سرگرم کنندگی: ارزش فراموش شده در داستان ایرانی

سرگرم کنندگی: ارزش فراموش شده در داستان ایرانی

نشست تخصصی «داستان ایرانی؛ ارزش‌ها، کاستی‌ها» برگزار شد.

جشنواره داستان ایرانی ققنوس با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی و تشویق مردم به خواندن کتاب‌های داستان ایرانی و با مشارکت بیش از 50 نویسنده برگزار شد. در این جشنواره، کلیه علاقمندان  با ارسال نقدها و شرحهایی که خود درباره هر یک از 50 کتاب داستان ایرانیِ شرکت کننده در این جشنواره نگاشته اند، به رقابت پرداختند.
 

سه شنبه 29 مرداد هم‌زمان با برگزاری آیین اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس، نشست تخصصی «داستان ایرانی؛ ارزش‌ها، کاستی‌ها»، با محوریت بررسی وظایف ناشران و نویسندگان، با سخنرانی محمدحسن شهسواری، محمد حسینی، یوسف علیخانی و ارسلان فصیحی، در شهر کتاب دانشگاه برگزار شد.
 

  • با وجود مشکلات اقتصادی در جامعه، هیچ انتقادی به خوانندگان ندارم

محمد حسینی، درباره نقش خواننده در پیشبرد وضعیت داستان ایرانی، گفت: من مسئله خواننده را هم از دیگر مسائل جدا نمی‌دانم. اینکه من از مردم توقع داشته باشم، با این شرایط بد اقتصادی و اینکه برخی نگران حداقل معاش‌اند کتاب بخوانند، خیلی توقع به جایی نیست. من به عنوان نویسنده نمی‌توانم جدا از این شرایط فکر کنم و بگویم مردم ابلهی داریم، چون کتاب نمی‌خوانند. بنابراین با توجه به شرایطی که خودم شاهد آن هستم، هیچ انتقادی به مردم و خوانندگان ندارم.

این نویسنده درباره اینکه گفته می‌شود کتاب ترجمه بیشتر از داستان‌های تالیفی استقبال می‌شود، بیان کرد: این طور نیست که کتاب خارجی خوانده می‌شود، اما داستان ایرانی نه! باید توجه داشت که در بخش ترجمه بهترین آثار ادبیات دنیا ترجمه می‌شود نه همه آثار، بنابراین بهترین‌ها خوانده می‌شود. از این طرف ما نیز هر سال دو یا سه کتاب ایرانی پرفروش داریم، پس داستان ایرانی هم خوانده می‌شود.


مراسم جشنواره داستان ایرانی

 

  • نویسندگان ایرانی برای خواننده ارزش زیادی قائل نیستند

در ادامه جلسه محمدحسن شهسواری، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی بیان کردند: برای نویسنده ایرانی دو اتفاق رخ می دهد، یک اینکه، خواننده‌ داشتن موجب سرشکستگی نویسنده است؛ در واقع خواننده زیاد داشتن میل نویسنده است، ولی برای او ارزش نیست؛ کسی هم بابت آن تلاش نمی‌کند. مسئله دوم عدم توجه به سرگرمی‌سازی داستان‌هاست، که در کارگاه‌های داستان‌نویسی ما هم به آن توجه نمی‌شود و آموزش داده نمی‌شود. اصلاً خیلی‌ها معتقدند سرگرمی‌شان ادبیات نیست. یعنی جزو ارزش‌های اولیه است، اما قطعاً ارزش اصلی و اول نیست.

او ادامه داد: از طرفی هم بطور اساسی نوشتن سخت است و کار سخت کردن خیلی با ژن ما سازگار نیست. بنده از نوجوانی در محافل داستان‌نویسی و در کنار بچه‌های نویسنده بوده‌ام، اینکه می‌گویم حقیقتاً خیلی دردناک است، ولی واقعاً در نهانی‌ترین بخش‌های بسیاری از نویسندگان ما، خواننده دارای ارزش نیست. یعنی خواننده زیاد دوست دارند؛ اما واقعا برای خواننده ارزش قائل نیستند.
 

  • دشمن ما نویسنده‌های ایرانی، خود ما نویسنده‌های ایرانی هستیم

یوسف علیخانی، نویسنده و ناشر، نیز در شروع سخنانش گفت: یک واقعیت اساسی در ادبیات داستانی ما این است که، دشمن ما نویسنده‌های ایرانی، خود ما نویسنده‌های ایرانی هستیم. یعنی من نویسنده به جای اینکه از انتشار کتاب دیگر نویسنده‌ها و دوستانم خوشحال شوم، بیشتر دوست دارم او را زمین بزنم. به طور کلی از خوشحالی و موفقیت کتاب نویسنده‌های دیگر خوشحال نمی‌شویم.

او ادامه داد: متاسفانه نویسنده ایرانی هنوز ننوشته، منتظر است نوبل بگیرد و باید تمام جوایز به او داده شود و وقتی هم که کتابش چاپ می‌شود، باید برای او صف ببندند، که اگر صف نبندند، حتما این خواننده‌ها نفهمند، یا اصلاً ادبیات نمی‌فهمند. وقتی هم کتابی غیر از کتاب خودشان می‌فروشد، اساسی دخل آن را می‌آورند. نکته دیگر هم این است که ما قبل از اینکه کتابی را بخوانیم، در مورد آن نقد نوشته‌ایم و ندیده و نخوانده پیش‌فرض داریم.

 

  • رمان باید سرگرم‌کننده باشد

در ادامه ارسلان فصیحی مترجم و ویراستار درباره چرایی خوانده نشدن داستان ایرانی و اقبال از داستان‌های ترجمه گفت: یک موقع نویسنده برای یک مخاطب خاص می‌نویسد، گاهی برای مخاطب عام و گاهی برای چهار تا دوست و رفیق خود. برای مثال گویا هوشنگ‌گلشیری گفته بود که «معصوم پنجم» را برای پنج نفر نوشته است؛ در کنار آن «آینه‌های دردار» را برای عموم مردم نوشته بود؛ بنابراین نباید کل داستان ایرانی را با یک چوب برانیم. هر داستان مخاطب خاص دارد، برخی داستان‌ها مخاطب عام دارند؛ حال ما باید ببینیم داستان‌هایی که به وضوح برای مخاطبین عامه نوشته شده‌اند چرا فروش نمی‌روند؟

در ادامه فصیحی عواملی چون نادیده گرفتن جنبه سرگرم کنندگی رمان ایرانی و همچنین عدم وجود جوایز ادبی معتبر و مستقل، را در پرفروش نشدن رمانهای ایرانی موثر می داند.

وی در پایان درباره کم مخاطب بودن داستان ایرانی گفت: دلیل عمده اینکه داستان‌های ایرانی خوانده نمی‌شود، یا فروش نمی‌رود، این است که آدم‌ها به یکدیگر کتاب خواندن و اساسا کتاب‌ها را توصیه نمی‌کنند، چون  عامل اصلی در موفقیت و پرفروش شدن یک کتاب، همین توصیه و معرفی‌ها و اصطلاحا تبلیغات افواهی است.

در ادامه نفرات اول تا سوم برگزیده این جشنواره معرفی و از انها تقدیر شد. همچنین از نویسندگان برگزیده داستان ایرانی، که در این جشنواره شرکت کرده بودند، تقدیر به عمل آمد و به قباد آذرآئین، شهریار عباسی، عالیه عطایی، زهرا امیدی، طلا نژاد‌حسن، لاله زارع، لیلا باقری، پروانه سراوانی، مهسا دهقان‌پور، تبسم غبیشی، نازی صفوی، الهام فلاح، علیرضا رحیمی‌نژاد، مهری‌ بهرامی، ضحی کاظمی، مهدی عزتی، زهرا شاهی، سودابه فرضی‌پور، گیتی صفرزاده، رویا هدایتی، غنچه وزیری و ساناز زمانی تقدیر به عمل آمد.