نذر کتاب به جای گوشت لوبیا و پلو شوید!

نذر کتاب به جای گوشت لوبیا و پلو شوید!

در این گفتگو دکتر فریبرز صدیقی ارفعی، از نقش نهادهای مختلف در ترویج فرهنگ کتابخوانی، آثار روانی مطالعه و تاثیر روش کتاب درمانی سخن می گوید.

گفتگو: محبوبه قدیریان

وقتی صحبت از ترویج کتاب و کتابخوانی می شود نقش نهادهای مختلف همچون شهرداری، شورای شهر، کانون های مذهبی اعم از مساجد، هیات های مذهبی، پایگاههای بسیج و....، اداره فرهنگ و ارشاد، آموزش و پرورش و مدیران و معلمان و مربیان، مهدکودک ها، ‌دانشگاه ها و...  و عملکرد آن ها در این زمینه مورد توجه و پرسش است. در این میان نظرات دانشگاه و شخصیت های دانشگاهی به عنوان مغز متفکر یک جامعه درباره  نقش این نهادها و ارزیابی عملکرد و آسیب شناسی فعالیت های آنها باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد.  این بار به سراغ دکتر فریبرز صدیقی ارفعی، معاون پژوهشی دانشکده علوم انسانی و عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه کاشان رفته ایم و نظرات ایشان را در این باره جویا شده ایم. 

ایشان همچنین در این گفتگو از آثار روانی کتاب خواندن و تاثیرات شناختی آن که موجب تغییر رفتار می شود و تاثیر روش کتاب درمانی در بهبود افسردگی و اختلالات با ریشه عصبی سخن می گوید. شما را به خواندن این گفتگو دعوت می کنیم:

  • یکی از مسائل مهم فرهنگی جامعه ما که تبعات اجتماعی،‌سیاسی، روانی، خانوادگی و فردی زیادی هم دارد کتاب نخواندن مردم ماست. به گونه ای که سرانه مطالعه مردم در کشور ما در حدود 12 دقیقه است؛ در حالیکه این آمار در کشور های توسعه یافته به چهار ساعت می رسد. برای ترویج فرهنگ کتابخوانی بین مردم چه باید کرد؟

وقتی از کلمه فرهنگ استفاده می کنید باید بدانیم که این مولفه و خصیصه ارثی و ژنتیکی نیست و  با هنجارها و رسوم و ویژگی های آن جامعه سروکار دارد و حتما طولانی مدت است. نمی شود در یک برهه و مقطع ایجاد کرد و نگهداری و رشد آن فرهنگ از وجه کیفی و کمی هم بسیار مهم است. در بحث  کتابخوانی از یک نظر به خاطر سختی های اقتصادی و معیشتی که خیلی از خانواده ها دارند ممکن  است استطاعت خریدن کتاب را نداشته باشند. از طرف دیگر جامعه ما جامعه شنیداری است و مردم ما دوست دارند اطلاعات و اخبار را به جای مطالعه  بشنوند  و شایعات که گسترش می یابد در کشور به خاطر این بعد روانی مردم ماست که اخبار را از راه تعامل با آدم های دیگر می شنوند و این امر از یک نظر خوب و از یک نظر بد است که استقلال فرد را کاهش می دهد.

ترویج فرهنگ کتابخوانی اول باید از خانواده شروع شود و پدر  و مادر باید به ارزش کتاب خواندن پی برده باشند. کودک وقتی وارد آموزش و پرورش می شود  باید حس کند که کتاب خواندن مهم است. باید مسابقات و دوره هایی در مدارس داشته باشیم، کتابخانه های مدارس  غنی داشته باشیم، درحالی که ما در خود کاشان هم کتابخانه کافی نداریم. معلم باید به این درک رسیده باشد که مطالعه چه فایده دارد، نه اینکه سرکلاس بگوید ما این همه خواندیم به کجا رسیدیم. معلمانی که اعتقاد دارند، در کنار کتابخانه های غنی و آموزش هایی که از دوران ابتدایی شروع می شود،  کتاب های با تصاویر جذاب که دانش آموز از خواندن آن لذت ببرد ، با آن اخت شود و کمتر به سراغ موبایل و تبلت برود، وقتی این موارد شکل بگیرد  با جامعه کتابخوان سروکار خواهیم داشت.

یکی از روش های ترویج فرهنگ کتابخوانی هم این است که به جای نذر گوشت لوبیا و پلوشوید و قیمه،  کتاب  نذر کنیم. متولیان فرهنگ تبلیغ کنند شما که اینقدر دیگ می گذارید و آش می دهید اینقدر هم  کتاب نذری بدهید. چقدر این کار  به جای بسته غذا دادن تاثیر می گذارد. قطعا نسلی که با این آداب و رسوم بار بیاید نسل فرهیخته و محقق تری خواهد بود به جای نسلی که نان و پنیر و بربری می خورد و نذری را در این ها می بیند. 

  • نقش کانون های مذهبی اعم از مساجد، پایگاه های بسیج، هیئت ها و .... در ترویج فرهنگ کتابخوانی و بالارفتن سطح آگاهی مردم چیست؟

مساله مهمی است که  مساجد ما چقدر به  این بعد فرهنگی یعنی کتابخوانی توجه کرده اند؟ ورزشگاه های ما که ورزشی فرهنگی هستند چقدر سهمیه کتاب دارند.  مثلا آیا کتاب های ارزان را بین تماشاچیان پخش می کنند؟ باید اذعان کنیم که این کانون ها نقش خود را ایفا نمی کنند. به جای اینکه یک روضه را بارها تکرار کنیم، وقتی را از آن تکرار برداریم  و علاوه بر آنکه روضه هست، فردی بیاید درباره مشکلات جامعه و کتاب های مرتبط صحبت کند. مساجد پول دارند و می توانند کتابخانه غنی  تشکیل دهند و  ساعاتی آن را باز کنند که مردم بیایند مطالعه کنند. چرا مساجد را فقط برای نماز باز می کنیم. صبح ها تا نماز ظهر یک قفل آویزان است، یک نماز است و باز قفل آویزان است. 

اینکه پی برده باشند که اطلبو العلم ولو بالصین و  بخواهند آن را اجرا کنند مهم است. خیلی ها هم که دوست دارند اجرا کنند در مسیر بوروکراسی و کاغذبازی می افتند. اینقدر در این کوره راه می افتند که عطای آن را به لقای آن می بخشند. تسهیلات اداری و ساختار و بوروکراسی را باید برای این موارد روان کنند که راحت تر کار خود را انجام دهند. علاوه بر گسترش فرهنگ باید این خوان های مزاحم را بردارند.

  • مساله ای که در ترویج فرهنگ کتابخوانی میان کودکان و نوجوانان وجود دارد این است که حجم کتابهای درسی در مدارس مانع از این می شود که کودکان و نوجوانان ما کتابهای غیر درسی مطالعه کنند. به نظر شما چقدر کتاب های درسی ما نیازهای دانش آموزان را برای یادگیری مسائل مهم درسی، اجتماعی، پرورشی و تربیتی و ...رفع می کند؟

الان خیلی از کتاب های درسی ما مناسب با سن و ویژگی های روحی و روانی کودکان ما نیست و فراتر از آن است. تحقیقات نشان می دهد که کتاب های چهارم و پنجم ریاضی از سطح متوسط توان کودک ما بالاتر است و تجدید نظر اساسی می خواهد. دوم اینکه معلم باید خود به کتاب های کمک درسی و کمک آموزشی آشنا باشد و با توجه به حیطه مربوطه یک فصل را سفارش کند. معلم خودش باید خوانده باشد.  من دیده ام یک کتاب دویست صفحه ای  معرفی می کنند! دانش آموز می گوید نمی توانم  بخوانم. والدین می گویند گران است و  از عهده بر نمی آیم. معلم  بگوید این کتاب خوب است ده صفحه اش را برای هفته بعد بخوانید، کمک می کند به فهم اینرسی یا جاذبه. نه اینکه بگوید یک دوره کتابهای بگو به من چرا؟ هست، به پدر و مادر خود بگویید بخرند و بخوانید. کتاب بزرگ و با قیمت زیاد است و  گوشه ای می افتد یا دکور خانه می شود. متاسفانه الان هم  عده ای کتاب ها را با توجه به رنگ آن انتخاب می کنند. کتاب بنفش یا قرمز یا قهوه ای برای دکور خانه تهیه می کنند. فقط برای اینکه گوشه ای را پرکنند و خود را آدم بافرهنگی جلوه بدهند، اما خبر از محتوای کتاب ندارند. مثل خیلی از مسلمانانی که قرآن را باز نکرده اند.

  • در ترویج فرهنگ کتابخوانی در نهاد دانشگاه چه عواملی تاثیر گذارند؟ 

در دانشگاه باید خود استاد مطالعه داشته باشد و  خودش را ملزم  کند که از آخرین یافته ها در آموزش خود استفاده کند نه از جزوه ده سال قبل. وقتی این گونه نباشد دانشجو هم اطلاعات خود را بروز نمی کند و در نتیجه با یک سکون علمی و آموزشی مواجهه هستید. بعضی از اساتید ما پس ازفارغ التحصیلی مطالعه ندارند. تمام اساتید باید به این نتیجه رسیده باشند که ما اصلا فارغ التحصیلی نداریم و همیشه دانشجو هستیم. اگر فکر کنم پی اچ دی گرفتم و تمام شد دوران رکود و سکون خودم شروع شده است.

  • آیا دانشگاه در حل  معضل کتاب نخواندن مردم در جامعه وظیفه ای دارد؟ با توجه به اینکه رئیس فعلی دانشگاه بر آوردن دانشگاه در بطن جامعه و نقش آفرینی در حل مشکلات تاکید داشته اند. 

این امر را باید از مسئولان و رییس دانشگاه بپرسید که آیا برنامه ای در این زمینه داشته اند یا نه. به نظر من این  وظیفه بیشتر برای آموزش  وپرورش است. اما دانشگاه به طور غیرمستقیم نقش دارد. هرجا مراکز دانشگاهی بیشتر باشد قطعا فرهنگ آن منطقه ارتقای بیشتری یافته است و هرچه با منابع بروزتری آشنا باشند پیشرفت جامعه بیشتر است. 

  • آیا با انجام پژوهش هایی در زمینه کتابخوانی در شهر می توان گامی در جهت حل این مساله برداشت؟ 

قطعا پژوهش تاثیر دارد، اما بنرهای شهرداری بیشتر تاثیر می  گذارد یا پژوهش در دانشگاه؟ وقتی از آنها بپرسید چرا  بنر نمی گذارند؟ می گویند این قدر پولش می شود. دانشگاه هم جزئی از آن فرهنگ کلی جامعه است و دانشگاه و غیردانشگاه همه یکی است. شروع  این اتفاق  باید از شورای شهر باشد که اهمیت موضوع را تشخیص بدهند،  بودجه ای تخصیص داده و نظارت و پیگیری کنند. اما فکر نمی کنم جز در هفته کتاب چنین چیزی اتفاق بیفتد.

  • مطالعه کتاب به لحاظ روحی و روانی چه تاثیری بر روی انسان دارد؟

البته باید اشاره کنم که  مطالعه هر کتابی نه. وقتی که فرد مطالعه زیاد دارد تشخیص می دهد چه کتابی خوب است و چه کتابی بد. کتاب هایی مثل کتاب سلمان رشدی داریم که انسان را به گمراهی می برند .  کتاب اگر خوب باشد و مطالعه شود قطعا در زمینه هایی رفتار فرد را در قبال یک موضوع  می تواند عوض کند، چون آگاهی می آورد و آگاهی با تغییر نگرش و رفتار برابری می کند. کتاب درمانی شاخه ای در روانشناسی است. با این روش کسانی را که علائم افسردگی دارند  و اختلالاتی که ریشه عصبی دارند می شود درمان کرد. در درمان شناختی و رفتاری بعد شناختی با مطالعه و کتابخوانی تا حدی می تواند همپوشانی پیدا کند. درمان شناختی با روش کتاب درمانی کامل می شود. یکی از روش های کپینگ یا روش های مقابله و کنار آمدن، پناه بردن به کتاب خواندن و مطالعه است که تغییرات خیلی مفیدی در آگاهی و رفتار فرد ایجاد می کند.

الان دنیا دنیای استرس است. صبح که از خواب بیدار می شوید تحت نیروهای فشارهای محیطی قرار می گیرید. حتی موقع خواب استرس همراهتان است و خیلی ها تحت تاثیر اینها کنترل خود را از دست می دهند و مبتلا به بی خوابی می شوند و قرص های مختلف برای درمان استفاده می کنند. کتاب درمانی موجب افزایش فراغت و  خواب افراد می شود.