جشن امضا کتاب «اهل کاشانم» با حضور آرش نورآقایی، منصور ضابطیان،محمد درویش و محمدرضا اصلانی در ساربوک

جشن امضا کتاب «اهل کاشانم» با حضور آرش نورآقایی، منصور ضابطیان،محمد درویش و محمدرضا اصلانی در ساربوک

مجموعه کتابفروشی‌های ساربوک، عصر نخستین جمعه‌ی بهمن ماه 99 در نشستی با حضور منصور ضابطیان( نویسنده و فعال حوزه ادبیات)، آرش نورآقایی( فعال شناخته شده‌ی گردشگری)، محمد درویش (کنش‌گر برجسته حوزه محیط زیست) و محمدرضا اصلانی( فیلم ساز صاحب‌نام) به بهانه‌ی جشن امضای کتاب‌های منصور ضابطیان و همچنین کتاب گردشگری ««اهل کاشانم»»، شاهد گپ و گفت‌های صمیمانه‌ و جذابی درباره‌ی اهمیت سفر و جایگاه ادبیات و روایت و نگاه خلاقانه در حوزه گردشگری بود.

با حضور منصور ضابطیان، آرش نورآقایی، محمد درویش و محمدرضا اصلانی در ساربوک برگزار شد:

گزارش: مهدی سلطانی راد

تببین جایگاه روایت و قصه در سفر و صنعت گردشگری به میزبانی پاتوق کتاب

(فیلم این نشست را به صورت کامل می‌توانید در پیج ساربوک مشاهده بفرمایید.)

در این نشست که شمار زیادی از فعالان حوزه ادبیات، میراث و گردشگری نیز حضور داشتند، نورآقایی (مدیر طرح کتاب گردشگری «اهل کاشانم») با اشاره به دو علاقه برجسته خود در زندگی (سفر و نوشتن) گفت: از سالها پیش در کنار اشتغال در بخش راهنمای گردشگری، رورنامه نگاری و نوشتن گزارش سفر و نگارش متن‌های کوتاه فلسفی و خلق محتوای خوب برای گردشگری را نیز دنبال می‌کردم و در راستای این علاقه بود که توانستم در صفحه سفر و ایرانگردی روزنامه همشهری و در ستونی با فضای محدود با نام (عجایب ایران) از ویژگی‌های خاص باغ فین، گنبد سلطانیه، چغازنبیل و .. بنویسم.

وی درباره انگیزه نگارش کتاب گردشگری ««اهل کاشانم»» یادآور شد: اوایل دهه 90، سفری به خوزستان داشتم و آنجا بود که علاقه نگارش کتاب درباره ویژگی‌های تاریخی و گردشگری این استان در من بروز کرد و در این راستا حتی تحقیقات و پژوهش‌های مورد نیاز ما برای این استان هم انجام شد، اما نبود حامی،‌ مانع از چاپ این کتاب شد ولی امروز خوشحالم که پس از حدود هفت الی هشت ماه تلاش جمعی که بنده نیز در آن نقشی داشتم کتاب فرهنگی گردشگری «اهل کاشانم» روانه بازار نشر گردید.

به بیان این فعال شناخته شده عرصه گردشگری، نزدیکی به تهران و ویژگی‌های خاص و مملو بودن کاشان از انبوه جاذبه‌های تاریخی و طبیعی و همچنین قدمت و غنای فرهنگی این شهر کهن، از دلایلی بود که این کتاب تدوین، منتشر و به مردم کاشان ارائه شود، اما در نوبت بعدی دوست دارم برای اصفهان و نیشابور و همدان نیز مانند کاشان، کتابی را تدوین کنیم.

وی در ادامه به حضور روایت و قصه از گذشته یک شهر در لابلای کتاب «اهل کاشانم» اشاره کرد و افزود: در همه این سال‌های فعالیتم در حوزه گردشگری بین‌الملل، یکی از تجربیاتم خوانش قصه‌ها و روایت‌ها و حوادث تاریخی رخ داده در جوامع مختلف بود تا به طور مثال در مسیر 680 کیلومتری ونیز تا وین درباره موسیقی اتریش، روزگار شهر وین در جنگ جهانی دوم و .. برای مسافر و گردشگر بگویم.

نورآقایی با انتقاد از دیدگاه غالب اکثر مدیران وزارت میراث فرهنگی در بسنده کردن به همین جاذبه‌های تاریخی موجود در ایران مانند تخت جمشید و باغ فین و... گفت: سالیانی پیش در سفری به استرالیا، متنی برای تبلیغ جاذبه‌های توریستی ملبورن با عنوان «100 ارزش پنهان ملبورن» در یکی از معابر این شهر توجهم را جلب کرد، حال آن که یکی از این عجایب یا جاذبه‌ها، استقرار دستشویی در کنار کافی‌شاپ در طبقه 35 یک هتل بود که شما در مسیر حرکت به سمت آن دستشوییِ خاص! بخشی از نمای شهر از جمله ورزشگاهی که خداداد عزیزی سال 76 در آن گل زد را می‌توانستید مشاهده کنید و جاذبه دیگر یک شوی 15دلاری با موضوع هدایت تعدادی گوسفند توسط یک سگ به سمت آغل‌شان بود!

به گفته‌ی وی همانطور که جاذبه‌های تاریخی ایران فقط تخت جمشید نیست، در کاشان نیز تنها نباید روی باغ‌ فین تأکید کرد بلکه باید روی این موضوع دقیق شد که به طور مثال حضور واژگان و مفاهیمی نظیر «باغ، بهشت، فردوس، پردیس،پارادایس» که وام گرفته از باغ باشکوه ایرانی است، در 27 زبان دنیا حضور دارد و این برای گردشگر غربی ناشناخته است و می‌توان با اشراف به ادبیات و معماری و شعر، این جاذبه‌های پنهان را برای گردشگران غربی عیان ساخت و با استفاده و بهره‌برداری از ادبیات و قصه و روایت و داستان‌ها و رخدادهایی که در تاریخ کاشان یا بقیه شهرهای ایران اتفاق افتاده، بخشی از جاذبه‌های درآمدزای گردشگری را ایجاد کرد.

منصور ضابطیان که خود نویسنده و سفرنامه‌نویسی کاربلد و شهیر است نیز در بخشی از این نشست ضمن تمجید از هویت و تاریخ شهر کاشان و با بیان این که تاکنون در کاشان با دقت و با ریزبینی حضور نداشته گفت: حقیقت این است که تاکنون درباره شهرهای مختلف ایران از جمله کاشان، از طریق نویسندگان کتاب‌های خارجی گردشگری و یا توسط سیاحان و تاریخ‌نویسان متقدم و به زبان آن دوره، مطالبی نوشته شده اما ویژگی کتاب«اهل کاشانم»، نگارش تاریخ یک شهر به شکل جامع و با زبان امروزی است.

منصور ضابطیان با تأکید بر این که متأسفانه دولتی‌ها نه توزیع‌کننده، بلکه نگهدارنده‌ی خوبی برای تولیدات باارزش فرهنگی هم نیستند افزود: سالیانی پیش با کمک برخی دوستان درباره هشت استان ساحلی کشور، هشت سفرنامه‌ی خوب و غنی تهیه شد که نویسنده یکی از آنها من بودم اما چون حامی‌ مالی این مجموعه یک ارگان دولتی بود، هنوز این تولید منتشر نشده است، لذا خواهش می‌کنم ارگان‌های دولتی لااقل با خرید تولیدات مکتوبی مانند «اهل کاشانم» و هدیه به میهمانان و نمایندگان خارجی که به این شهر می‌آیند، واسطه‌ای برای معرفی هر چه بیشتر کاشان به دیگران باشند.

وی در تبیین جایگاه خلاقیت، قصه و ایده‌پردازی در گردشگری یادآور شد: مدیوم سینما و سریال‌سازی از جمله ابزارهای افزایش جاذبه‌های گردشگری در دنیاست، به عنوان مثال سریال «جواهری در قصر» که کره ای‌ها در آن شخصیتی با نام «یانگوم» تولید کردند، اصل قصه و افسانه آن دو خط بیشتر نیست، اما کره ای‌ها از آن سریال ساختند و از لوکیشن‌های این سریال، جاذبه گردشگری فراهم کردند. در همین راستا به نظرم بد نیست اگر کاشانی‌ها روی استفاده از لوکیشن فیلم و سریال‌هایی مانند طوقی و سلطان و شبان و .. برای ایجاد جاذبه گردشگری در شهرشان فکر کنند.

محمد درویش، فعال شناخته شده‌ی حوزه محیط زیست کشور نیز به عنوان میهمان این نشست از منظر عشق به طبیعت و زیست بوم به مفهوم سهم ادبیات و بزرگان این حیطه در توسعه توریسم پرداخت و گفت: وحشی بافقی سراینده‌ی یکی از بی‌نظیرترین اشعار زیست محیطی در تاریخ ایران (ما درخت افکن نه‌ایم، آن‌ها گروهی دیگرند/ با وجود صد تبر یک شاخ بی‌بر نشکنیم ) برای حفط درخت و سبزینه‌گی است، اما چند سال قبل که به بافق- زادگاه او - سفر کردم با کمال تعجب نه خانه‌ای از او مانده بود و نه آرامگاهی.

محمد درویش ادامه داد: در کاشان، ما دکتر حسین لقمان را به عنوان یک انسان عاشق محیط زیست داریم که سالها پیش از انقلاب با همراهی سهراب سپهری (چون هر دو در اداره مبارزه با آفات شاغل بودند) برای دفع حمله ملخ‌ها به ریگ‌زارهای کویر کاشان رفتند، اما سهراب با دل نازکی به نحوی روی زمین قدم برمی‌داشت تا جان ملخ‌ها به خطر نیفتد! و چنین انسانی است که می‌تواند به یک سرمایه و هویت فرهنگی و حتی گردشگری برای کاشان تبدیل شود.

فیلم‌ساز برجسته، عکاس و مستندساز شهیرِ کشورمان نیز در بخشی از این نشست در توصیف هویت بصریِ نوعِ معماری شهر کاشان گفت: سبک معماری و کمپوزیسیون کوچه‌ها و گذرهای کاشان به نظر من که در دهه 40 برای عکاسی به این شهر آمدم، گویی بدون انسان و رهگذران و مرد و زن بومی‌چیزی کم داشت، یعنی معماران فضاها را به گونه‌ای ساخته بودند که انسان باید مکمل آنها و جزیی از معماری باشد.

محمدرضا اصلانی همچنین در ادامه مبحث نقش روایت و ادبیات در توسعه گردشگری ادامه داد: در اوایل قرن 19 یکی از تجار یا سیاحان غربی که به کاشان آمده در سفرنامه خود می‌نویسد در این شهر مگس و پشه نمی‌بینید، این نکات یا برجستگی‌ها یعنی یک جاذبه کوچک گردشگری. سیاحان نامداری مانند مارکوپولو که از کاشان نیز عبور کرده اند و سؤال این جاست که چرا از پتانسیل این منابع و دارایی‌ها برای رونق گردشگری کاشان استفاده نمی‌شود؟

این مستندساز و سینماگر نامدار افزود: صادق هدایت برجسته‌ترین چهره بین‌المللی ایران در حوزه ادبیات است اما در ایران هیچ رد و نشانه و خانه و سرایی از او نداریم تا مانند غربی‌ها که از یک خانه معمولی به خاطر حضور چند ساعته‌ی یک نویسنده مشهور درآمد کسب می‌کنند، ما نیز از چهره نامدار خود بهره‌برداری کنیم.

وی در تبیین جایگاه صنعت گردشگری در کسب ثروت یادآور شد: در اوایل دهه 50 شمسی که میزان فروش نفت ایران بالا رفته بود و کشور سالانه 20 میلیارد دلار صادرات نفت داشت، در همان برهه موزه لوور فرانسه سالانه 22 میلیارد دلار درآمد از طریق حضور گردشگران جذب می‌کرد.

اصلانی در ادامه با تأکید بر جریان داشتن روح و انس و الفت اصیل ایرانی در خانه‌های تاریخی شهرهایی مانند کاشان گفت: فیلمنامه ای که برای فرزندم نوشتم تا او جلوی دوربین ببرد، در همین هفته‌های اخیر با اصرار او در خانه بروجردی‌ها به تصویر کشیده خواهد شد.

در پایان مراسم، جشن امضا کتاب « اهل کاشانم» توسط آقای آرش نورآقایی و کتاب‌های آقای منصور ضابطیان توسط ایشان انجام شد و مخاطبان عکس هایی به یادگار با ایشان گرفتند.