داریوش آشوری

داریوش آشوری

داریوش آشوری محقق، زبان شناس، مترجم و نویسنده بلند آوازه ای است که بسیاری از مفاهیم و واژگان علمی امروز فارسی، ساخته ی دانش این زبان پژوه چند بعدی و عمیق است. داریوش آشوری در کنار تمام پروژه های فکری و زبان محور خود، نقش بسیار پر رنگی در سپهر روشنفکری ایران نیز دارد.مباحث و جدال های قلمی و فکری وی با دیگر روشنفکران، بر سازنده ی بخش مهمی از تاریخ روشنفکری ایران معاصر است.

داریوش آشوری

گردآوری: عاطفه صابونی

داریوش آشوری، نویسنده، مترجم، پژوهشگر و زبان‌شناس، در یازدهم مرداد 1317 در محله‌ی سقاخانه‌ی نوروزخانِ تهران به دنیا آمد و تا ده سالگی در این محله رشد یافت. پدر و مادرش اصالتی قزوینی داشتند و سال‌ها بود در تهران زندگی می‌کردند. مادرش دوستدارِ شعر بود و حافظه‌ی درخشانی داشت و داریوش این خصوصیات را از او به ارث برد. داریوش آشوری سال‌های کودکی و نوجوانی را با خواندنِ شعر و به ویژه اشعار سعدی و حافظ گذرانده بود و هر کجا که رفته بود حافظه‌ی شعری‌اش را برده بود. شاید از همین زمان، توجه به زبان فارسی در او بروز پیدا کرد. علاقه‌ی آشوری به شعر، او را به سمت سرودن شعر برد؛ طوری که در نوجوانی قطعه‌های ده، بیست بیتی و قصیده‌های چهل، پنجاه بیتی می‌سرود، اما به قصد دست انداختن و شوخی با دوستانش.

داریوش آشوری پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی به دبیرستانِ معروف «البرز» رفت. دبیرستان «البرز» با مدیریت محمدعلی مجتهدی، دبیرستانی خوشنام و در نوعِ خود مدرن بود، که یکی از اهدافش پرورش پزشک و مهندس بود. از این‌رو فقط رشته‌های ریاضی و علوم طبیعی را داشت. آشوری سه سال در این مدرسه تحصیل کرد، اما در سال ششم به مدرسه‌ی «دارالفنون» رفت، چرا که می‌‌خواست علی‌رغمِ میل پدر در رشته‌ی ادبی تحصیل کند. پدر دوست داشت که پسرش، پزشک برجسته‌ای شود و داریوش به ادبیات و زبان فارسی و علوم سیاسی علاقه‌ی زیادی داشت. داریوش آشوری طی دوران تحصیل در دبیرستان‌های «البرز» و «دارالفنون» بسیار آموخت، به ویژه از زین‌العابدین مؤتمن که دبیر فارسی و انشاء بود. آشوری در تاثیرِ شیوه و نگرشِ این معلم چنین گفته «مؤتمن با روش و منشِ عالیِ آموزگارانه‌اش شاید بهترین دبیرِ ادبیات و انشاء در آن روزگار بود. به‌ ویژه کلاس‌های انشایِ او به دانش‌آموزان رخصتِ باز کردنِ زبان و سبکِ شخصیِ خود را می‌داد. شاگردی در کلاس درس او بی‌گمان در بیدار کردن و پرورشِ شوقِ نویسندگی در من بی‌تأثیر نبوده است.»

داریوش آشوری پس از گرفتن مدرک دیپلم در سال 1337، برای تحصیل در دانشگاه، در رشته‌ی اقتصادِ دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی و اقتصادیِ دانشگاه تهران، پذیرفته می‌شود و در سال 1342 مدرک لیسانس اقتصاد را می‌گیرد. در همان سال با وجود شک و تردید درباره‌ی ادامه‌ی تحصیل، آشوری در مقطعِ دکترای اقتصاد قبول می‌شود، اما پس از مدتی انصراف می‌دهد تا به مشغله‌ی اصلیِ خودش، نوشتن و پژوهش، بپردازد.

آشوری از همان سال‌های دانشجویی با موسسه‌ی چاپ و نشر فرانکلین همکاری‌اش را آغاز کرد. در ابتدا به عنوان ویراستار کار می‌کرد و بعدها مترجمی هم به آن اضافه شد، دو حرفه‌ای که در سالیانِ بعد دغدغه‌ی اصلیِ فکری و کاریِ آشوری شدند. کارِ ویرایش به صورت مقابله‌ی ترجمه با متنِ اصلی، نخستین‌بار در موسسه‌ی فرانکلین آغاز شد. پیش از آن ترجمه‌ها از نظر ویراستاری و زبانی، خام و ناشیانه بود و این موسسه سعی کرد این مشکل را برطرف کند. به این ترتیب در موسسه‌ی فرانکلین بود که نسلِ اولین ویراستاران پرورش یافتند و داریوش آشوری نیز یکی از این ویراستارانِ پیشرو بود. آشوری هم به ویراستاریِ متون ترجمه‌ای می‌پرداخت و هم تحتِ سرپرستیِ غلامحسین مصاحب، ویراستاریِ پروژه‌ی «دائره‌المعارف فارسی» را نیز انجام می‌داد. همکاری و هم‌صحبتی با مصاحب نه تنها بر مقاله‌نویسی علمی و کارِ ویرایش و نگارشِ آشوری تاثیر گذاشت، سبب درگیری او با مسائل زبانی و دغدغه‌ی معادل‌سازی فارسی برای لغات خارجی در متون علمی، نیز شد. آشوری می‌دید که در برگردانِ متون علمی، چه علوم طبیعی و چه علوم انسانی، به زبان فارسی، با تنگناها و مسائل زیادی رو‌به‌رو است. او با هم‌فکری و مطالعه سعی می‌کرد این مسئله را تا جای ممکن حل کند. مسئله‌ای که تا به امروز، داریوش آشوری را به سوی ساخت و پرداخت واژگانِ علمی و نوسازیِ زبان فارسیِ نوشتاری هدایت کرده است. بعدها، کار با کسانی چون کریم امامی و ابوالحسن نجفی نیز این مسئله و گرایش را عمیق‌تر و گسترده‌تر کرد. او در طی کار ویراستاری و ترجمه، به پژوهش و مطالعه در این زمینه دست زد و از همان زمان یادداشت‌نویسی و مقاله‌نویسی را شروع کرد.

داریوش آشوری به تدریج با کسب تجربه و مهارت به عنوان یک متخصص در این حوزه درآمد، تا آنجا ‌که امروزه وجودِ کلماتی چون «درس‌گفتار»، «گفتمان»، «آرمانشهر»، «همه‌پرسی» و ... در زبان فارسی، مدیونِ کوشش‌های این پژوهشگر و زبان‌شناس است. داریوش آشوری در ابتدا، مطالعاتش را در قالب مقاله و یادداشت در نشریات به چاپ می‌رساند، اما با گذر سالیان و وسیع‌تر شدنِ مسائلِ زبانی و نوشتاری، دست به تالیف کتاب در این زمینه زد. کتاب‌های «بازاندیشی زبان فارسی» و «زبان باز» حاصلِ آن است. کتاب «زبان باز» که در سال 1387 توسط نشر مرکز چاپ و منتشر شد، تحلیل و پژوهشی است درباره‌ی رابطه‌ی زبان‌های مدرن با تمدنِ مدرن و اینکه چگونه زبان در واکنش به مدرن شدنِ جامعه، گسترش پیدا می‌کند. آشوری در این کتاب با بررسی جوامعِ غربی در دورانِ صنعتی شدن و دورانِ مدرنیته، نشان داده که با چه روش‌هایی، زبانِ این جوامع، برای انتقال مفاهیم و اندیشه‌های جدید، خودش را گسترش داده است. آشوری در این کتاب گفته؛ زبانِ باز زبانی است که زنده می‌ماند. چنین زبانی اگرچه از ظرفیت‌‌های زبان‌های دیگر وام می‌گیرد، اما ظرفیت‌ها و ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودش را نیز توسعه و تعالی می‌بخشد، که معادل‌سازی یکی از این تعالی‌هاست.

وجودِ چنین مباحث و تحلیل‌هایی که داریوش آشوری تا به حال درباره‌ی زبان‌شناسی و به ویژه زبان فارسی مطرح کرده، آثار و اندیشه‌های او را به یکی از مهم‌ترین و معتبرترین مراجع تبدیل کرده است.

داریوش آشوری در کنار ویراستاری و تالیفاتِ زبان‌شناختی‌اش، دستی در ترجمه نیز دارد. این نویسنده و مترجم، کار ترجمه را از همان زمان دانشجویی با ترجمه‌‌‌ی آثار ادبی شروع کرد. برگردانِ فارسیِ داستانی از چخوف و چند شعر از مائوتسه تونگ یکی از اولین کارهای ترجمه‌ای او بود که در مجله‌ی علم و زندگی به چاپ رسید. همچنین ترجمه‌ی چند نمایشنامه‌ی چینی و ژاپنی برای کتاب‌های «نمایش در چین» و «نمایش در ژاپنِ» بهرام بیضایی از کارهای ماندگار و پیشروِ آشوری بوده است. اما در این میان، ترجمه‌ی آثارِ فردریش نیچه، مهم‌ترین و شاخص‌ترین کارِ آشوری است، که با ترجمه‌ی کتاب «چنین گفت زرتشت» آغاز شد. او درباره‌ی این کار چنین گفته؛ «کارِ سرنوشت‌سازِ من در این زمینه‌‌ درگیر شدن با ترجمه‌ی چنین گفت زرتشتِ نیچه بود در همان سال‌ها، در سنِ بیست و سه-چهار سالگی. کشتی‌گرفتنِ دور و دراز با این کتابِ شگفت و دشوار، که با ویرایش‌های پیاپی بیش از سی سال به درازا کشید، مرا در خط اصلی کارِ خود در زمینه‌ی تجربه در ترجمه انداخت، به شیوه‌ای و در میدانی که هم جسارت و هم پُرکاری و شکیباییِ بسیار می‌طلبید.» پس از آن، آشوری سه کتابِ دیگر نیچه، «فراسوی نیک و بد» (1375) ، «تبارشناسی اخلاق» (1388) و «غروب بت‌ها» (1386) را ترجمه کرد و چند سالی است که کتابِ «مسیحا ستیز» را نیز برای ترجمه در دست گرفته است. در واقع، به خاطرِ کار مداومِ بر روی آثار این فیلسوفِ غربی، نامِ داریوش آشوری با نام نیچه، در ایران گره خورده است.

آشوری علاوه بر اینها، آثار ترجمه‌ای مهمِ دیگری نیز دارد؛ نمایشنامه «مکبث» ویلیام شکسپیر، «آرمانشهر» از تامس مور، «شهریار» ماکیاولی، «تاریخ فلسفه- جلد هفتم» از فردریک کاپلستون از جمله‌ی این آثار است.

آشوری که هم اکنون در کنار خانواده‌اش در فرانسه به سر می‌برد، پیش از این و در سال‌های متمادی و طولانی در دانشکده‌‌های مختلفِ دانشگاه تهران، موسسه‌ی شرق‌شناسیِ دانشگاه آکسفورد در بریتانیا، دانشگاه زبان‌های خارجی توکیو، تدریس کرده است. او همچنین از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران در دهه‌ی چهل بوده است و تا به حال سردبیری مجلاتِ مختلفِ ادبی و اجتماعی را نیز برعهده داشته است.

آثار:

تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ- نشر آگه- 1380

عرفان و رندی در شعر حافظ- نشر مرکز 1379

فرهنگ علوم انسانی- نشر مرکز 1374

شعر و اندیشه- نشر مرکز 1377

بازاندیشی زبان فارسی- نشر مرکز- 1372

ما و مدرنیت- 1376

نگاهی به تاریخ، تمدن و فرهنگ چین

درآمدی به جامعه‌شناسی سیاسی

دانش‌نامه‌ی سیاسی-نشر مروارید 1373

زبان باز- نشر مرکز- 1387

پرسه‌ها و پرسش‌ها- نشر آگه- 1389

ایران‌شناسی چیست- نشر آگاه- 1355

ترجمه:

چنین گفت زرتشت- فردریش نیچه- نشر آگه

فراسوی نیک و بد - فردریش نیچه- نشر آگه- 1375

تبارشناسی اخلاق- فردریش نیچه- نشر آگه- 1388

غروب بت‌ها- فردریش نیچه- نشر آگه- 1386

مکبث- ویلیام شکسپیر- نشر آگه

آرمان‌شهر- تاموس مور- انتشارات خوارزمی- 1361

شهریار- نیکولو ماکیاولی- نشر آگاه- 1373

تاریخ فلسفه ی کاپلستون. از فیشته تا نیچه .جلد 7. نشر علمی فرهنگی

نمایش در چین.ترجمه 3 نمایشنامه ی چینی. روشنگران و مطالعات زنان