صدایی که شنیده نشد: نگرش‌های اجتماعی - فرهنگی و توسعه‌ی نامتوازن در ایران گزارشی از یافته‌های طرح آینده‌نگری

کتاب در بر گیرنده گزارشِ اولین نظرسنجی های ملی است که در قالب «طرح آینده نگری» و به شکل پیمایش تجربی اجتماعی در سال 1353 انجام گردیده و طی آن سعی شده است نگرش های اجتماعی، مذهبی، سیاسی، فرهنگی و... مردم در دهه 50 به صورت عینی و تجربی مورد واکاوی قرار گیرد.

28,000 تومان

معرفی صدایی که شنیده نشد: نگرش‌های اجتماعی - فرهنگی و توسعه‌ی نامتوازن در ایران گزارشی از یافته‌های طرح آینده‌نگری :

کتاب «صدایی که شنیده نشد» یکی از کتب تازه انتشار یافته ی نشر نی است که در مدتی محدود به چاپ سوم رسیده است که این خود، دلیلی بر اهمیت مضاعف انتشار این متن در شرایط حاضر است. کتاب در بر گیرنده گزارشِ اولین نظرسنجی های ملی است که در قالب «طرح آینده نگری» و به شکل پیمایش تجربی اجتماعی در سال 1353 انجام گردیده و طی آن سعی شده است نگرش های اجتماعی، مذهبی، سیاسی، فرهنگی و... مردم در دهه  50 به صورت عینی و تجربی مورد واکاوی قرار گیرد. یکی از مهمترین دلایل اهمیت این تحقیق، ابتنای آن بر روش های علمیِ مقبول آن دوران که  تهیه پرسش نامه و انجامِ مصاحبه های کیفی با افراد مورد تحقیق است، می باشد؛ به این علت که تحقیق و گزارش های تحلیلی مبتنی بر آن را از شائبه تاثیر گذاریِ آگاهانه ی  ارزش داوری ها و ترس ها و ترجیحاتِ محققان می رهاند و همچنین تحقیق را از تئوری پردازی های صرفِ رایج در علوم اجتماعی ایران دور می سازد.

یکی دیگر از دلایلی که این تحقیق را متمایز از تحقیقات مشابه می سازد دربرگیرندگی و شمولیت جامعه آماری مورد تحقیق است؛ به عبارتی دیگر این تحقیق هم پراکندگی جغرافیایی را مد نظر دارد و از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کشور، افراد را به صورت نمونه مورد پرسش قرار می دهد و هم پراکندگی سنی(جوان،میانسال،پیر)، جنسی، تحصیلات، شهر یا روستانشینی، طبقات اقتصادی و... را در نحوه پاسخگویی به سوالات از هم تفکیک می کند و گزارش های تفصیلی را بر این اساس و با متدی علمی ارائه می دهد. تنها به دلایل مذکور است که می توان ادعای گرد آورندگان این کتاب را مبنی بر ارائه تصویری شفاف از جامعه ی ایرانی دهه ی 50 ذیل این تحقیق، جدی گرفت و آن را گزاف به شمار نیاورد.

عنوان جذابی که گردآورندگان، بر کتاب نهاده اند را  می توان در دو سطح تحلیلی متفاوت اما همبسته، مورد واکاوی قرار داد. اول اینکه صدا یا صداهای متفاوتی که در جامعه ی به ظاهر خاموش ایرانی در دهه ی 50  شمسی وجود داشت که این تحقیق آن را نمایان می کند و در مرتبه دوم تحلیل، شنیده نشدن یا تاخیر در شنیدن این صداهای متفاوت توسط مقامات و عاملین حکومتی و در راس آن ها محمدرضا پهلوی بود که مهمترین و بارزترین تاثیر آن، وقوع انقلاب 57 بود.

محمد رضا پهلوی در یکی از آخرین نطق های تلویزیونی اش در هنگامه ی پاگیری تظاهرات و اعتراضات خیابانی مردم، دم از شنیدن صدای انقلاب آنان زد؛ صدای انقلابی که البته پیش از این در پروپاگاندای تبلیغاتی حکومت گم بود. جذابیت دروغ های بزرگی که حکومت شاه و ساز و برگ های تبلیغاتی و ایدئولوژیکش در مورد رفاه بالای مردم، همبستگی افزون شونده ی شاه و ملت، امنیت کشور، «ژاندرامی» منطقه، مشارکت سیاسی مردم و... به هم می بافتند، چنان بود که خود عاملان حکومت و مسئولین در نظام سیاسی نیز مفتونِ دلربایی این دروغ های بزرگ شوند و توان یا جرات چشم دوختن به مغاک حقیقت را نداشته باشند. در این میان صداهایی که از ابتدا نجواهایی بودند و زمزمه هایی پنهان، با انکار شدن، به صدایی کرکننده برای حکومت تبدیل شدند  و جامعه ی متغیر و پویا، نظام سیاسی تغییر ناپذیر و متصلب را «دود کرد و به هوا فرستاد».

باری، سخن از سطح تحلیلی دوم راندن که به انقلاب ختم شد، وظیفه ی این نوشتار در معرفی این کتاب نیست و بحث مفصل از آن را باید به زمانی دیگر واگذار کرد. چرا که اهمیت این کتاب را باید در نخستین سطح تحلیلی فوق الذکر دانست، جایی که تحقیق، نجواهایی متفاوت از مردم را در گسست از تبلیغات ایدئولوژیک و پر سر و صدای حکومتی  نمایان می کند و شکنندگی وضعیت یکپارچه ی مورد نظر حکومت را به نمایش می گذارد. در این فرصتِ محدود به برخی از نتایج و تحلیل های تحقیق در چند سرفصل، اشاره ای گذرا می شود و اهمیت تاریخی این دستاوردها به طور خلاصه مورد واکاوی قرار می گیرد.

به طور مثال در بخش «آرزوها و نیازهای جامعه» ی آماری مورد بحث در صفحه ی 178 ، تحلیلی که از داده ها به دست داده می شود این است که «آرزوها و آمال افراد جامعه بیشتر متوجه ی منافع بلاواسطه ی شخصی است. مسائلی مانند سلامتی، خانواده خوب و ثروت که به ترتیب 72درصد، 30 درصد و 27 درصد(هر کدام از صد درصد)  از پاسخ ها را به خود اختصاص داده اند، مسائلی کاملا شخصی و فردی هستند. در حالی که جامعه مرفه و آباد و صلح و آرامش در جهان فقط 4درصد و 6درصد (هر کدام از صد درصد) از پاسخ ها را شامل می شوند. این به روشنی غلبه ایده آل های فردی را بر ایده آل های اجتماعی که یکی از وجوه مشخصه ی گرایش های فکری جامعه کنونی ایران است، نشان می دهد.»(ص 178) در گروه های بی سواد، غلبه ی آرزوهای فردی بر اجتماعی به روشنی دیده می شود. آن ها کمتر به مسائل خارج از حوزه ی ملموس زندگی فردی خود آگاهی و علاقه دارند.(همان، 180)

این گزارش تحلیلی که بر اساس داده های به دست آمده از پرسش نامه ها و مصاحبه های کیفی است، گویای واقعیت مهمی است. این تحقیق هنگامی انجام می شده است که درآمدهای نفتی ایران به حداکثر رسیده و مدرنیزاسیون نظام سیاسی پهلوی قوت گرفته است. یکی از مهمترین وجوه مدرنیزاسیون پهلوی، افزایش رشد اقتصادی کشور و به تبع آن افزایش توان اقتصادی مردم و همچنین میل به مصرف بیشتر در آنان بوده است. در پناه افزایش رشد اقتصادی و ورود دلارهای نفتی به زندگی مردم است که تمایل به مصرف بیشتر و همچنین امید به آینده در آنان قوت می گرفته است. افزایش امید به آینده در گزارش ذیل نمایان است:

«افراد در مجموع در گذشته وضع خود را در مرحله 25/3 و در حال در مرحله ی 37/5 و در آینده در مرحله 44/7 (هر کدام از 10 پله) می بینند. بدین ترتیب از یک طرف نوعی احساس پیشرفت و ترقی در شعور اجتماعی افراد وجود دارد و از طرف دیگر نوعی خوش بینی به آینده. 50 درصد از کل جامعه، برای آینده ی 20 ساله ی کشور پله ی 10 که بالاترین پله است را در نظر گرفته بودند. جامعه آماری با تحصیلات عالی هم 48 درصد»  (ص 180)

نکته مهمی که از گزارش فوق می توان استخراج نمود افزایش امید به زندگی در پناه افزایش رشد اقتصادیِ ناشی از فروش نفت است. اما مسئله اینجاست که جامعه ای که به این سرعت و بدون طی مراحلی دشوار(چنانکه تجربه سایر کشورها نشان می دهد) به این میزان از رشد اقتصادی رسیده بودند، در سال 56 و با ابتلای اقتصاد کشور به رکود که بلای دامنگیر کشورهایی با اقتصاد تک محصولی و غیر تولیدی و با مدیریت رانتی است، به زعم برخی از تئوریسین های انقلاب، دچار «احساس محرومیت» شد و احساس این «محرومیت نسبی» توسط بخش هایی از مردم که در سال های پیش به سرعت احساس پیشرفت و بهبود زندگی روزمره را داشتند، به تعمیق اعتراضات کمک کرد و در ماه های منتهی به انقلاب به کاتالیزورِ اقدامات انقلابی مبدل شد. یکی از وجوه مهم این کتاب به تصویر کشیدن حبابی است که در سال های ابتدایی دهه ی 50 حول امید به زندگی و افزایش قدرت اقتصادی مردم ایجاد شد. اما این صرفا تنها دلیل اهمیت کتاب نیست.                                                                                     

به نتایج زیر دقت کنید:

74درصد از کل جامعه آماری با کار بیرون از خانه زن مخالفت داشتند که این میزان در افراد تحصیل کرده به 58 درصد می رسید. در مناطق شهری به 72 درصد و روستایی 76درصد.(ص 215)

75 درصد از کل جامعه با حجاب موافقند. این میزان در افراد دارای تحصیلات عالی 24 درصد و بی سواد ها 87 درصد است.

83 درصد از کل جامعه «همیشه» نماز می خوانند که این میزان در بی سوادها به 90 درصد و در گروه تحصیلات عالی به 48 درصد می رسد. در مناطق شهری 77درصد و در مناطق روستایی 88 درصد را در بر می گیرد.(ص232)

همچنین 79 درصد از کل جامعه در ماه رمضان همیشه روزه می گیرند. تحصیلات  عالی 45 درصد و بی سوادها ها 86 درصد(ص234)

امر به معروف و نهی از منکر را کل جامعه 53 درصد به صورت همیشگی انجام می دهد.(ص236)

اهمیت داده های فوق را شاید بتوان در گزاره های زیر دانست:

  • نکته ابتدایی اینکه افراد مورد تحقیق با فشاری سیاسی جهت پاسخگویی به سوالات مذهبی مواجه نبوده اند و پاسخ های آنان معیار گزینش در ادارات و نهادها نبوده است و به همین علت داده های فوق مورد اعتنا است.
  • نکته دوم گسست نظام سیاسی مستقر آن دوران از سطح فرهنگی و مذهبی جامعه ی مورد بحث هست. ترتیب دادن نمایش هایی جهت مقابله با «روح مذهبی» جامعه از طرفی و آزادتر بودن فعالان و منتقدان مذهبی نظام پهلوی(نسبت به منتقدان غیر مذهبی) در انتقاد و برگزاری جلسات از طرفی دیگر، فضایی بشدت متناقض را بوجود می آورد. جامعه ی مذهبی در اثر مجاورت با روحانیون و منتقدان در مساجد و حسینیه ها روز بروز «سیاسی» تر می شد و حکومت نیز به تدریج با سردرگمی بیشتری در مدیریت این جامعه مذهبی مواجه بود؛ به نحوی که در رسانه های دیداری و شنیداری و جشن ها و مراسمات سیاسی چندان وقعی به تمایلات مذهبی مردم گذاشته نمی شد و از طرفی دیگر معترضان مذهبیِ به این فضا از آزادی عمل بیشتری برای انتقاد و بسیج سیاسی برخوردار می شدند.
  • «بسیج سیاسی» در جامعه ای که مردمش عضو هیچ نهادی نبودند از مساجد شروع می شد.

در همین راستا داده روبرو اهمیت دارد: 67 درصد از کل جامعه ی آماری در هیچ انجمن و نهادی(اعم از محلی، شهری،ورزشی، روستایی و...) شرکت نداشتند. این آمار در سطح شهرها به 71 درصد می رسید.( ص 262) که دلیل این عدم مشارکت به علت فقدان یا ضعف نهادهای میانجی بین دولت و مردم و همچنین کمرنگ بودن اعتماد مردم به نهادهای موجود بود. از طرفی دیگر و در مقابل اعتماد اندک به نهادهای عمدتاً غیر مذهبی، جامعه ی آماری اعتماد زیادی به نهادی مذهبی نشان می دهند که پتانسیل بالایی نیز جهت تهییج و بسیج مردم دارد: مساجد و حسینیه ها.داده زیر از این جهت مورد تامل است:

71 درصد از کل جامعه آماری به مسجد می رفته اند که بی سوادها 76 درصد و افرادی با تحصیلات عالی 38 درصد را در بر می گرفته است. همچنین طبقات اقتصادی با درآمدهای پایین به صورت میانگین 80 درصد به مسجد بر ای انجام فرایض رجوع می کرده اند.(ص 238) میزان مراجعه ی مردم نیز به مسجد به شرح ذیل می باشد:36درصد هر روز، 23درصد 2 یا 3 بار در هفته، 19درصد هفته ای یک بار، 20درصد 2 یا 3 بار در ماه و 2 درصد هم بدون جواب.(ص 239)

نکته مهم برآمده از داده های فوق را با تسامح می توان بدین گونه صورت بندی نمود که در غیبت نهادهایی که بتواند مشروعیت حکومت را بازتولید نماید و مردم و حکومت را به هم نزدیک سازد، مردمِ بعضاً غیر سیاسیِ مذهبی به تدریج و روزافزون جذب نهادهایی می شدند که هم پتانسیل بالایی در سیاسی کردن مردم داشت(مخصوصاً بعد از اتفاقات سال 42) و هم توانایی رهبری آنان را به علت شبکه گسترده مساجد در سراسر کشور  در خود می دید. بدین گونه بود که در بحبوحه ی اعتراضات، این روحانیون بودند که توانایی غلبه بر سایر گروه های درگیر در انقلاب را داشتند و گفتمان خود را به تدریج هژمونیک(برتر) ساختند.

یکی دیگر از سرفصل های مهم کتاب بررسی میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی جامعه ی مورد تحقیق است که در اینجا به صورت خلاصه بدان اشاره ای می شود.

ارقام به دست آمده از میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلسین(تنها نهادهای انتخابی) در مجموع نشان دهنده آن است که در جامعه آن زمان میزان مشارکت بسیار پایین بوده است. فقط 30درصد یعنی کمتر از یک سوم افرادی که قانوناً به سن رای دادن رسیده اند در انتخابات شرکت کرده اند. این آمار در زنان به 11 درصد یعنی یک دهم کل زنان واجد شرایط رای دادن می رسد. همچنین میزان مشارکت در گروه های دارای تحصیلات عالی به مراتب کمتر از افراد دیپلمه و افرادی است که تحصیلات کمتری دارند.(249 و 250) همچنین 58درصد افراد از جامعه ی مورد تحقیق در انتخابات گذشته رای نداده بودند(73درصد از زنان و 45درصد از مردان). این آمار در افرادی که دارای تحصیلات عالی هستند به 64درصد و در افراد بی سواد به 59درصد می رسد. (ص 265)

مسئله مهمی که از داده های فوق به دست می آید بیگانگی سیاسی مردم از نظام سیاسی مستقر است. در جمع بندی این بخش و در همین راستا به فقراتی از سخنرانی هرمز مهرداد( که خود مستقیماً در فرآیند تحقیق درگیر بوده است) در کنگره ای در شیراز در سال 54 که با عنوان «طرح آینده نگری» برگزار شده است اشاره می شود. وی بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیقات فوق، اظهار می دارد: «از یک طرف اصرار طبقه ی جوان و تحصیل کرده به شرکت در امور سیاسی و از طرف دیگر، رویه مسئولین و مدیران سیاسی که معمولاً علاقه ای به شرکت جوانان تحصیل کرده در فعالیت های سیاسی نشان نمی دادند، باعث شد که نوعی بیگانگی سیاسی در طبقه ی دانشجو ایجاد شود. منظور از بیگانگی سیاسی وجود این تصور است که فرد عملکرد نظام سیاسی را در جهت منافع خود بپندارد.»(ص 18)

همچنین داریوش همایون نیز در تکمیل سخنان دکتر هرمز مهرداد در همان همایش اظهار می دارد:« اصل قضیه این است که جوانان تعلق خاطری به وضع موجود ندارند و در ضمن منفعت مستقری هم در حفظ آن نمی بینند. البته این طبیعی است، چون منافعی در زندگی اجتماعی حس نمی کنند، و این حس زمانی که با آن بی اعتقادی، بیگانگی و اعتراضی که  بر حق به نقایص و کمبودهای جامعه دارند همراه می شود، هیچ انتظاری جز وضعی که با آن روبرو هستیم(ناسازگاری جوانان با وضع موجود) نمی توانیم داشته باشیم»(ص 21)

فقرات فوق که 3سال پیش از انقلاب در شیراز در مورد بیگانگی سیاسی مردم بدان اشاره شده است، به عنوان یکی از مهمترین دلایل وقوع انقلاب در دهه های بعد و توسط نظریه پردازان مهم انقلاب نظیر آبراهامیان مورد تدقیق نظری قرار گرفته است و مفاهیمی نظیر «توسعه ی نامتوازن» حول آن شکل گرفته است.

باری،  اهمیت کتاب صرفاً در ذکر موارد فوق نیست، چرا که این کتاب در بردارنده ی اولین تحقیق در مورد نقش رسانه ها(دیداری-شنیداری و مکتوب) در توسعه ی فرهنگی کشور و نگرش مردم نسبت به رسانه ها، بررسی نحوه ی گذران اوقات فراغت، میزان خرسندی از زندگی، رفتارها و گرایش های خانوادگی، بررسی تندرستی و دیدگاه مردم در مورد مسائل بهداشتی و... نیز می شود که پرداختن به آن ها نیاز به فرصتی مفصل دارد.

مشخصات ( صدایی که شنیده نشد: نگرش‌های اجتماعی - فرهنگی و توسعه‌ی نامتوازن در ایران گزارشی از یافته‌های طرح آینده‌نگری )

  • نویسنده
    علی اسدی, مجید تهرانیان
  • گردآورنده
    عباس عبدی
  • ناشر
    نشر نی
  • موضوع (ها)
    تحولات اجتماعی - ایران - آینده‌نگریꜴفرهنگ - اشاعه - ایرانꜴسیاست فرهنگی - ایرانꜴسیاست فرهنگی - ایران - آینده‌نگریꜴرسانه‌های گروهی - ایران - تاثیرꜴآینده‌پژوهی - ایران
  • تعداد صفحه
    328 صفحه
  • قطع
    وزیری
  • نوع جلد
    شومیز
  • سال چاپ
    97
  • نوبت چاپ
    7
  • محل چاپ
    تهران
  • تیراژ
    500 نسخه
  • شابک
    9789641854906
  • زبان
    فارسی