جومپا لاهیری

جومپا لاهیری

«خارجی بودن یک‌جور حاملگی مادام‌العمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحمل باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک‌جور مسئولیت مداوم و بی‌وقفه. یک جمله‌ی معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای اینکه نشان بدهد از زندگی قبلی خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پر زحمت گرفته. خارجی بودن هم، مثل حاملگی، غریبه‌ها را به کنجکاوی وامی‌دارد، و حس ترحم و ملاحظه شان را بر می‌انگیزد.»

به قلم: فرگل خوشبین

نیلانجانا سودشنا معروف به جومپا لاهیری، نویسنده آمریکایی هندی تباری است که در 11 ژوئیه سال 1967 ‏در لندن دیده به جهان گشود. پدر و مادر لاهیری به منظور کسب موقعیت شغلی بهتر و ارتقاء سطح زندگی خود و فراهم نمودن آینده‌ای تضمین شده برای فرزندان، از کلکته هندوستان به انگلستان مهاجرت کرده بودند و هنگامی که جومپا کودکی سه ساله بود، انگلستان را نیز به مقصد آمریکا ترک گفتند و جومپا در رودآیلند این کشور پرورش یافت. پدر لاهیری، کتابدار دانشگاه بود و اتمسفر ادبی برای این دختر نوجوان بیگانه نبود.

در سال 1989 لاهیری مدرک لیسانس زبان انگلیسی خود را از کالج برنارد نیویورک دریافت کرد و پس از آن در دانشگاه بوستون، سه فوق لیسانس را در رشته‌های زبان انگلیسی، نگارش خلاقانه و ادبیات تطبیقی اخذ کرد و سپس موفق به دریافت مدرک دکترا در رشته مطالعات رنسانس از همان دانشگاه شد.

دوران 6 ساله تحصیل لاهیری در بوستون همان دورانی بود که وی نگارش داستان کوتاه را آغاز کرد و این آغاز، مقدمه‌ای بود بر فعالیت‌های جدی او در عرصه نویسندگی. در سال 1999، 9 داستان کوتاه از وی در کتابی تحت عنوان "مترجم دردها" منتشر شد. داستان‌های این کتاب در نشریات معتبری همچون "هاروارد ریویو"، "سلمندر" و "نیویورکر" به چاپ رسیده است. همان طور که منتقدین می‌گویند هر داستان از این مجموعه، چیز ویژه‌ای برای ارائه دارد.

جومپا لاهیری در این مجموعه داستان کوشیده است تا درد و رنج اشخاصی را نشان دهد که باید مرز‌های همیشگی و حریم امن سنت‌های پیشین را ترک گویند و به درک مشخصی از جهان مدرن و موقعیت خودشان به عنوان فردی از اجتماع در این جهان دست یابند.

شاید مخاطب از خود بپرسد چگونه ممکن است دختری زاده‌ی انگلیس و پرورش یافته در قلب آمریکا بتواند ریشه‌های فرهنگی شرق و هندوستان را شناخته و به درستی درک کند؟ پاسخ به این پرسش ساده خواهد بود اگر بدانیم که مادر لاهیری زنی علاقه‌مند به سنت‌ها محسوب می‌شده است و برای ایجاد قرابت میان روحیات فرزندانش و زندگی متداول و منطبق با اصول هندی، به منظور دیدار با اقوام، کودکان خود را به سفرهای زیادی در هند می‌برد که کلکته و رسومش را فراموش نکنند.

این سفرها و شناخت لاهیری از فرهنگ، بعدها خود را در قلمش نشان داد و باعث شد تا در مجموعه "مترجم دردها"، پشت حرف‌ها و سکوت‌های هر کاراکتر، ما لاهیریِ جوانی را بجوییم که میان فرهنگ مدرن غرب و زندگی مرسوم شرق، نمی‌داند که متعلق به کدام یک است و چگونه می‌تواند هر دو را حفظ کند. شاید به همین خاطر است که نویسنده در مجموعه داستان "خاک غریب" نقل قولی از ناتالی هاثورن را روایت می‌کند: «آدمیزاد هم مثل سیب زمینی است. اگر نسل اندر نسل در همان خاک بی‌قوت بکارندش خوب رشد نمی‌کند.»

در مجموعه داستان "مترجم دردها" مشکلاتی همچون ناامیدی، قطع ارتباط میان نسل‌ها در مهاجران، ترس از دست دادن و غم از دست رفته‌ها، مشکلات ازدواج و ... مطرح می‌شود. داستان‌ها بسیار روان و ساده نگاشته شده‌اند و عناوین آن‌ها از این قرار است:"یک موضوع موقت"، "وقتی آقای پیرزاده برای شام به خانه‌ی ما می‌آمد"، "مترجم دردها"، "دربان واقعی"، "جذاب"، "در خانه‌ی خانم سن"، "این خانه‌ی متبرک" و "سومین و آخرین قاره".

جومپا لاهیری توانست در این مجموعه، پوست و گوشت و ظواهر زندگی مهاجران هندی را کنار بزند و از خون لخته شده غم و اندوه در کشاکش مشکلاتشان سخن به میان آورد. نویسنده می‌گوید:«در ابتدا که این داستان‌ها را می‌نوشتم هرگز نسبت به ترسیم زندگی آمریکایی‌های هندی‌تبار، خودآگاه نبودم و بدون تصمیم قبلی این داستان‌ها با کاراکترهایی هندی تبار شکل گرفتند. در واقع انگیزه اصلی که مرا به این سمت برد مخلوط کردن و آزمودن پیوند دو دنیا چون هند و آمریکاست که من به آن‌ها تعلق دارم؛ امری که پیش از نگارش یافتن روی صفحه کاغذ برای انجام آن شجاعت یا بلوغ کافی نداشتم.»

تلاش برای ایجاد این پیوند میان هند و آمریکا به ثمر نشست و افتخارات و جوایز متعددی را برای این نویسنده‌ی نوظهور رقم زد. اولین اثر لاهیری برنده جایزه پولیتزر سال 2000 شد؛ جایزه ی مهمی که در لیست برندگانش نام‌های بزرگی همچون "فیلیپ راث"، "جان آپدایک"، "دونالد بارتلمی" جان کندی تول" و ... به چشم می‌خورد.

از دیگر جوایز کتاب می‌توان به بهترین کتاب نیویورکر، جایزه پن-همینگوی، کتاب برگزیدۀ پابلیشر ویکلی، نیویورک تایمز، آدیسن مت کاف، اُ هنری و ... اشاره کرد. این کتاب و افتخارات متعددش، نگاه‌های زیادی را متوجه لاهیری و قلمش کرد که این توجه، پیامدهای مثبت زیادی را به همراه داشت.

دومین اثر رسمی جومپا لاهیری رمانی است به نام "همنام" که در سال 2003 منتشر شد. این کتاب، اولین رمان وی محسوب می‌شود. لاهیری در این کتاب نیز مسائل فرهنگی و احساسی مهاجران را بررسی می‌کند و به روایت تفاوت‌های فرهنگی و شکاف فکری ایجاد شده به سبب این تفاوت‌ها می‌پردازد. این کتاب، داستان مهاجرت خانواده گانگولی از کلکته به آمریکا و تطبیق عاداتشان همسو با محیط جدید و شدید شدن مشکلاتشان در برخورد با فرزندان است.

بحران هویت، که مسئله‌ای جدی برای مهاجرت از کشور‌های جهان سوم به کشور‌های توسعه یافته است، در این کتاب به خوبی نمایان است و حتی نام روسی یکی از فرزندان این خانواده، به این سرگشتگی فرهنگی دامن می‌زند. نام "گوگول" که به پسر این خانواده اطلاق می‌شود برگرفته از نام ادیب مشهور روس، "نیکلای واسیلیِویچ گوگول"، است که باعث شده تا پسر خانواده از نام خود بگریزد؛ گریزی مشابه به فرار از ریشه‌های فرهنگی خانواده و گذشته تاریخی و بومی‌شان.

لاهیری در بخشی از کتاب نوشته است:««خارجی بودن یک‌جور حاملگی مادام‌العمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحمل باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک‌جور مسئولیت مداوم و بی‌وقفه»

رمان در سال 1968 آغاز می‌شود و در سال 2000 پایان می‌پذیرد. "همنام" راوی سه دهه زندگی خانواده گانگولی است. سه دهه زیستن در سایه عنوان مهاجر، سه دهه تلاش برای کشف کیستی در تنگنای پرسش‌های متعدد فرهنگی، سه دهه تضاد و تشابه، سه دهه اختلاف، سه دهه بحران و سه دهه داستان که نویسنده به خوبیِ شهرزاد قصه‌گوی شرقی‌ها، از آن می‌گوید. داستان این کتاب در 12 فصل نگاشته شده است؛ 12 فصلی که هر یک بیش از دیگری ما را با زوایای پنهان زندگی مهاجران آشنا می‌کند. در بخشی از آن می‌خوانیم:«یک جمله‌ی معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای اینکه نشان بدهد از زندگی قبلی خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پر زحمت گرفته. به نظر آشیما خارجی بودن هم، مثل حاملگی، غریبه‌ها را به کنجکاوی وامی‌دارد، و حس ترحم و ملاحظه شان را بر می‌انگیزد.»

در سال 2006، فیلمی به کارگردانی "میرا نایر"، کارگردان برجسته هندی و بر اساس رمان لاهیری و با همان نام ساخته شد.

سومین اثر مهم جومپا لاهیری، مجموعه ای است به نام "خاک غریب" که در سال 2008 منتشر شد. مطابق معمول و مشابه باقی کارهای مشهور جومپا لاهیری، درون مایه این کتاب را هم می‌توانیم غربت و مهاجرت بنامیم. در داستان‌های کوتاه این کتاب هم نویسنده به واکاوی زندگی هندی-آمریکایی‌هایی می‌پردازد که سعی دارند تا ریشه‌های خود را در خاک کشور میزبانشان بدوانند و محکم کنند. متن داستان‌های این کتاب ساده و صریح است و جملات آن کوتاه و شفاف. کتاب‌های لاهیری را دو گروه از مهاجران شامل می‌شوند. گروه اول، اشخاصی‌اند که به سبب شرایط یا اهداف گوناگون خود مهاجرت کرده‌اند و گروه دوم فرزندانی‌اند که در غربت متولد شده‌اند و با بحران هویت مواجه‌اند. در مجموعه "خاک غریب" بیشتر گروه دوم مورد بحث واقع شده است که این خود وجه تمایز این کتاب نسبت به باقی کارهای لاهیری است که تمرکزشان بر نسل اول بوده است. این مجموعه شامل 8 داستان کوتاه است که در دو بخش نگاشته شده است.

از دیگر آثار مهم لاهیرى، "گودی" است. "گودی" کتابى است با مضمون اصلى مهاجرت که مصائب ناشی از دل کندن‌ها و ترک گفتن‌ها را روایت می‌کند. این کتاب، دومین رمان جومپا لاهیری محسوب مى‌شود که در اکتبر سال 2013، اندکی پس از انتشار، توانست در لیست 5 کتاب برتر نیویورک تایمز قرار بگیرد. "گودى" داستان دو برادر به نام های سوبهاش و اودایان است که کتاب به تلاطم‌های زندگی این دو و جریان مداوم اتفاقات و تصمیماتشان می‌پردازد. گودی با توصیفات ظریف و متن بدیع خود توانست در سال 2015 برنده جایزه «دی اس سی برای ادبیات جنوب آسیا» نیز شود.

جزئیات به کار رفته در توصیفات لاهیری و شفافیت سیر داستانی نوشته‌هایش، باعث شده است تا منتقدان قلم او را قلمی زنانه بنامند که البته زنانگی و زن در آن به شدت پررنگ است. زن‌های داستان‌های لاهیری به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ زنان اول را می‌توانیم مستقل و زنان دوم را خانه دار بنامیم. زنانی که هرکدام با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند و در کشاکش این مشکلات، موظف به اداره خانه و زندگی خود و خانواده شان نیز می‌باشند.

استراتژی‌های متداول مهاجران در برخورد با شرایط جدیدشان به چهار دسته تفاوت، همسانی، پیوند و ترجمه طبقه بندی می‌شود که در داستان‌های لاهیری می‌توانیم ردی از هر 4 استراتژی را بیابیم. داستان‌هایی که کاراکترهایشان می‌کوشند یا زندگی خود را متفاوت با میزبان پایه ریزی کنند، یا از زندگی کشور میزبان تقلید کنند، یا آمیزه‌ای از هر دو فرهنگ نوین کشور میزبان و بومی‌کشور خود را ایجاد کنند و یا پیوسته سبک‌های زندگی را ترجمه کنند.

لاهیری از تشویش‌های مربوط به هرکدام می‌نویسد. قلم او سهل اما ممتنع است؛ قلمی که درد و رنج‌ها و تجربیات شخصی اش را با صداقت تمام و کمال ابراز می‌کند و موجب می‌شود تا مخاطب به گرمی نویسنده را در پیشبرد داستان‌هایش همراهی کند.

آثار:

مترجم دردها- 1999

همنام- 2003

جهنم، بهشت- 2004

اولین و آخرین بار- 2006

آخر سال- 2007

خاک غریب- 2008

گودی- 2013

برای مشاهده آثار جومپا لاهیری این لینک را کلیک بفرمایید.