گروس عبدالملکیان

گروس عبدالملکیان

دیدگاه مدرن و متفاوتِ عبدالملکیان به جهانِ کنونی، شناختش از مخاطب امروزی و نیز تسلطی که بر تئوری‌ها و نظریات ادبی دارد، سبب شده تا اشعارش فراگیر و نزدیک به سلیقه‌ی مخاطب باشد. مضامینِ موردبحثِ او از همان نخستینِ کتابش، درباره‌ی روابط انسانی، عشق، جنگ، مرگ، وطن و ... است؛ موضوعاتی که در تاریخ ادبیات بارها به آنها پرداخته شده است. اما آنچه آثار عبدالملکیان را از دیگران متمایز می‌کند، دیدگاه و جهان‌بینی ِ شخصی او به عنوانِ شاعری مدرن، در یک کشور خارمیانه‌ای و با پشتوانه‌ای ادبی است.

به کوششِ عاطفه صابونی

گروس عبدالملکیان، شاعر و مدرس حوزه‌ی شعر، در هجدهم مهر ماه 1359 در تهران به دنیا آمد. از آنجا که پدرش اصالتاً نهاوندی بود، به شهر خود بازگشتند و گروس دوران کودکی‌اش را در نهاوند گذراند و بعدها دوباره به تهران آمدند. پدرش، محمدرضا عبدالملکیان، یکی از شاعران نوپرداز ایران است و به همین سبب فضای خانه از همان دوران خردسالی به شعر و ادبیات آمیخته بود. گروس عبدالملکیان متاثر از این محیط و قریحه‌ی شاعرانه‌اش، خیلی زود شروع به سرودن شعر کرد. اولین شعرش را در نه سالگی سرود. او شعرهایش را برای خانواده و دوستان می‌‌خواند و همیشه تشویق می‌شد. طی سال‌های نوجوانی و جوانی سعی کرد در سبک‌های مختلف شعری، قلم بزند و تجربه‌های خوبی هم از این طریق بدست آورد. برخی از اشعارش نیز در مجلات کیهان بچه‌ها و سروش به چاپ رسید.

گروس عبدالملکیان در آزمون سراسریِ سال 1378 در رشته‌ی مهندسی صنایع پذیرفته و چهار سال بعد فارغ‌التحصیل شد. با این حال دغدغه و مشغله‌ی اصلی او در طی سال‌های دانشگاه نیز، همان شعر و ادبیات بود. به طوری که در سال 1377، خودخواسته شروع به آموختنِ نقد و تئوری ادبی کرد و سال‌ها، کتب مرجع نظریات ادبی و ادبیات کلاسیک و مدرن ایران و جهان را خواند. همچنان‌که سرودن شعر را با جدیت بیشتری ادامه داد و از اواخر دهه‌ی هفتاد بود که اشعارش را، در مطبوعاتی چون «کارنامه» و «عصر پنجشنبه» به دست چاپ سپرد.

گروس عبدالملکیان در سال 1381، نخستین مجموعه شعرش، «پرنده پنهان»، را منتشر کرد. «پرنده پنهان» نقطه‌ی شروع خوب و حرفه‌یی برای گروس بود؛ نه‌تنها با استقبال علاقمندان شعر و منتقدان مواجه شد، که «جایزه‌ی کارنامه» را نیز برای او به ارمغان آورد. سه سال بعد، «رنگ‌های رفته دنیا»، دومین دفتر اشعارش، در سال 1384 توسط نشر آهنگِ دیگر به چاپ رسید. انتشار کتاب‌هایش و بازخوردهای مثبتی که از مخاطبان عام و حرفه‌ای می‌گرفت، خبر از ظهور شاعری آتیه‌دار می‌داد. پس از آن، عبدالملکیان هر سه سال یک‌بار مجموعه شعرِ تازه‌‌ای را به مخاطبان شعر فارسی عرضه کرد. مجموعه اشعار «سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند» (1387)، «حفره‌ها» (1390)، «پذیرفتن» (1393) و آخرین مجموعه‌ی او با نام «سه‌گانه‌ خاورمیانه» در سال 1397، توسط نشرهای مروارید و چشمه به چاپ رسیده‌اند.

گروس عبدالملکیان با انتشار هر دفترِ شعر، نامِ خود را به عنوان یک شاعر سپیدسرای امروزی و صاحب‌سبک، بیشتر تثبیت کرده است. کسبِ جوایزِ متعددی چون «برگزیده کتاب سال شعر جوان ایران»، «جایزه سراسری شعر جوان کشور»، «جایزه شعر شب‌های شهریور» و ... نیز از دستاوردهای کوشش‌ او به عنوان شاعری جوان است. اشعار او، زبانی امروزی و مختص به خود دارد و او با تصویرسازی‌های مدرن سعی کرده تا واقعیت و خیال را در جهانِ امروزیِ شعر درهم آمیزد. در بازارِ آشفته‌ی شعرِ امروزِ فارسی، زبان و صدایِ گروس عبدالملکیان از چنان استقلال و تشخصی برخوردار است که مخاطبان شعر به آسانی می‌توانند اشعار او را از اشعار دیگر شاعران تشخیص دهند. و حتی بالاتر از آن، برخی از اشعارِ عبدالملکیان در چند سال گذشته به کلامِ عموم راه پیدا کرده است؛ اشعاری چون «کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد»، «پیراهنت در باد تکان می‌خورد، این تنها پرچمی‌ست که دوستش دارم» و ...

دیدگاه مدرن و متفاوتِ عبدالملکیان به جهانِ کنونی، شناختش از مخاطب امروزی و نیز تسلطی که بر تئوری‌ها و نظریات ادبی دارد، سبب شده تا اشعارش فراگیر و نزدیک به سلیقه‌ی مخاطب باشد. مضامینِ موردبحثِ او از همان نخستینِ کتابش، درباره‌ی روابط انسانی، عشق، جنگ، مرگ، وطن و ... است؛ موضوعاتی که در تاریخ ادبیات بارها به آنها پرداخته شده است. اما آنچه آثار عبدالملکیان را از دیگران متمایز می‌کند، دیدگاه و جهان‌بینی ِ شخصی او به عنوانِ شاعری مدرن، در یک کشور خارمیانه‌ای و با پشتوانه‌ای ادبی است. او خود می‌گوید: «از همان آغاز سعی کرده‌ام خودم را بنویسم، هم برایم لذت‌‌بخش بوده و هم از همان دوره‌های اغازین آشنایی‌ام با شعر، این مقوله را درک کردم که اساساً شاعر مدرن باید خودش را بنویسد. شاعر مدرن باید زیست شخصی‌اش را روایت کند. برای من همواره بسیار مهم بوده و هست که جهان خاصِ خودم را بسازم. البته با دغدغه‌هایی تازه با زاویه‌دیدی متفاوت.» و بی‌شک به شعر درآوردنِ تجربه‌های زیسته و زندگیِ روزمره‌ی او، در همذات‌پنداری و نزدیکیِ مخاطب با آثارِ گروس عبدالملکیان بی‌تاثیر نبوده است.

اما یکی دیگر از دلایلِ قدرت آثارِ عبدالملکیان، دانشِ تخصصی او در زمینه شعر و شاعری است. این شاعر جوان، از سال 1380 با بخش انتشارات دفتر شعر جوان همکاری‌اش را آغاز کرد. و چند سال بعد به عنوان مسئول آموزشِ این موسسه، سلسله جلسات و کارگاه‌هایی را، با حضورِ اساتیدِ بنامی چون محمدعلی سپانلو، شمس لنگرودی، ضیا موحد، حسین پاینده، احمد پوری، عباس مخبر و ...، برگزار کرد. به تدریج، خودش نیز به دعوت و تشویق دوستان و همکاران به تدریس و آموزش در زمینه‌ی شعر و تئوری‌های شعر، دست زد. او از سال 1384 تاکنون در موسسات و نهادهای فرهنگی مختلفی چون شهر کتاب مرکزی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه شهید بهشتی، فرهنگسرای ملل، دفتر شعر جوان و ... به عنوان مدرس، استعداد بسیاری از شاعران جوان و تازه‌کار را پرورش داده است. علاوه بر این کارگاه‌ها و جلسات و سخنرانی‌ها، عبدالملکیان مقالات و گفتگوهای متعددی در زمینه‌ی شعر و ادبیات نوشته است که در نشریاتِ مختلف به چاپ رسیده است.

گروس عبدالملکیان از سال 1389 به دعوت نشر چشمه، سمتِ دبیر بخش شعر این انتشارات را برعهده داشته و تاکنون نیز این همکاری را ادامه داده است. در طول سالیان گذشته نیز، برخی از دفترهای شعر این شاعر و گزیده اشعارش به زبان‌های مختلفی چون عربی، کردی، سوئدی، ترکی، اسپانیایی و ... ترجمه شده است. تازه‌ترینِ این ترجمه‌ها، ترجمه‌ی گزیده‌ای از اشعار او به زبان انگلیسی است که در بهار 1399، توسط نشر پنگوئن منتشر شد. عنوانِ این اثر «Lean against this late hour » (تکیه دادن به دیروقت) است که توسط احمد نادعلی‌زاده و ایدرا نووی –شاعر و نویسنده‌ی آمریکایی- به انگلیسی بازگردانده شده است.

آثار:

پرنده پنهان- 1381- دفتر شعر جوان

رنگهای رفته دنیا- 1384- نشر آهنگ دیگر-چشمه

سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند- 1387- نشر مروارید

حفره‌ها- 1390- نشر چشمه

پذیرفتن- 1393- نشر چشمه

گزیده اشعار گروس عبدالملکیان- 1397- نشر مروارید

هر دو نیمه ماه تاریک است- 1397- نشر چشمه

سه‌گانه خاورمیانه- 1397- نشر چشمه

هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست- 1392- نشر چشمه