محمد قائد

محمد قائد

محمد قائد شرفی (م. قائد)، روزنامه‌نگار، نویسنده، مترجم، ویراستار و روشنفکر ایرانی در 1329 در شهر شیراز به دنیا آمد.

محمد قائد شرفی (م. قائد)، روزنامه‌‌نگار، نویسنده، مترجم، ویراستار و روشنفکر ایرانی در 1329 در شهر شیراز به دنیا آمد. سکونت و رشد در شهری چون شیراز برای محمد قائد فرصت‌های زیادی به وجود آورده بود. تازه‌ترین مجلات و کتاب‌ها خیلی زود به شیراز می‌آمد و جدیدترین فیلم‌ها روی پرده سینمای این شهر نمایش داده می‌شد. محمد قائد نیز تفریحش رفتن به سینما و مطالعه‌ی کتاب بود. شب‌ها تا قبل از خواب کتاب در دستش بود و صبح‌ها سرِ کلاس، زیر میز، پنهانی مطالعه می‌کرد. دوران دبیرستان را در رشته‌ی علوم انسانی در همان شهر گذراند. در سال 1348، قائد برای تحصیل در دانشگاه، در رشته‌ی روانشناسیِ دانشگاه پهلوی شیراز پذیرفته شد. به سبب علاقه‌ی شخصی‌اش به روانشناسی، در این حوزه بیش از یک دانشجو مطالعه می‌کرد و خیلی زود شروع به همکاری با مجلات مختلفی چون آیندگان، رودکی و نامه‌ی پژوهشکده، و نوشتن مقالات روانشناسی و جامعه‌شناسی کرد.

در طی سال‌های تحصیل در دانشگاه و بعد از فارغ‌التحصیلی، همکاری و ارتباط محمد قائد با روزنامه‌ی آیندگان بیشتر شد؛ تا آنکه در سال 1355 عضوِ هیئت تحریریه شد و سردبیری و ویراستاریِ صفحه‌ی فرهنگ این نشریه را برعهده گرفت. قائد در آیندگان سرمقاله می‌نوشت و هر پنجشنبه نیز با نگاه و نثری تازه، بر رویدادهای هفته مروری داشت و طرفداران بسیاری پیدا کرده بود. اما این همکاری با توقیفِ روزنامه آیندگان در هفده مرداد 1358، قطع شد. و محمد قائد مدتی را در زندان به حبس گذراند. قائد در آبان‌ ماه همان سال، به دعوتِ شاملو، همکای با کتاب جمعه را آغاز کرد. او در این مجله مقاله‌هایی به همان سبکِ مجله‌ی آیندگان می‌نوشت، مقالاتی درباره‌ی مسائل روزِ اجتماعی، روانشناسی و سیاست. مقالات او در این نشریه، با نام مستعار «م.مراد» در اولِ مجله چاپ می‌شد و به نوعی سرمقاله‌‌ی کتاب جمعه محسوب می‌شد. اما در یکم خرداد 1359 آخرین شماره‌ی کتاب جمعه چاپ شد و پس از آن این مجله به محاق رفت. با این حال، محمد قائد به نوشتن مقاله و ترجمه برای دیگر نشریات ادامه داد.

محمد قائد، پیش از ورود به دانشگاه، در کلاس‌های انجمن ایران و آمریکا و انجمن ایران و انگلیس که در شیراز بودند، شروع به آموختن زبان انگلیسی کرده بود. در این انجمن‌ها انگلیسی محاوره و روزمره و نیز ادبیات کلاسیک و شعر و نمایشنامه‌ی انگلیسی تدریس می‌شد. پشتکار و علاقه‌ی قائد او را به یکی از بهترین زبان‌آموزان تبدیل کرده بود. به این ترتیب قائد بعد از سال‌ها آموزش زبان انگلیسی، چنان تسلطی پیدا کرده بود که به ترجمه‌ی مقالات خارجی و چاپ آن‌ها دست زد. اولین تجربه‌ی ترجمه‌اش در مطبوعات و در سال 1347 بود. این مقاله، مطلبی درباره‌ی بیلی وایلدر بود که در مجله‌ی ستاره سینما به چاپ رسید.

پس از متوقف شدن انتشار کتاب جمعه، قائد ابتدا به عنوان ویراستار و مترجم در اخبارنیوز مشغول به کار شد. او در این نشریه به ترجمه‌ی مقالات و اخبار فارسی به زبان انگلیسی می‌پرداخت. در نیمه‌ی سال 1365، از این مترجم برای ترجمه و نوشتن مطالبِ بخش انگلیسی ماهنامه‌ی صنعت حمل و نقل و مجله فیلم دعوت به همکاری شد. قائد در نشریه صنعت حمل و نقل ویراستار نیز بود. و در ماهنامه‌ی فیلم، در همکاری با مهدی سحابی تمام تلاشش را می‌کرد تا مقاله‌ی ترجمه شده، روان و دارای نثری درخورِ خوانندگان انگلیسی‌زبان باشد، نه زبانِ ترجمه‌ای یک فردِ جهان‌سومیِ کم‌سواد. و حاصل کار نیز خوب و مورد تحسین بود. نوشتن در مجله فیلم، سبب شد تا قائد یادداشت‌ها و مطالبی درباره سینما به روی کاغذ آوَرَد. همچنین او در طول این همکاری فیلم‌نامه‌های ایرانی متعددی چون «سکوت» و «گبه» را به انگلیسی ترجمه کرد.

دهه‌ی هفتاد، سال‌هایی بود که محمد قائد شناخته‌تر شده و از آثار او استقبال بیشتری شده بود. همکاری او با نشریات، تا نوشتن مقاله برای ماهنامه‌ی زمان و نیز جامعه‌ی سالم، گسترده شد. محمد قائد در این دهه شروع به ترجمه‌ی کتاب کرد. ترجمه‌ی کتاب‌های «ظهور و سقوط قدرت‌های بزرگ» نوشته‌ی پال کندی در سال 1370، «نخستین مسلمانان اروپا» از مارتین واکر در سال 1372، «ایدئولوژی‌های سیاسی» (1375)، «تام پین» (1376) از مارک فلیپ و «رنج و التیام» (1377) نوشته‌ی ج. ویلیام وردن از جمله ترجمه‌های او در این دهه است. کتاب‌های که حوزه‌های مختلفی از سیاست، داستان، تاریخ مطبوعات، تاریخ جهان را در برگرفته است.

محمد قائد در همین دهه، کتاب «عشقی: سیمای نجیب یک آنارشیست» (1377) را می‌‌نویسد؛ کتاب جامعی که به وجوه مختلفِ شخصیتِ میرزاده عشقی پرداخته است.

محمد قائد در کنار این فعالیت‌ها، در اوسط دهه‌ی هفتاد تصمیم می‌گیرد تا مجله‌ی فرهنگی- آموزشیِ لوح را، به تنهایی بنویسد و منتشر کند. به این ترتیب، قائد به دور از دغدغه‌های تعاملِ میان ناشر و مولف به انتشار مجله‌ی خودبنیادِ «لوح» دست زد. شماره‌ی نخست این مجله در تیر ماه 1377 منتشر شد. اما پنج سال بعد به دلیل مسائل مالی، پانزدهمین و آخرین شماره‌ی «لوح» در مهر ماه 1382 به چاپ رسید. قائد پس از آن و تا اکنون، مطالب و مقالات خود را در وب‌سایتِ شخصی‌اش انتشار داده است. و همچنان برای نشریات مختلفی چون ماهنامه‌ی تخصصی گردشگریِ سفر، مقاله می‌نویسد.

استقبال از مقالات، یادداشت‌ها و جستارهای نوشته‌ی محمد قائد در طی سه دهه، سبب شد تا مقالات چاپ شده‌ی او به صورت کتاب گردآوری و منتشر شود. مقالات او اولین‌ بار در سال 1380 در «دفترچه‌ی خاطرات و فراموشی» به قالب کتاب درآمد. مجموعه مقالاتِ بعدی او در کتاب «ظلم، جهل و برزخیان زمین» گردآوری شد. نگاه انتقادی، دقتِ کنکاشی و زبان ادبی و طنازِ قائد، در کنارِ پرداختن به مسائل روزِ جامعه‌ی ایرانی ، سبب شده تا نوشته‌های او هم برای قشر تحصیل‌کرده و هم عوام قابل فهم و قابل تامل باشد.

  • آثار
  • ترجمه

ظهور و سقوط قدرت‌های بزرگ-  پال کندی -1370- انتشارات علمی و فرهنگی

نخستین مسلمانان اروپا- مارتین واکر – 1372- نشر مرکز (چاپ دوم: نشر کارنامه 1389)

قدرت‌های جهان مطبوعات- مارتین واکر- 1372- نشر مرکز

ایدئولوژی‌های سیاسی- رابرت اکلشال، ریچارد جی و دیگران- 1375- انتشارات طرح نو

تام پین- مارک فلیپ – 1376- انتشارات طرح نو

رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی-  ج. ویلیام وردن-1377- انتشارات طرح نو

مبارزه علیه وضع موجود: جنبش دانشجویی المان- سابینه فون دیرکه- 1381 - انتشارات طرح نو

بچه رزمری- آیزا لوین- 1394- نشر کلاغ

توپ‌های ماه اوت- باربارا تاکمن- 1393- نشر ماهی

گذار- نصرالله کسرائیان- محمد قائد- نشر نظر

 

تالیف:

عشقی: سیمای نجیب یک آنارشیست- 1377- انتشارات طرح نو (تجدید چاپ در سال 98 توسط نشر ماهی)

دفترچه خاطرات و فراموشی و مقالات دیگر- 1380- انتشارات طرح نو

ظلم، جهل و برزخیان زمین: نجوا و فریاد در برخورد فرهنگ‌ها-1389- انتشارات طرح نو

آدم ما در قاهره: پیراسته و ویراسته‌ یادداشت‌های قاسم غنی در ماه‌های سفارت در قاهره 27 و 1326 -1396- نشر کلاغ

 

به کوشش عاطفه صابونی