقی و تکامل باور دارد. او علم و عقل را در برابر تقدیر و تعبد قرار می دهد.

به روایت طالبوف «در ایضاحات در خصوص آزادی»: « همان اوقات که در طهران پیش بزرگان اسم معارف را نمی شد بر زبان آورد، [ناصرالدین شاه] کتاب احمد را به حاجی میرزا حسن آشتیانی مجتهد نشان داد و گفت: ببین این کافر بی دین همه ایران را تمسخر کرده» است. شاه به وزارت امور خارجه دستخطی نیز فرستاده بود، اما «نمی دانم و نتوانستم بدانم که چه می خواست به من بکنند» (طالبوف،1286: 10-9) با وجود مخالفتهای ناصرالدین شاه و طبقه حاکم با طالبوف، او را طبقات گوناگون اجتماعی در ایران می شناختند. «کتاب احمد» وی یکی از پرخواننده ترین آثار در دوره نزدیک به مشروطه است. برای مثال، ملاعبدالرسول مدنی از علمای مشروطه خواه در کاشان در «رساله انصافیه» یا «اصول عمده مشروطیت» از طالبوف به نیکی یاد می کند. (آدمیت، 1363: 8) مظفرالدین شاه از زمان ولیعهدی رابطه خوبی با طالبوف داشت. به طالبوف دستخط می نوشت و در موردش می گفت: طالبوف «وطن پرست است خوب می نویسد» (طالبوف، 1286: 10)) در سلطنت مظفرالدین شاه نیز او به تهران آمد و مورد توجه شاه جدید قرار گرفت.

کتاب احمد. دو جلد اول آن شامل 22صحبت یا گفتار است که به صورت پرسش و پاسخ نوشته شده است. جلد سوم آن، «مسائل الحیات» از مهمترین آثار طالبوف در اندیشه سیاسی است که طالبوف آن را سیزده سال پس از جلد اول نگاشته است و چند ماه قبل از اعلام مشروطیت از چاپ درآمد.  این جلد آخر، یک مکالمه چهارنفره است به انضمام ترجمه قانون اساسی ژاپن که نزد متفکران آن دوره به عنوان الگوی ایدئالی برای ترقی و پیشرفت و نحوه اتخاذ تمدن غرب مطرح بود.

 همانطور که گفتیم این کتاب متأثر از «امیل» روسو است که طالبوف قصد داشته که «احمد مشرقی و امیل مغربی را تطبیق نماید»(طالبوف، 1394: 46). وی اصول علمی را بر پایه آخرین تحقیقات علمی به زبان ساده بیان می کند. از شرایط مدینه فاضله طالبوف، جامعه ای زاییده از دانش و فن تجربی است.  از جلد اول بار مسائل علمی بیشتر است و هر چه قدر پیش می رود یعنی در جلد دوم و کامل در جلد سوم، بیشتر مسائل مطروحه اجتماعی و سیاسی می شود.

به نظر براهنی، نثر «کتاب احمد» سخت جنبه تعلیمی دارد و در عین حال بسیار دقیق نوشته شده است. گرچه کلمات عربی و گاهی آیه های قرآنی و جملات عربی در آن می توان یافت، ولی کتاب هرگز روح تعلیمی خود را از دست نمی دهد و طالبوف آنچه را که از فرنگ یاد گرفته و برای یاد گرفتن ایرانی ها مفید و مناسب یافته است، به زبانی ساده با پسرش در میان می گذارد و البته از طریق پسر خیالی خود سعی می کند، مقدمات فرهنگ و تمدن جدید را با نسل بعد از خود در میان بگذارد...به دنبال به نوعی انقلاب فرهنگی از درون است و می کوشد زوال و راه مبارزه با زوال را نشان دهد و نسل بعد از خودش را به تحرک فرهنگی دعوت کند» (براهنی،1368: 522)

طالبوف در «افاده مخصوصه» که برای جلد اول کتاب می نویسد بر اهمیت تعلیم اطفال و نوجویان تأکید می کند: «انسان آن روز انسان شد...که لفظ چون و چرا گفتن و ماهیت هر چیزی را جستن گرفت»(همان،3) او ادامه می دهد که هر طفلی تا به زبان می آید جویای حقیقت و سبب آن می شود. مربیان و معلمان او اگر دانا باشند او را رشد می دهند و اگر جاهل و بی خبر باشند، «چشم بصیرتش را کور و پای سمند طلبش را لنگ ساخته»اند. بنظر وی سبب ترقی، آزادی فکر و گشودن باب سؤال است. او برای روشن شدن «ذهن ابنای وطن» و به «جهت ملت خواهی» کتابی نوشت به صورت پرسش و پاسخ تا «ابواب تعلیمات ابتدائیه سؤال به روی کودکان» بسته نباشد. (همان، 5-4)

همانطور که میرعابدینی می گوید کتاب احمد از «اولین آثار جدید تربیتی برای نوجوانان، در زبان فارسی، به شمار می آید» (میرعابدینی، 1380: 24) اساساً یکی از نشانه های جدی گرفتن مخاطب برای روشنفکر آن زمان چون طالبوف نگارش «کتاب احمد» برای عموم مخاطبان خصوصاً نوجوانان است و اهمیت تعلیم و آموزش نزد آنها. در تاریخ معاصر روشنفکری ایران کدام روشنفکر و کدام کتاب را سراغ دارید که برای مخاطب نوجوان، این مخاطب مهمی که باورهایش در حال شکل گیری است و ذهنی پرسشگر دارد، بنویسد. شاید تنها بتوان از کتاب تأثیرگذار شریعتی– و در واقع سخنرانی او – با نام معروف «پدر مادر ما متهمیم» نام برد که چه در زمان خودش چه حتی اکنون هنوز می تواند در ذهن نوجوان پرسش بیافریند. گویی روشنفکران ما این مخاطب مهم را فراموش کرده اند.

«کتاب احمد» به سرعت در میان مردم جا باز کرد. حتی آن را در مدارس جدید در تبریز درس می دادند. (آدمیت، 1363: 6)؛ تا جایی که طالبوف در ابتدای بخش سوم بعد از حدود یک دهه و نیم اذعان می کند که اگرچه احمد «اولاد موهومی بنده است اما دیگران بیشتر از من به سلامتی او دعا می کردند، و مرا به داشتن چنین طفل مستد و ذکی تبریک می نمودند. اکثر رجال معروف در مکاتبات بنده از وی احوال پرسی و عرض اشتیاق دیدن می نوشتند» (همان، 182). این مطلب نشان دهنده داشتن مخاطب گسترده کتاب و همراهی مردم با آن و مأنوس شدن با شخصیت اول کتاب به اسم احمد است. جالب اینکه احمد همراه جلدهای کتاب بزرگتر می شود تا جلد سوم که «از مدرسه عالیه بیرون آمده، تحصیل خود را تمام کرده، مهندس خوب شده، صاحب تألیفات است» (همان). «کتاب احمد» در نویسندگان پس از خودش بسیار تأثیرگذار بوده چنانچه گفته می شود، «سیاحت نامه ابراهیم بیگ» اثر زین العابدین مراغه ای، از دیگر آثار مطرح این دوره متأثر از آن نگاشته شده است. مراغه ای حتی در متن اثر (ص221 در جلد اول) هم به این کتاب اشاره می کند. این تأثیرگذاری و نفوذ اجتماعی تا آن جایی است که عبدالله مستوفی در «زندگی من» یکجا «سیاحت نامه را همراه کتاب احمد اثر طالبوف و رساله های اقبال الدوله یکی از سه اثر ممتازی می شمارد که در تغییر رژیم از استبداد به مشروطه مؤثر بوده اند.» (سپانلو، 1388: 9-8)

همراهی مردمی نه چندان باسواد آن زمان با آثاری چون «کتاب احمد» می تواند به علل و عوامل مختلفی برگردد. علی رغم گسستی که در ادبیات این دوره به نسبت دوره پیشین پیش آمده بود – و در قسمت پایانی این یادداشت به آن می پردازم- شاید بتوان از نقاط پیوستی هم یاد کرد که این آثار برای مخاطبان فارسی زبان آشنا بوده است. یکی از این عوامل، به کارکرد ادبیات سنتی ایرانیان بر می گردد که ادبیات حاوی گزاره های تربیتی و اخلاقی است. بنظر می رسد ادبیات جدید این کارکرد را حفظ کرده اما با بازتعریف آن. اگر در ادبیات گذشته، کارکرد دینی و اخلاق سنتی بود، کارکرد ادبیات این دوره با تعریف جدید، حاوی محتوای سیاسی اجتماعی منتقدانه می شود. همچنین لحن نیز در ادبیات پیشین در گزاره های اخلاقی و تربیتی نصحیت گونه بود اینک لحن تند و گزنده به صورت مستقیم یا کنایی- استعاری می گردد. (ربیعی و زائری،1394: 31-27)

کتاب مسالک المحسنین. این کتاب حاوی اندیشه های فلسفی و انتقادی است که به صورت گفت و شنود خیالی سفرنامه ای است میان اعضای یک گروهی که در سال 1282ش از طرف «اداره جغرافیای موهومی مظفری» به قله دماوند می روند. در خلال این گفت و شنودها طالبوف نظرات و انتقادهای سیاسی اجتماعی خود را مطرح می کند. در چاپ مجدد کتاب، تا جایی که من ملاحظه کردم تغییراتی اعمال نشده است. تنها در مقدمه ای که محمدباقر مؤمنی برای کتاب نوشته بجای کلمه ملاها اکنون گفته شده روحانیون!

طالبوف در این کتاب  از ایران آن زمان تصویری کامل ارائه می دهد. وی در مورد تمام ارکان جامعه به صورت کاملاً انضمامی و عینی منتقدانه صحبت می کند. سوی نقد او تنها طبقه حاکم و همدستانش نیستند بلکه مردم یکی از مخاطبان اصلی و همیشگی نقد طالبوف و دیگر نویسندگان و متفکران این دوره هستند و شاید همین مورد از ممیزات بسیار مهم روشنفکران این دوره با دیگر روشنفکران تاریخ معاصر ایران باشد. طالبوف از مسائل انضمامی چون وضعیت بهداشت عمومی، راهها و تأثیر مخرب آن بر اقتصاد، آموزش و مدارس، سیل مهاجرت و حتی ترک تابعیت ایرانی ها، فساد و اخلاق منحط عمومی به همان اندازه سخن می گوید که در مورد آزادی، عدالت، تمدن، جهل، امنیت، استعمار، ظلم، استبداد.

در مجموع سعی می کند تصویری از ایران تحت ظلم دستگاه استبداد مطلقه نشان دهد که زندگی مادی و اخلاقی مردم را به درجه اسفل السافلین کشانده است: «آن دستگاه حکومتی استبدادی و این دستیار روحانی کهنه فکر او چه حاصلی به بار می آورد؟ خلقی عقب مانده و کشوری ویران» (مؤمنی،1347 : 27) وی همچون روشنفکران آن دوره راه چاره را در حکومت قانون می بیند. نویسنده در پایان کتاب در خوابی شیرین تحقق رؤیاهای خود را می بیند که مجلس تشکیل شده و قانون برقرار اما سپس از خواب بیدار می شود: «چون از خواب برخاستم خانه را دیدم که تاریک است، چراغ مفقود و کبریت نیست...اندیشیدم که در این ظلمت شب کجا بروم؟ و چون دانستم که تا بیرون از خانه قدم گذارم دچار عسس بی داروغه می شوم، دیدم از خواب بهتر چیزی نیست. سر خود را بر بالین گذاشتم و باز خوابیدم تا کی بیدار شوم»(همان، 22) این کتاب در زمان انتشار خود از دو سو مورد توجه قرار گرفت: استقبال آزادی خواهان از آن و خشم مستبدان و مرتجعان و ملاهای قشری بر آن، چنانچه خواندنش را ممنوع و نویسنده اش را تکفیر کردند. این کتاب تصویری است از زمانه خود، از سازمان های اداری و نظام اجتماعی گرفته تا روابط طبقات اجتماعی و اخلاق اجتماعی ملت ایران. (همان، 6-5)

به نظر میرعابدینی نویسنده «صد سال داستان نویسی ایران»، مسالک المحسنین از نخستین داستان- سفرنامه های تخیلی است. به نظر وی، استفاده از فرم ادبی سفرنامه- داستان، نشان دهنده باز شدن افق های دید و رشد روحیه جستجوگری در نویسنده و تلاش برای دستیابی هویت ملی از طریق سفر در گوشه کنار میهن است. وظیفه آن، رفتن به میانه مردم و گزارش نقادانه شیوه های زندگی گروه های مختلف جامعه و نقد اوضاع اجتماعی است. این سفرنامه های ابتدایی بیشتر از خواندنی بودن داستان پردازی، تصویرگری از شیوه زیست مردم تحت حاکمیت جهل و استبداد اهمیت دارد. (میرعابدینی، 1380: 22-21) مسالک المحسنین هم از آثار ادبی عصر مشروطه است که به زبان ساده نوشته شده بود. اما به نظر براهنی، نثر این کتاب کمی سنگین تر از نثر «کتاب احمد» است. گاهی سجع های مستقل در نثر نسبتاً سنگین و تا حدی فلسفی طالبوف پیدا می شود ولی حتی نثر فلسفی او نیز ساده تر از نثر روائی نویسندگان بلافصل طالبوف است»(براهنی،1368 : 523)

ادبیات ابزار مبارزه

ضرورت تاریخی ساده نویسی. یکی از ویژگی های نثری آثار طالبوف، ساده نویسی یا به زبان عموم مردم نویسی است به نحوی که مخاطب باسواد با خواندنش و مخاطب بی سواد با شنیدنش می تواند به راحتی با متن ارتباط برقرار کند. آیا ساده نویسی تنها ممیزه آثار طالبوف است؟ اگر ویژگی ادبیات یک دوره ای است، چه ضرورت تاریخی آن را ایجاب کرده و همچنین در خدمت چه کارکردی بوده است؟ با بررسی آثار روشنفکران و نویسندگان دوره بلافصل مشروطیت از جمله آخوندزاده، میرزا آقاخان کرمانی، طالبوف، ملکم خان، مراغه ای، میرزا حبیب اصفهانی، حاج زین العابدین مراغه ای و... به مشخصات مشترکی می رسیم که می توان از ادبیات مشروطه به طور کلی صحبت کرد. اینان از پایه گزاران این ادبیات بوده اند. این نخستین نسل ادبیات مشروطه، اکثر از نویسندگان مهاجر بودند که یا تبعیدی سیاسی بودند مثل میرزاآقاخان یا تاجر روشنفکر همچون طالبوف.

در خصوص ادبیات عصر مشروطه می توان در دو محور کلی بحث کرد: تجدد ادبی و دموکراسی ادبی. ادبیات مشروطه نسبت به ادبیات پیشامشروطه دچار گسست بنیادین می شود که از آن به تجدد ادبی یاد می کنند. این تجدد در دو عرصه فرم و محتوا قابل پیگیری است. یکی از مهم ترین عناصر تجدد در فرم، ساده نویسی است. یعنی متفکران و نویسندگان این دوره، می خواهند عامدانه ساده بنویسند و زبان نوشتار را به زبان عموم مردم نزدیک کنند. زیرا معتقدند با نثر متکلف گذشته نمی توان از مسائل زمانه جدید سخن گفت. لذا نثرشان گسستی است از نثر منشیانه و درباری پیش از مشروطه. با عبارات براهنی، «اشرافیت ادبی قلابی» گذشته، نثری پرتکلف بود که معانی ساده را در تصنعات ادبی و تعابیر ثقیل و مترادفهای غیردقیق و... می پیچید و به زبان زندگی مردم که مسلماً ساده بود توجهی نداشت. (همان،505). به همین دلیل ادبیات مشروطه برای نزدیک شدن به زبان مردم سعی کرد از قافیه و سجع پردازی، به کار بردن ترکیبات پیچیده و پر تشبیه، اغراق نویسی، زیاده گویی و... دوری کند و تا حد امکان مختصر و ساده بنگارد. چنین نویسنده ای در این دوران احتمالاً تجددخواه ادبی (البته با خصایصی که در ادامه می آید) نام می گرفتند. تمام این روند نشان دهنده روح کلی و فضای فرهنگی در حال تکوین آن دوره است که به دنبال سنت شکنی و نوجویی در ادبیات بودند.

اما تمام این ساده نویسی ها تنها یک فرم است و اگر محتوایی درخور به آن بار نشود به خودی خود کارکردی نخواهد داشت. پس عرصه دیگر تجدد ادبی، ساحت محتواست. از نظر موضوع و مضمون هم آثار این دوره محتوای جدیدی پیدا کردند و بر پایه نوعی رئالیسم اجتماعی شکل گرفتند. هر متن تفکر عمیق و انتقادی بود پیرامون تاریخ، فرهنگ و اجتماع و شرایط سیاسی جامعه. ادبیات کارکردی جدید یافت: ابزاری برای مبارزه علیه عقب ماندگی، جهل، فساد، ظلم و استبداد. ادبیات انتقادی- اجتماعی روشنگری می کرد در مورد تمام وجوه مختلف زندگی مردم و تمام ارکان جامعه چون آزادی، حکومت قانون، استبداد، وضعیت آموزشی و بهداشتی، عقب ماندگی زنان و غیره. پس تغییر مضمون از عاشقانه و غنایی به سیاسی وطنی به دلیل درک جدید از ادبیات با تصور توان تغییردهندگی و یافتن کارکرد اجتماعی صورت گرفت.

مفهوم همبسته با تجدد ادبی، دموکراسی ادبی است. یعنی این ساده نویسی با محتوای رئالیستی-انتقادی و آزادی خواهانه به دنبال نقد مردم در وجوه مختلف و افزایش آگاهی و بیداری آنان از تاریخ استبداد است؛ برای تشویق در جهت گیری اجتماعی. از زبان مردم وام گرفتند برای نقد مردم. مخاطب این ادبیات نه حاکمان که مردم بودند. نویسندگان این دوره خسته از نصحیت شاهان، نقادانه و طنازانه، گاه با شوخی گاه با عتاب، با مردم سخن می گفتند و در این سخن آنها را نقد می کردند. زبان ساده ابزار لازم به دست روشنفکران می داد تا بتوانند با مردم ارتباط بگیرند، مردم پای سخن آنها بنشینند و آنگاه برای بیداری و آگاه سازی خود مردم، باورهای جاهلانه، مقلدانه و خرافات زده شان به نقد کشیده می شد و سپس سخن به آزادی، قانون، علم و عقل، اراده باوری، تقدیرستیزی و..کشیده می شد. به قول براهنی، ساده نویسی نویسندگان اواخر دوره ناصری متوجه زبان مردم است و هدفشان نوشتن وضع اسفناک مردم آن عصر است و بهره بردن از تحرک تاریخی و اجتماعی در آن زمان. ساده نویسی همراه با نقد و مخالفت با هر نوع ابتذال، دیکتاتوری، خفقان، عقب ماندگی و تحجر در ادبیات مشروطه جهتی به شعر و نثر داد که تا به امروز باقی است و در جهت تعهد و مسئولیت نویسنده پیش رفت. ساده نویسی در خدمت بیان مسائل جدیدی درآمد که نثر پرتکلف گذشته از آن عاجز بود. ادبیات علیه فساد به مبارزه برخاست. (همان،520-517) هم چنین به نظر وی، نثر در این دوره شکلی است که در دو سوی آن مردم قرار دارند. نثر پلی است از مردم به سوی مردم. اولاً مردم به عنوان منبع الهام نثر و ثانیاً مردم به عنوان خواننده و مخاطب نثر که هدف تعلیم و آگاه سازی و بیداری آنان بود. (همان،501 و 512)

این همبسته بودن تجدد ادبی و دموکراسی ادبی در اینجا بسیار مهم است. چرا که مثلاً ساده نویسی بدون وجوه رئالیستی و اندیشه انتقادی و بدون اهداف آزادی خواهانه می تواند در خدمت تیراژ بالا، جذابیت، اقبال عامه، سلیقه روز، بازار نوشتن و.. قرار گیرد. پس نویسندگان آن دوره وقتی از تجدد ادبی سخن می گویند ذهن شان متوجه دموکراسی ادبی است. تجدد ادبی برای تحقق تجدد اجتماعی است. به گفته بهنام در کتاب «ایرانیان و اندیشه تجدد»، تجدد در فرم و محتوای شعر و نثر موجب می شود که متجددان ادبی، تجددخواهان اجتماعی هم باشند و با زبان شعر، داستان، تئاتر و سفرنامه که ایرانیان را خوش می آید و در آنها مؤثر است عقاید اجتماعی جدیدی را ترویج کنند و این مرحله ای جدید در طلب دموکراسی اجتماعی است.(بهنام،1383: 8-107)

منابع:

  • کتاب احمد، عبدالرحیم ابوطالب طالبوف، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،1394، چاپ دوم
  • مسالک المحسنین، عبدالرحیم ابوطالب طالبوف، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،1394، چاپ دوم
  • قصه نویسی، رضا براهنی، تهران: نشر البرز1368، چاپ چهارم
  • صد سال داستان نویسی ایران، حسن میرعابدینی، تهران: نشر چشمه،1383، چاپ سوم
  • یا مرگ یا تجدد (دفتری در شعر و ادب مشروطه)، ماشالله آجودانی، لندن: انتشارات فصل کتاب،1381
  • طالبوف، فریدون آدمیت، تهران: انتشارات دماوند،1362، چاپ دوم
  • ایضاحات در خصوص آزادی، طالب اوف نجارزاده، 1324ق
  • سیاحت نامه ابراهیم بیگ، حاجی زین العابدین مراغه ای، به کوشش محمدعلی سپانلو، تهران: نشر آگه،1388
  • ایرانیان و اندیشه تجدد، جمشید بهنام، نشر و پژوهش فرزان روز، 1383، چاپ دوم
  • مقدمه باقر مؤمنی در مسالک المحسنین، عبدالرحیم اوبوطالب نجار تبریزی، تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی1347
  • بررسی روندهای تاریخی و فرهنگی مؤثر بر استقرار نخستین قالب های ادبی جدید در ایران تا قبل از انقلاب مشروطه، الهام ربیعی و قاسم زائری، مجله علمی- پژوهشی راهبرد فرهنگ، ش31، پاییز 1394، صص 40-7