لئو تولستوی

لئو تولستوی

لئو تولستوی در کنار فعالیت‌های اجتماعی‌اش، نوشتن داستان و رمان را ادامه می‌داد. او که رمان‌های «قزاقان» (1863) و سعادت زناشویی (1859) را نوشته بود، بین سال‌های 1865 تا 1869 به نوشتنِ رمانِ عظیمِ «جنگ و صلح» مشغول شد. «جنگ و صلح» اولین رمان بزرگ او بود و به سبب ویژگی‌های منحصربفردش از آثار ادبیِ جاودانه‌ی جهان شد. داستان این رمان درباره‌ی زندگیِ یک خانواده‌ی اشرافی روس، طی دوران جنگ‌های روسیه و فرانسه در سال های 1805 تا 1814، است. حدود نه سال بعد، در سال 1877، دومین رمانِ عظیم تولستوی، «آناکارنینا» منتشر شد. او که با «جنگ و صلح» اعتبار و قدرتِ نویسندگیِ بی‌بدیلی در روسیه و حتی در سراسر اروپا به دست آورده بود، با نگارشِ «آناکارنینا» هیجان و شوق خواندن را در بسیاری از مخاطبان عام برانگیخت و نظر منتقدان را نیز جلب کرد. به ویژه آنکه، رمان «آناکارنینا» مضمونی عاشقانه داشت که با شخصیت‌هایی دلنشین، تصویرپردازی‌های درخشان و اندیشه‌ای جهانی، جذابیتی دوچندان یافته بود.

به کوشش: عاطفه صابونی

لئو نیکلایویچ تولستوی، نویسنده‌ی بزرگ روسی و فعال اجتماعی، در نهم سپتامبر 1828 در یاسنایا پالیانا – دوازده کیلومتری شهر تولا- به دنیا آمد. پدرش، کنت گراف نیکلای ایلیچ تولستوی، و مادرش، شاهزاده ماریا نیکلایونا والکونسکایا، از بزرگ‌ترین مالکان زمین‌های کشاورزی و خانواده‌ای اشرافی و ثروتمند بودند. لئو تولستوی در کودکی مادر و پدرش را از دست داد و سرپرستی‌اش برعهده‌ی عمه‌اش، تاتیانا، قرار گرفت. لئو کودکی ماجراجو بود که دوست داشت چیزهای جدید را تجربه کند و علاقه‌ی کمی به درس و مدرسه داشت.

او در چهارده سالگی وارد مدرسه‌ی کازان شد و در سال 1844 به دانشگاه کازان رفت. ابتدا رشته‌ی زبان‌های شرقی را برای تحصیل آکادمیک انتخاب کرد. اما پس از سه سال، تغییر رشته داد و وارد دانشکده‌ی حقوق شد تا بتواند به وضعیت سخت و نابرابر کارگرانِ کشاورزی که در یاسنایا پالیانا کار می‌کردند، کمک کند. ولی این بار نیز، رشته‌ی حقوق را رها کرد و در سال 1847 میلادی به خانه‌ بازگشت. طی سالیان بعد، لئو تولستوی تلاش کرد تا اوضاع املاک خانوادگی را سر و سامان دهد اما از دیگر سو، خلق و خویِ سرکش و خوش‌گذرانِ لئو، او را به سمتِ می‌گساری و خوش‌گذرانی‌های جوانی برد. او در سال 1851 میلادی در ارتش نام‌نویسی کرد و به جبهه‌های جنگ و ماموریت‌های نظامی اعزام شد و کمی از خوش‌گذرانی‌هایش کاسته شد. تولستوی در طی سال‌های خدمت در ارتش، داستان‌نویسی را به صورت حرفه‌ای و جدی آغاز کرد. نخستین داستان او، «کودکی»، در همین سال‌ها نوشته شد. پس از آن داستان‌های «نوجوانی» و «جوانی» که در واقع شرحی بر زندگیِ او بود، نوشته و در مجله‌ی «معاصر» منتشر شد. لئو تولستوی در سال 1854 به عنوان ستوان به ارتش کریمه پیوست و براساس جنگ و مبارزاتی که دیده بود، مجموعه داستان «حکایت‌های سواستوپل»را، به نگارش درآورد. نگاه تولستوی در همان نخستین آثاری که درباره‌ی جنگ نوشت، نگاهی انتقادی و ضدِ جنگ بود.

تولستوی در سال 1856 از خدمت ارتش انصراف داد و بار دیگر به شهرش برگشت. بازگشت او، آغاز سلسله سفرهایش به کشورهای اروپایی بود. لئو تولستوی که شیفته‌ی شناخت زندگی‌های تازه و متفاوت بود به کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان، ایتالیا و سوئیس سفر کرد و با چهره‌های شاخص ادبی و فرهنگی چون چارلز دیکنز و ایوان تورگنیف ملاقات کرد. این سفرها تاثیری عمیق بر او گذاشت و دغدغه‌هایش را درباره‌ی وضعیت طبقه‌ی کارگر و آثار زیان‌بارِ جنگ، گسترده‌تر کرد. در واقع، در این دوران است که می‌توان به تدریج، سر برآوردنِ تولستویِ نظریه‌پرداز و مصلحِ اجتماعی را دید. او پس از بازگشت به روسیه، به تدوین و پایه‌گذاری سیستمِ آموزشیِ تازه‌ای در مدارس روسیه دست زد. این سیستمِ آموزشی، بینِ دانش‌آموزان تفاوتی قائل نبود و کودکان براساس طبقه‌ی اجتماعی، ثروت یا بهره‌ی هوشی جدا نمی‌شدند. همگی در یک کلاس عمومی می‌نشستند و با شیوه‌های جدیدِ آموزشی که برای همه قابل فهم باشد، درس می‌آموختند. در سال 1859، تولستوی با تاسیسِ دبستانِ عمومی در یاسنایا پالیانا، برای فرزندانِ خانواده‌های کارگر و کشاورز، اهمیت و موفقیتِ چنین مدارسی را نشان داد. تلاش و پیگیری برای اجرای اصلاحاتِ اجتماعی و فرهنگی، خوش‌گذرانی‌‌های جوانی را از سرِ او انداخت و مرحله‌ی جدیدِ زندگی‌اش آغاز شد. او در سال 1862 با سوفیا آندره یِونا برس ازدواج کرد. حاصلِ این ازدواج سیزده فرزند بود. سوفیا تنها، همسرِ لئو نبود، بلکه او کسی بود که آثارِ بزرگِ تولستوی را بارها بازنویسی کرد.

لئو تولستوی در کنار فعالیت‌های اجتماعی‌اش، نوشتن داستان و رمان را ادامه می‌داد. او که رمان‌های «قزاقان» (1863) و سعادت زناشویی (1859) را نوشته بود، بین سال‌های 1865 تا 1869 به نوشتنِ رمانِ عظیمِ «جنگ و صلح» مشغول شد. «جنگ و صلح» اولین رمان بزرگ او بود و به سبب ویژگی‌های منحصربفردش از آثار ادبیِ جاودانه‌ی جهان شد. داستان این رمان درباره‌ی زندگیِ یک خانواده‌ی اشرافی روس، طی دوران جنگ‌های روسیه و فرانسه در سال های 1805 تا 1814، است.

حدود نه سال بعد، در سال 1877، دومین رمانِ عظیم تولستوی، «آناکارنینا» منتشر شد. او که با «جنگ و صلح» اعتبار و قدرتِ نویسندگیِ بی‌بدیلی در روسیه و حتی در سراسر اروپا به دست آورده بود، با نگارشِ «آناکارنینا» هیجان و شوق خواندن را در بسیاری از مخاطبان عام برانگیخت و نظر منتقدان را نیز جلب کرد. به ویژه آنکه، رمان «آناکارنینا» مضمونی عاشقانه داشت که با شخصیت‌هایی دلنشین، تصویرپردازی‌های درخشان و اندیشه‌ای جهانی، جذابیتی دوچندان یافته بود.

تولستوی که پیش از این در «جنگ و صلح»، دوری‌اش از هرگونه خشونت را اعلام کرده بود و نشان داده بود که فقط طرفدارِ صلح است، در «آناکارنینا» بر عشق و نیکی کردنِ بی‌دریغ به انسان‌ها، تاکید کرد. این نویسنده که تقریباً تمام آثار ژان ژاک روسو، آرتور شوپنهاور، باروخ اسپینوزا و هگل را خوانده بود، دغدغه‌هایی فلسفی درباره‌ی عشق، خشونت و مرگ داشت و این‌ها را، چه در آثارِ ادبی‌اش و چه در زندگی شخصی و فعالیت‌های اجتماعی‌اش مدنظر داشت. پس بی‌دلیل نبود که نوشتنِ «جنگ و صلح» و مهم‌تر از آن «آناکارنینا» او را به چالش‌های عمیقِ فلسفی وارد کند.

لئو تولستوی پس از نوشتنِ «آناکارنینا» دچار تحولاتِ فکری و فلسفی شد و از آن پس همه‌ی تلاشش را صرف یافتن حقیقت کرد. او که فردی مذهبی بود، حقیقت را در تعالیم و کلام حضرت مسیح دید. تولستوی در خاطراتش چنین نوشته است: «اندیشه بزرگی برایم یافت شده که باید تمام عمر و زندگی‌ام را وقف عملی کردن آن بکنم. این اندیشه آن است که دین تازه‌ای در دنیا رواج بدهم و این دین تازه همان دیانت مسیح خواهد بود، منتها بدون اختلافات مذهبی و بدون معجزه.» او در کنار مطالعاتِ فلسفی‌اش، اساسِ دینِ ابداعی‌اش را «پرهیز از خشونت» و «بدی نکردن در همه‌ی شرایط، حتی در برابرِ بدی»، قرار داد. در کتاب «به چه ایمان دارم؟» تلاش کرد ریشه‌های بدی و روش‌های مقابله با آن را بیان کند. اما این اندیشه‌ها و اشاعه‌ی آنها، از یک طرف برای کلیسا و مذهبیون، ناخوشایند و خطرناک و از طرفی دیگر مخالفِ عقیده‌ی اشراف و جنگ‌طلبان بود. پس در سال 1901 میلادی و به بهانه‌ی انتشار رمان «رستاخیز»، کلیسای ارتدکس او را مرتد و کافر اعلام کرد. با این حال، تولستوی از فعالیت‌ها و اندیشه‌های خود دست نکشید و مصمم‌تر از قبل به اشاعه‌ی اندیشه‌های صلح‌جویانه‌اش پرداخت و اثرات آن را در جایی فراتر از مرزهای روسیه دید. گاندی، رهبر استقلال هند، که دغدغه‌ی آزادی‌خواهی و صلح داشت، با خواندنِ کتاب «مُلک خداوند در درون توست» نوشته‌ی تولستوی به قدری تحت تاثیر قرار گرفت که به او نامه نوشت و خود را یکی از مریدان تولستوی، خواند. گاندی در سال‌های آخرِ زندگی این نویسنده با او به نامه‌نگاری پرداخت و بعدها اندیشه‌های تولستوی را بر شیوه‌ی اعتراضی صلح‌آمیزِ هند، بی‌تاثیر ندانست.

تولستوی در سالیانِ بعدی همچنان به نوشتن آثار ادبی ادامه داد. رمانِ «مرگ ایوان ایلیچ» (1886) معروف‌ترین و مهم‌ترینِ کتابِ او در این سال‌هاست؛ هرچند داستان‌های کوتاه، آثار نظری در حوزه‌ی هنر و فلسفه‌ی دینی و چندین نمایشنامه، از دیگر آثار برجامانده از این دوران است.

با این وجود، فشارهای روزافزون کلیسا و حکومت تزاری و اخلال در چاپ و انتشارِ آثار ادبیِ لئو تولستوی، در کنار مشکلات و بحث‌های خانوادگی، طاقتِ تولستوی را تمام کرد و او را مجبور به ترک خانه کرد. تولستوی در بیستم نوامبر 1910 و در سن هشتاد و دو سالگی، حین سفر به جنوب روسیه، در ایستگاه راه‌آهنِ آستاپوفو و به دور از خانواده بدرود حیات گفت. پیکر او به خانه‌ی همیشگی‌اش، یاسنایا پالیانا منتقل شد و در آنجا به خاک سپرده شد. هم‌اکنون، خانه‌ی او به عنوان موزه برای بازدید طرفدارانِ این نویسنده و فعالِ اجتماعی، حفظ شده است.

آثار:

جنگ و صلح، ترجمه سروش حبیبی/ ترجمه کاظم انصاری

رستاخیز، ترجمه سروش حبیبی، نشر نیلوفر/ ترجمه محمد مجلسی، نشر دنیای نو/ ترجمه پرویز شهدی، نشر مجید/ ترجمه علی‌اصغر حکمت، انتشارات نگاه

آناکارنینا، ترجمه محمدعلی شیرازی/ ترجمه سروش حبیبی/ ترجمه جواد امیرانی/ ترجمه منوچهر بیگدلی خمسه

قزاقان، ترجمه مهدی مجاب/ ترجمه عباس‌علی عزتی

به یکدیگر محبت کنید، ترجمه سید عبدالرحیم خلخالی

حرص باعث هلاکت است، ترجمه سید عبدالرحیم خلخالی

سه گانه‌ی کودکی، نوجوانی، جوانی؛ ترجمه غلامحسین اعرابی، انتشارات سمیر

مرگ ایوان ایلیچ، ترجمه سروش حبیبی، نشر چشمه/ ترجمه صالح حسینی، نشر نیلوفر/ ترجمه حمیدرضا آتش بر آب، نشر هرمس/ ترجمه کاظم انصاری

سونات کرویتسر، ترجمه سروش حبیبی، نشر چشمه/ ترجمه بنفشه جعفر، نشر روزگار

کوپن تقلبی، ترجمه رضا علیزاده

حاجی مراد، ترجمه رشید ریاحی

سعادت زناشویی، ترجمه سروش حبیبی

بابا سرگئی، ترجمه سروش حبیبی، نشر چشمه

ارباب و نوکر، ترجمه سروش حبیبی، نشر چشمه/ ترجمه مهران محبوبی

طبل میان‌تهی و هفت داستان دیگر، ترجمه منوچهر ضرابی

سه پرسش، ترجمه پریسا خسروی سامانی/ ترجمه جمال میرخلف

پولیکوشا، ترجمه سید احمد عقیلی، انتشارات امیرکبیر

داستان‌های سواستوپُل، ترجمه پرویز نظامی

شیظان، ترجمه سعید نفیسی/ ترجمه پرویز نظامی

بار دانش، ترجمه عباس‌علی عزتی، نشر چشمه

نوری در تاریکی می‌درخشد و پتر خباز، ترجمه عباس‌علی عزتی، نشر افراز

هنر چیست؟، ترجمه کاوه دهگان

برای مشاهده آثار لئو تولستوی به این لینک مراجعه بفرمایید.